استاد احمد عابدینی

محقق قرآنی

نویسنده

دین پژوه

مدرس حوزه و دانشگاه

فعال اجتماعی

0

سبد خرید خالی است.

بازگشت به فروشگاه
استاد احمد عابدینی

محقق قرآنی

نویسنده

دین پژوه

مدرس حوزه و دانشگاه

فعال اجتماعی

نوشته وبلاگ

امکان انجام چند حج مستحب و واجب در یک سال

مهر 14, 1404 مقالات
امکان انجام چند حج مستحب و واجب در یک سال

امکان انجام چند حج مستحب و واجب در یک سال

این بحث در سه بخش تقدیم می‌گردد:

بحش اول:

با توجه به اينكه دين خواستار متقي شدن انسان است و حج يكي از تقوا آفرين‌هاست و قرآن از مردم براي حج دعوت كرده و سه ماه شوال، ذي‌القعده و ذي‌الحجه را براي حج قرار داده است، به نظر مي‌رسد كه مي‌توان در اين سه ماه حج‌هاي متعدد انجام داد. وگرنه حتي اگر 5 درصد مسلمانان مستطيع باشند با انجام تنها يك حج در هر سال 50 سال طول مي‌كشد تا همه بتوانند به حج بروند. فتوا ندادن به جواز حد اقل سه حج در سال، دور كردن مردم از تقواست و شايد مصداق صد عن سبيل الله باشد.

وَ اللَّهَ اللَّهَ فِي بَيْتِ رَبِّكُمْ لَا تُخَلُّوهُ مَا بَقِيتُمْ فَإِنَّهُ إِنْ تُرِكَ لَمْ تُنَاظَرُوا

«خدا را خدا را درباره خانه خدا، تا هستيد آن را خالى مگذاريد، زيرا اگر كعبه خلوت شود، مهلت داده نمى‌شوید.»

تعبیر لَمْ تُنَاظَرُوا را برخی مثل آیت الله منتظری این‌گونه معنا کرده‌اند که مورد عنایت خاص خدا واقع نمی‌شوید. ایشان در ذیل این تعبیر فواید حج را بیان کرده‌اند و به آیاتی پیرامون حج اشاره کرده‌اند.

به نظر من تعبیر لَمْ تُنَاظَرُوا به این معنا است که مهلت داده نمی‌شوید. حال اینکه از جانب چه کسی مهلت داده نمی‌شوید ممکن است بگوییم مراد از طرف دشمنان است چرا که دشمنان اسلام وقتی می‌بینند مسلمانان با وجود سختی حج آن را انجام می‌دهند به بيابان عرفات و مشعر و منا مي‌روند، می‌فهمند که آنها برای دینشان ارزش قائل هستند و اگر بزرگانشان فتوایی دهند پیروی می‌کنند. پس ترس و دلهره‌ای در دل دشمنان اسلام می‌افتد و به سرزمین‌های اسلام حمله نمی‌کنند ولی اگر غیر این باشد به مسلمانان مهلت نمی‌دهند و به آنها حمله می‌کنند.

این احتمال هم هست که مراد این است که از ناحیۀ شیطان مهلت داده نمی‌شوید. به هر حال شیطان به دنبال این است که بر انسان مسلط شود. حج و طواف خانۀ خدا و راز و نيايش در عرفات و مشعر و منا انسان را متواضع می‌کند. انسان‌های با شخصیت و با کلاس در حج مجبور می‌شوند کارهایی کنند که واقعا تواضع در آن نهفته است. پس حج، تکبر را از بین می‌برد. حج موجب می‌شود شرک‌هایی که شیاطین انس و جن برای ما درست کرده‌اند رنگ ببازد.

اهميت حج را قبل از جملات وصيتنامۀ حضرت علي (ع) در نامۀ 47 نهج البلاغه را از قرآن نیز به دست مي‌آوریم. قرآن آیات مختلفی در مورد حج دارد از جمله در سوره‌های بقره، آل عمران، مائده، ابراهیم و خود سوره حج.

حال با همۀ اهمیتی که در مورد حج هست در زمان ما مشکلاتی به وجود آمده است از جمله اینکه افراد زیادی می‌خواهند به مکه بروند ولی جا نیست و افرادی با اینکه 20 سال است ثبت نام کرده‌اند هنوز به حج نرفته‌اند. پس واجب الحج‌ها نوبتشان نمی‌شود.

اگر یک درصد جمعیت ما واجب الحج باشند با توجه به میزان افرادی که سعودی قبول می‌کند سال‌ها طول می‌کشد تا همۀ این افراد بتوانند به حج بروند.

به هر حال از طرفی حج خیلی مهم است ولی از طرف دیگر جا برای زائران کم است. حال واقعا چه باید کرد؟ آیا همین که جا نیست باید بسیاری از افراد حج انجام ندهند تا بميرند؟

چند مطلب پيشنهاد شده و مي‌شود: 1. تا حد ممكن فضا را افزايش دهند كه افزايش داده‌اند و مي‌دهند و بر فرض كه اكنون سالي دو ميليون زائر قبول مي‌كنند تعداد به سه ميليون مي‌رسد و اين دواي كامل درد نيست.

  1. كساني كه حج واجب خود را انجام داده‌اند و خواهان انجام حج استحبابي هستند در شوال يا ذو القعده به حج بروند به اين گونه كه در اوايل شوال يا ذو القعده به احرام عمرۀ تمتع محرم شوند و پس از انجام عمرۀ تمتع در نهم شوال يا ذو القعده به احرام حج محرم شوند و سيل جمعيت حج گذاران مستحبي عصر نهم شوال يا ذو القعده را در عرفات وقوف كنند و شب دهم به مشعر بروند و روز دهم به منا بروند و رمي و قرباني و سرتراشي يا كوتاه كردن موي سر را انجام دهند و تا دوازدهم بمانند و با اعمال مكه از احرام خارج شوند.

اين راه حل بسيار خوب است زيرا هيچ محظوري ندارد و عبادت و دعا در اماكني است كه خدا به ذكر و دعا در آنها سفارش كرده است و چون داوطلبان بسياري دارد افاضه از عرفات و مشعر اتفاق مي‌افتد و ازدحام ايام ذو الحجه را به طور محسوسي پايين مي‌آورد. و اگر اشكالي در ذهن برخي بود با مباحث بعدي حل مي‌شود.

  1. حج را واجب نيمه موسّعي حساب كنيم كه بر خلاف نماز فرد آخرش افضل است؛ زيرا نماز واجب موسّعي است كه ده‌ها فرد دارد و اولين فرد آن افضل است ولي حج واجب نيمه موسّعي است كه سه فرد دارد و آخرين آن افضل است. سه فرد داشتن از «الحج اشهر معلومات» معلوم مي‌شود كه روايات ماههاي حج را سه ماه شوال و ذو القعده و ذو الحجه دانسته‌اند. و وقتي افضل يعني حج در ذوالحجه براي برخي غير ممكن است و حج در ماههاي حج غير ذوالحجه برايش ممكن است عقل اقتضا مي‌كند كه حج در يكي از اين دو ماه را انجام دهد؛ زيرا عقلا مي‌گويند: ما لا يُدْرَك كلُّه لا يُتْرَك كلُّه؛ آنچه كه همه‌اش به دست نيايد همه‌اش از دست داده نشود. و اينكه كسي اين راه را قبول نكند و بگويد افراد فراواني كه نوبتشان نمي‌شود بي‌حج بمانند و بي‌حج بميرند كاملا بي‌سليقگي است و خلاف فهم عقلا در موارد مشابه است.

چند مورد: یادم هست زمانی که سعودی می‌خواست اتوبوس‌های بی‌سقف را بردارد برخی می‌خواستند بگویند به این خاطر حج نروید يعني به خاطر يك جزء كه امكان انجامش نيست كل حج تعطيل شود؟ مي‌بينيد كه اين مورد را هيچكس نمي‌پذيرد و همه مي‌گويند: ما لا يُدْرَك كلُّه  لا يُتْرَك كلُّه.

باز وقتی سعودی قربانی را بیرون از منی برد دوباره اختلاف شد و هرکسی نظری داد. از ترك حج تا قرباني در بلد زائر تا گرفتن ده روز به جاي قرباني. و بنده مقاله‌ای نوشتم و در آن گفتم که منا ظرف قربانی است نه قید آن و اشکالی ندارد که قربانی در بیرون از منا و در منطقۀ حرم باشد و کم‌کم همين نظر را همه پذيرفتند، نه به خاطر مقالۀ بنده بلكه به خاطر ما لا يُدْرَك كلُّه  لا يُتْرَك كلُّه. كه قاعده‌اي عقلايي است.

حتی یادم هست برخی گفته بودند مُحرِم نبايد در تونل برود در حالی که در تونل نرفتن معنا ندارد چون برای رسیدن به مسجد الحرام باید از تونل عبور کرد. و به خاطر هيچيك از اينها و براي مجموع اينها نبايد حج ترك شود؛ زيرا حج كلّي است كه امكان نداشتن اين امور نمي‌تواند اصل آن را زير سؤال ببرد.

به هر حال اگر 5 درصد جمعیت جهان واجب الحج باشند گاهي یک شخص باید 50 سال در نوبت بماند و به نظر من این با دعوت خدا از مردم برای حج سازگار نیست و باید فکري کرد.

من سال 1398 که به حج رفتم در حال تفسیر آیات حج بودم و به این آیه رسیدیم:

اَلْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومٰاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاٰ رَفَثَ وَ لاٰ فُسُوقَ وَ لاٰ جِدٰالَ فِي الْحَجِّ ﴿البقرة، 197﴾

حج در ماه های معین و معلومی است [شوال، ذوالقعده، ذوالحجه] پس کسی که در این ماه ها حج را [با احرام بستن و تلبیه] بر خود واجب کرد، [بداند که] در حج، آمیزش با زنان و گناه و جدال [جایز] نیست.

طبق این آیه حج، ماه‌های مختلف است.

ماه شوال یکی از ماه‌های حج است ولی امروزه این ماه اصلا کاری به حج ندارد. حتی ذی القعده نیز کاری به حج ندارد. امروزه یک حاجی در طول یک هفته می‌تواند همۀ کارهایش را انجام دهد. پس می‌توان در همان ذی الحجه تمام اعمال حج را از عمرۀ تمتع و حج تمتع انجام داد و کار را تمام کرد. و دو ماه حج عاطل بماند.

دلالت اقتضا مي‌گويد كه چون سه ماه براي حج است پس می‌توان سه حج انجام داد؛ زيرا خدا سه ماه برای حج قرار داد.

عمره در طول سال است ولی حج مربوط به سه ماه است. از صدر اسلام تا 50 سال پیش شوال و ذو القعده نیز مربوط به حج بود و مردم چون با اسب و شتر می‌رفتند ماه شوال نیز برای حج قرار داده شده بود ولی الآن که هواپیما و امنیت وجود دارد اصلا شوال از ماه‌های حج خارج شده است. بنده می‌گویم با توجه به اینکه شوال و ذی القعده جزء ماه‌های حج هستند پس می‌شود حجی در شوال و ذی القعده و ذی الحجه انجام داد.

مؤيد این مطلب و پيشنهاد دوم این است که در قرآن در مورد زمان عید قربان و روز عرفه و روزهای حج چیزی نیامده است. در قرآن اصلا از زمان عرفات و مشعر صحبتی به میان نیامده است. پس زمانش در هر يك از اين سه ماه كه باشد مهم نیست بلکه مهم پخته شدن حاجی در يكي از اين سه ماه است که حاجی در عرفات و منی پخته می‌شود.

پس می‌توان گفت نهم شوال و ذی القعده و ذی الحجه مربوط به رفتن به عرفات باشد و دهم شوال و ذی القعده و ذی الحجه نیز مربوط به عید قربان باشد.

پیامبر(ص) هیچ کجا نگفته است که حج حتما باید در ذی الحجه باشد. بله حج پیامبر(ص) و ائمۀ اطهار در ذی الحجه بوده ولی این عمل دلالت بر جواز دارد نه وجوب. حال وقتی جا نیست چه باید كرد؟ هر سه پيشنهاد بايد عملياتي شود تا مشكل حل شود.

در روایات حج داریم که اصحاب، دور شتر پیامبر(ص) در عرفات و منی جمع شدند و پیامبر(ص) به آنها گفت همۀ اینجا عرفات و منی است. به نظرم اگر او زنده بود و همه هجوم مي‌آوردند كه در ذوالحجه حج انجام دهند مي‌فرمود شوال و ذوالقعده و ذوالحجه همه ماههاي حج است و در ذوالحجه ازدحام نكنيد.

به هر حال من چندین سال است ذهنم به این مسأله مشغول است و طبق بررسی‌هایم دلیلی پیدا نکردم که اگر حج در غیر ذی الحجه انجام شود باطل است.

بله سیرۀ پیامبر(ص) انجام حج در ذی الحجه بوده ولی در زمان پیامبر(ص) جا زیاد بود و جمعیت کم ولی امروزه این‌گونه نیست؛ بلكه جمعيت زياد است و جا كم.

بد نیست مثالی بزنم:

در ایران برای نماز جمعه يا جماعت اگر جمعیت زیاد شد افراد در خيابان مي ايستند يا روی پشت‌بامها می‌روند ولی در کانادا این‌گونه نبود و وقتی جمعیت زیاد باشد چند نماز جماعت در داخل مسجد و در وقتهاي مختلف می‌خواندند. من یادم هست در کانادا این‌طور بود و من روز عيد فطر دو نماز عيد با دو جمعيت متفاوت و در يك مكان خواندم. و اتفاقا این یک کار عاقلانه است و بهتر از نماز در خيابان و بر سقف خانه‌هاي مردم است.

اینکه بدون دليل بگوییم كه در هر سال فقط یک حج می‌توان بجا آورد و با این فتوا بسياري از افراد حجشان عقب بيفتد و بسياري از آنان بدون انجام حج بميرند گناه بزرگي است. فرض کنید همۀ دنیا مسلمان شدند. در چنین شرائطی چه باید کرد؟ اين چالش بزرگي نيست كه خدا دعوت كرده و زمان و مكان را محدود كرده است تا دعوت شدگان نتوانند بيايند؟ اگر فقيهي فتوا به جواز سه حج در يك سال ندهد و بلكه آن را منع ‌كند در مقابل اين صدّ عن سبيل الله چه حجتي در نزد خدا دارد كه سه ماه حج را منحصر در يك ماه كرده و ميهمانان خدا را با فتوايش از ميهماني محروم كرده است. چه دليلي براي او اقامه شده كه حج در شوال كه از ماههاي حج است باطل مي‌باشد؟

دقت شود که در آیۀ 197 سوره بقره که به آن اشاره شد کلمۀ حج تکرار شده است، با اینکه می‌توانست ضمیر بکار ببرد ولی تکرار کلمۀ حج به نظر می‌رسد برای این باشد که آنچه در حج مهم است زمانش نیست بلکه ترک رَفَث و فسوق و جدال مهم‌ترين نكته است.

و اما غیر متعارف بودن این امر به خاطر این است که تا به حال گفته نشده است و انجام نشده است و الا اگر متعارف شود این مشکل نیز حل می‌گردد.

بنده هیچ روایتی تا حال نيافتم که دلالت كند حج تنها و تنها باید در ذی الحجه انجام شود و مقيد به زمان ذوالحجه است.

به هر حال به نظر من این مسأله باید مورد بررسی دقيق قرار گیرد و اگر کسی دلایلي از قرآن يا روايات صحيح السند آورد كه در يك سال تنها يك حج بايد انجام شود و شبهات بنده را منطقی جواب داد بنده از حرفم برمی‌گردم. با صراحت مي‌گویم كه دین را نباید در بن‌بست قرار داد و گفت: اگر همه ‌خواستند به مکه بروند بگوييم ببخشيد خدا اشتباهي دعوت كرده و توجه به كمي جا نداشته است!!

تنها یک حج در يك سال مربوط به وقتی بود كه امكان سفر نبود و افراد بسيار كمي مي‌توانستند به مكه بروند و منا و عرفات گنجايش آن جمعيت را داشت ولی الآن که امکانات سفر هوايي فراهم است و همه مي‌خواهند به حج بروند باید چند حج در سال بجا آورد و كساني كه از آن منع كنند بايد دليل بياورند.

سؤالات پایان جلسه:

سؤال اول: چه اشکالی دارد که اتوبوس‌های بی‌سقف ساخته شود؟

جواب: نباید بگوییم همه به زمان پیامبر(ص) برگردیم و خر سوار شویم. اتوبوس را برای مسافربری ساخته‌اند و بسياري از امكانات آن در سقف آن است. آن وسيله‌اي كه سقف ندارد كمپرس و خاور و وسيلۀ بار بري است نه وسيلۀ حمل و نقل انسان. علاوه بر اين نمی‌شود گفت سرمایۀ زیادی را مصرف کنید و برای حاجيان اتوبوس بی‌سقف درست کنید تا تنها سالي يك بار استفاده شود. دین نیامده است تا ما را به اسراف بكشاند يا امکانات را از ما بگیرد. توضيح اين قسمت را در مقاله استفاده از سايه و سايبان آورده‌ام و در مجله فقه شماره 13 چاپ شده است.

سؤال دوم: چرا امروزه هرکسی برای خود قربانی نمی‌کند؟

جواب: این به خاطر کثرت جمعیت است. اگر همه بخواهند خودشان قربانی کنند می‌دانید چه اتفاقی می‌افتد؟ دو ميليون نفر بايد به قربانگاه بروندو بر گردند و چون امكان پذير نيست و قرباني از قديم نيابتي بوده است، پس برای حفظ جان افراد چاره‌ای نیست که در قربانی به كسي نيابت داده شود.

سؤال سوم: اگر علمای شیعه نظر شما را قبول کردند ولی علمای اهل سنت چنین امری را قبول نکردند آیا فکر نمی‌کنید خود حج که عامل وحدت است عامل تفرقه شود؟ همچنین وقتی استطاعت مهم است چرا اصرار داشته باشیم عدۀ بیشتری را به حج بفرستیم؟ وقتی آنجا خالی نمی‌شود همین برای ما کافی است.

جواب: وقتي سخني با دليل باشد همه قبول مي‌كنند. یکی از راه‌های کسب تقوا حج است. چرا مردم را از این راه تقوا محروم کنیم؟ معمولا اهل سنت در مورد حج راحت‌تر سخن جديد را قبول مي‌كنند و قرباني در خارج از منا را به راحتي پذيرفتند. شيعيان بيشتر مناقشه كردند. متأسفانه باب اجتهاد در شیعه عملا مسدود است و پيوسته با اضطرار چيزي را مي‌پذيرند و باید در این زمینه‌ فکری کرد و اجتهاد عملا مسدود شدۀ شيعه را مفتوح كرد.

اگر من به عنوان يك شيعه این بحث را مطرح کرده‌ام برای این است که می‌خواستم شیعه با فتوا دادن به چند حج در يك سال از نظر اجتهادي زنده بودن خود را نشان دهد تا اهل سنت بفهمند باب اجتهاد در شیعه مفتوح است. خیلی دوست دارم یک عالم مشهور شیعه این فتوا را اعلام کند. وقتی فقهي استدلال می‌کنیم این استدلال، هم برای شیعه است و هم سنی و چه بسا اهل سنت بیشتر اين استدلالها را قبول کنند به خصوص اینکه اهل سنت از لحاظ تعداد بیشتر هستند و منتظران در صف حج بين آنان بيشتر است.

سؤال چهارم: یکی از مشکلاتی که در حج وجود دارد این است که جا تنگ است و همین موجب می‌شود که لذت مناجات از بین برود. پس من حرف شما را تأیید می‌کنم تا تعداد سه حج در هر سال انجام شود تا از اردحام كم شود. باید دستورت را آسان گرفت. قرار نیست خدا ما را در یک چهارچوب زجرآور قرار دهد. به نظر من شما نسبت به این حرفتان معطل کسی نباشید. معمولا فتاوای شاذ با سختی شروع می‌شده ولی پس از مدتی همه می‌فهمیدند که درست است. پس فکر نکنید در همین ابتدا به شما بَه‌بَه بگویند. بین علماء ضعفی حاکم است که نسبت به چنین مسائلی بی‌تفاوت هستند. باید بیشتر تلاش کرد تا اين نظر جا بیفتد. همیشه چند نفر باید پیش قدم شوند تا اتفاقات اجتماعی مهم رخ دهد.

سؤال پنجم: آیا نمی‌توان از باب اضطرار فتوای شما را تصحیح کرد؟ مثل گوشت خوک که موقع اضطرار حلال می‌شود؟

جواب: این استدلال صحیح نیست چرا که ممکن است کسی بگوید به خاطر اضطرار به حج نروند نه اینکه ماه‌های حج افزوده شود. پس به اضطرار نمی‌توان تمسک کرد.

سؤال ششم: نوآوری در فتوا آیا حد و مرزی دارد یا نه؟ مثلا ممکن است فردا کسی بگوید نماز را به زبان فارسی بخوانیم. نوآوری تا کجا قابل قبول است و آیا عواقبی دارد؟

جواب: بنده کتابی با نام (معیارهای ثابت و متغیر در دین) نوشته‌ام و در آن توضیح داده‌ام که باید احکام متغیر در دین معیار داشته باشد. بله اصل این است که احکام ثابت باشد ولی به هر حال معیارهایی نیز برای تغییر وجود دارد. در این زمینه می‌توانید به این کتاب مراجعه کنید.

سؤال هفتم: آیا حج، واجب عینی است یا کفایی؟

جواب: حج برای افراد واجب عینی است ولی اینکه کعبه خالی نماند واجب کفایی است. پس الآن با انجام واجب عینی واجب کفایی عملا انجام می‌شود.

بخش دوم: مسابقه اثبات حقانیت مذهب

بسم الله الرحمن الرحیم

 امروزه انجام حج به معضل بسیار بزرگی تبدیل شده است، و هر فرقه‌ای که بتواند مشکلات فقهی آن را با دلیل حل کند می‌تواند ادعا کند که فقه توانمندی دارد و این ادعا از سوی دیگران به راحتی پذیرفته می‌شود؛ زیرا همه مسلمانان معتقدند که در دین بن‌بست وجود ندارد و اگر بن‌بستی به نظر می‌رسد به خاطر خطای ما از برداشت از دین است.

امروزه حکومت سعودی از مسلمانان هر کشور از هر هزار نفر یک نفر را می‌پذیرد، با این حال جمعیت حج پنج میلیون نفر است. بنابراین اگر یک درصد جمعیت هر کشور مستطیع باشند به حج فرستادن آنان ده سال زمان می‌خواهد، و اگر پنج درصد مردم کشوری مستطیع باشند حجشان پنجاه سال طول می‌کشد، در حالی که مسلّماً هر کشور بیش از بیست درصد مستطیع دارد و باید دویست سال زمان بگذرد تا همه حجشان انجام شود و با گذشت زمان و پیشرفت تکنولوژی سال به سال امکانات بیشتر می‌شود، و مستطیعان مالی بیشتر می‌شوند، بنابراین نیاز است که ظرفیت پذیرش حج، حداقل ده برابر شود تا مشکل فعلی تا حدودی حل شود.

تازه همین اکنون با این جمعیت تمامی طبقات مسجدالحرام و خیابان‌ها و میدان‌های اطراف جوابگو نیست. پس چندین طبقه دیگر بر این مسجد باید اضافه شود و وسعتش نیز باید اضافه شود. بنابراین نماز دَوْری و در چندین طبقه و لو ده طبقه باید جایز باشد؛ زیرا مسلّماً نماز جماعت از مستحبات مؤکد است و باید برقرار باشد، و باید همه بتوانند در آن شرکت کنند. پس باید مسجدالحرامی تعریف کرد یا به پا کرد که گنجایش بیش از بیست میلیون نفر را داشته باشد.

از سوی دیگر این جمعیت باید بتوانند طواف کنند، بنابراین باید طواف در طبقات بالا و حتی بالاتر از مسجدالحرام جایز باشد و حتی باید دور طواف، محل سعی را نیز در بعضی طبقات فرا بگیرد و مَسعا جزء مطاف شود و حتی پشت صفا و مروه تا کنار کوه از مطاف شود تا مشکل مرتفع شود.

باز باید همه بتوانند در عرفات، مشعر و منا شرکت کنند. همه باید سالم بیایند و سالم بروند و حج مرکز انتقال بیماری نشود.

منای کنونی گنجایش بیش از این حد را ندارد و ساختن هتل‌های آسمان‌خراش در آن­جا منا را از منا بودن و زائر را از به اردو رفتن برای پخته شدن خارج می‌کند.

هر فقهی که بتواند این مشکلات را حل کند می‌تواند فقیه به روز باشد و به بقای خود امیدوار باشد، و گرنه باید در مقابل فقهی که این مشکلات را حل می‌کند زانو بزند، بنابراین می‌طلبد که علمای اعلام دور هم بنشینند و هم‌اندیشی کنند و نتایج آن را اعلام کنند تا دیگران توان فقه شیعه را در آینه حل مشکلات حج ببینند.

راه‌حل‌های پیشنهادی و قابل پیگیری

ابتدا برخی راه‌حل‌های موجود و مورد فتوا مطرح می‌شود و در آخر راه‌حل اساسی که تاکنون فتوایی را به خود اختصاص نداده است مطرح می‌شود تا بتوان با فکر در اطرافش آن را مستدل ساخت و به عنوان فتوای راهگشا در عصر کنونی منتشر کرد.

  1. قرآن در موارد متعددی که از مسجدالحرام نام‌ برده مراد «تمامی حَرَم» است. بنابراین تبلیغ این مطلب و ساختن مساجد متعدد در کل حرم شاید تا حدودی مشکل نماز جماعت و ترافیک پس از آن را حل کند.
  2. آماده کردن قسمت‌های از اطراف جنوبی، غربی و شمالی کعبه که کوه ندارد با فاصله‌ای از کعبه برای نماز جماعت در چندین طبقه به گونه‌ای که هیچ‌وقت طواف و نماز جماعت به هم مخلوط نشوند و آمد و رفت کسانی که خواهان نماز جماعت‌اند به آن مکان و منتقل ساختن تمامی نمازها به جز نماز طواف‌های واجب به آن­جا فضای دور کعبه را برای طواف و نماز طواف واجب در پشت مقام ابراهیم خالی می‌گذارد و مقدم بودن طواف بر نماز و عکوف در آیه قرآن اقتضا دارد که جای نماز و اعتکاف با فاصله بیشتری از کعبه باشد که مزاحم طواف کنندگان نشود و وجود کوه‌ها در طرف صفا و مروه اقتضا دارد که در این جهت نماز جماعت برگزار نشود به ویژه که فضای مَسعا همیشه برای سعی مورد نیاز است؛ و به طور خلاصه جدا شدن نماز جماعت از طواف از جهات متعددی مشکل گشاست و مهم‌ترین آن‌ها این است که اطراف کعبه فقط به طواف اختصاص می‌یابد و حتی شاید تنها در وقت نماز تعطیل شود، نه مثل اکنون که از ساعتی قبل کم‌کم مَطاف محدود و محدودتر می‌شود تا وقت نماز کاملاً تعطیل می‌شود.
  3. شاید بتوان بین «حاج» و «معتمر» تفاوت معناداری از نظر «پول پرداختی» و از نظر «امتحان اثبات کمال عقل» گذاشت تا کسانی که در طول سال به عمره مشرف می‌شوند زیاد باشد و از شرکت‌کنندگان در حج کاسته شود، و پول اضافی که از حاجیان گرفته می‌شود زیر نظر کمیته‌ای از با تقوایان جهان اسلام که اولیای مسجدالحرام هستند (انفال/ 34) برای خود مسجدالحرام و رفاه زائران و همان مسجدهایی که در بند 1 و 2 بیان شد هزینه شود تا مسجدالحرام وام‌دار هیچ فرد و حکومتی نباشد؛ بلکه حاجیان خودشان مخارج آن را تأمین کنند و بیت عتیق و آزاد پیوسته آزاد و آباد بماند.
  4. اما مهم‌ترین نکته فقهی که دقت نظر و به دنبالش ان‌شاءالله نظر مثبت علمای اعلام را به همراه خواهد داشت و در مسابقه اثباتِ حقانیت، شیعه را چندین گام به جلو می‌برد و اجتهاد پویای آن را عملاً نشان می‌دهد این است که با دقت در آیه 197 سورۀ بقره: Pالْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ…O به نظر می‌رسد که بتوان به جواز انجام سه حج در «سه ماه حج» فتوا داد؛ زیرا از یک‌سو متقاضیان حج بسیار زیادند، و از سوی دیگر ماه‌های حج که عبارتند از: «شوال»، «ذوالقعده» و «ذوالحجه» توان سه بار عرفات، سه بار مشعر و سه بار منا و سه بار قربانی را دارند.

از سومین جهت باید توجه داشت که امروزه که هر سال یک حج انجام می‌شود عملاً تمامی ماه شوال و بیشتر ماه ذی‌القعده ربطی به حج ندارد و عملاً از ماه‌های حج خارج شده‌اند.

از سوی دیگر سه بار آمدن کلمه «الحج» در آیه مورد بحث نباید خالی از نکته باشد؛ زیرا از نظر عبارت و فهم معنا از کلمه «الحج» سوم بی‌نیاز هستیم و [کلمۀ] «فیه» از آن کفایت می‌کند و تازه نظم نحوی عبارت اقتضا می‌کند که «فمن فرض الحج فیهن» بگوید؛ یعنی مقدم داشتن «فیهن» حتماً دارای نکته تأکید بر سه ماه است.

 باز به جای Pفَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّO می‌توانست «فمن فرض الحج علی نفسه» به کار ببرد تا اصلاً «فیهن» نباشد.

به عبارت روشن‌تر آیه روی حج در سه ماه تأکید کرده است و ما عملاً با پیشرفت وسایل حمل و نقل از یک ماه آن برای حج استفاده می‌کنیم.

بله از زمان پیامبر6 و تا قبل از عصر تکنولوژی از این سه ماه برای حج استفاده می‌شد؛ زیرا حاجیان کم بودند و مسیر طولانی، بنابراین حاجیان از اول شوال با عمره تمتع وارد مکه می‌شدند و می‌ماندند و جمع می‌شدند تا در ذی‌الحجه با شکوه‌ترین اجتماع را داشته باشند، و مکه و منا و مشعر و عرفات گنجایش آن جمعیت را داشت. و بنابراین یک بار به عرفات می‌رفتند که همان روز نهمِ ذی‌الحجه یا روز عرفه بود، و یک بار به منا می‌رفتند که همان دهمِ ذی‌الحجه یا عید قربان بود. پس چون حاجیان در این سه ماه کم‌کم به مکه می‌رسیدند و در آن­جا می‌ماندند و در آخرین ماه، حج را انجام می‌دادند هر سه ماه برای حج لازم بود و ماه‌های حج نام داشت.

باز لازم به یادآوری است که در قرآن روی روزها تکیه نشده و اسمی از عرفه یا عید قربان نبرده است، بلکه روی مکان‌ها تکیه کرده و از «عرفات» و «مشعرالحرام» نام برده است و بر آن‌ها تأکید کرده است؛ یعنی بودن در این مکان‌ها مهم است و قید حج است و حج بدون عرفات یا بدون مشعرالحرام از نظر قرآن حج نیست. و از نظر سنت و اجماع نیز «عرفات» و «مزدلفه» از ارکان حج‌اند، و حج بدون «وقوف در عرفات» یا «مشعر» حج نیست، ولی در قرآن بر ماه ذوالحجه و بودن در روز نهم و دهم آن برای حج اشاره نشده است، و در سنت نیز روی آن به عنوان قید تکیه نشده است، بلکه سنت مستمر پیامبر6 و امامان معصوم و مسلمانان صدر اسلام تاکنون این بوده که روز نهم ذوالحجه در عرفات وقوف می‌کرده‌اند. بنابراین روز نهم، دهم و … ذی‌الحجه می‌تواند ظرف انجام اعمال حج باشد، نه قید انجام اعمال.

باز توجه به این نکته مفید است که وقتی فرمود: «زمان حج سه ماه است»، و بعد فرمود: «هر کس حج را در این ماه‌ها برخود واجب کرد»، پس از آن باید می‌گفت: «رفث و فسوق و جدال در آن نیست». ولی فرمود: «رفث و فسوق و جدال در حج نیست»، و با این بیان نشان داد که نبودن این­ها در حج مهم است، و فهماند که حج کارخانه انسان‌سازی است، و باید از این بُعد به آن نگریست؛ و وقتی از این بُعد بنگریم مکان عرفات و مشعر و منا مهم می‌شود، نه زمان آن‌ها؛ و بنابراین امروزه که با فراهم شدن امکانات سفر، انسان‌ها خواهان رفتن به کانون انسان‌سازی هستند و منا و عرفات و مشعر گنجایش ندارد به نظر می‌رسد که هر یک از این سه ماه می‌تواند کارخانه انسان‌سازی باشد و در این صورت به آیه نیز کاملاً عمل می‌شود.

ولی اکنون که یک حج در هر سال انجام می‌شود، نه جوابگوی سیل مشتاقان حج است، و نه به آیه کاملاً عمل می‌شود.

خلاصه به نظر می‌رسد اگر سنت پیامبر6 در انجام اعمال حج در روز نهم و دهم ذوالحجه ظرف تلقّی شود، نظیر محل قربانی که ایشان در منا انجام داد و امروزه به خاطر نبودن جا در منا در خارج منا و داخل حرم انجام می‌شود، و نگارنده طی مقاله‌ای مبانی آن را مستحکم کرده است.[1]

امروز نیز می‌توان مبانی «سه حج» در این سه ماه را تقویت کرد و سه بار کلمه حج در این آیه نیز خالی از لطف نیست.

هم‌نشینی و هم‌اندیشی علمای اعلام و نظر صریح آنان ان‌شاءالله شیعه را آبرومندتر از گذشته خواهد ساخت.

امید است که خداوند فکرها و ذهن‌ها را در طریق مستقیم قرار دهد و فهم صحیح کتابش را نصیبمان کند تا مسائل را از راه خودش و بدون استفاده از ضرورت و اضطرار حل کنیم.

احمد عابدینی   /   10 /5/ 98

آخر ذوالقعده    /   مکه مکرمه

بخش سوم: اشکالها و جوابها

پس از برگشتن از حج و مطرح کردن این بحث بین فضلا اشکالاتی کردند که با جواب­هایش در ذیل می‌آید.

1 ـ چه کسی گفته این قدر مستطیع وجود دارد، مستطیعان کمتر از بیست درصد هستند.

جواب: شما مستطیعان را 5 درصد هم تصور کنید، باز اشکال وجود دارد؛ یعنی 50 سال طول می‌کشد تا مستطیعان یک کشور به حج بروند. تازه کسانی که دوست دارند حج مستحبی بروند نیز هستند.

2 ـ همۀ کسانی که مستطیع هستند به حج نمی‌روند.

جواب: همین طور است، ولی مسئولان تبلیغات باید تبلیغ کنند تا افراد وظیفه دینی خود را انجام دهند و به حج بروند، نه این­که در مَثَل بگوییم: چون بیشتر مردم نماز نمی‌خوانند مسجد نسازیم، یا درِ مسجد را ببندیم.

3 ـ نباید ناراحت بود که حج نوبت برخی نمی‌شود که به مکه بروند؛ زیرا فردی که نوبتش نشد معلوم می‌شود که از اول مستطیع نبوده است و حتی ورثۀ او نیز لازم نیست برایش حج انجام دهند؛ زیرا استطاعت تنها مالی نیست، طریقی هم هست.

جواب: بله گاهی نگاه فردی به دین می‌شود و یک فرد می‌خواهد تکلیف خود را بداند، آن­گاه به او جواب می‌دهیم که تو تکلیفی نداشته­ای، چون راه برایت باز نبوده است، ولی وقتی نگاه اجتماعی به دین ‌شود می‌گوییم: متولیان امر باید راه را باز کنند، اگر دزدان و گردنه زنان سر راه هستند، امنیت ایجاد کنند، اگر هتل نیست، هتل بسازند، اگر هواپیما نیست هواپیما تهیه کنند و…

با این نگاه باید وسیله برای رفتن حاجیان فراهم کرد و دین از متولیان همین را می‌خواهد. وقتی حج عبادت جمعی است باید همه کوشش کنند که افراد بتوانند به حج بروند.

4 ـ در شرایط فعلی با توجه به دشمنی‌های عربستان و خروج ارز از کشور و رفتن آن به جیب وهابیان اگر مراجع تقلید مکرّر حج رفتن را تحریم کنند مشکل حل می‌شود.

جواب: حج یک مرتبه برای مستطیع واجب است و دفعات بعدی مستحب است، چرا مراجع آن را تحریم کنند؟ باید همه آن را ترویج کنند و وسایل رفتن را فراهم سازند و تلاش کنند بر طبق آیه 34 سورۀ انفال حج را از دست این حکومت و آن حکومت خارج کنند و به عهده متقیان بگذارند.

5 ـ حج رفتن متعدد پول‌های بیشتری توی حلقوم رژیم وهابی سعودی می‌ریزد.

جواب: معلوم نیست که همیشه رژیم وهابی حاکم باشد. ولی حج همیشه هست. تازه قرآن فرموده: Pوَمَا كَانُوا أَوْلِياءَه إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَO[2]؛ باید تلاش دیپلماتیک کرد تا متقیان جهان اسلام عهده‌دار خانۀ خدا شوند، نه این­که بگذاریم رژیم وهابی آن­جا حاکم باشد و حکم مناسب صادر نکنیم.

6 ـ ما باید طبق وضع موجود و بر اساس نصوص فتوا بدهیم، نه این­که به فکر مشکلات جهان اسلام باشیم.

جواب: اگر ما راه گشا نباشیم خودمان و فقه­مان به انزوا می‌رود. نمی‌توانیم بگوییم: مثلاً ما فتوایمان طواف در 5/3 متر است. چنین فتوایی صاحب آن را به انزوا می‌کشاند؛ یعنی همه می‌گویند چون این فتوا قابل عمل نیست پس آن فقه قابل عمل نیست.

7 ـ حج برای نمایش قدرت است و باید در سال یکی باشد تا نشانۀ قدرت باشد.

جواب: فرض این است که اکنون حدود 5 میلیون نفر در حج شرکت می‌کنند و منا و عرفات و مشعر بیش از این گنجایش ندارد و متقاضیان حج زیاد است و پیشنهاد این است که هر سال 3 بار و هر بار 5 میلیون نفر به حج بروند، نه این­که 5 میلیون نفر را سه قسمت کنیم. حتی بر فرض که سعودی ظرفیت پذیرش را 10 میلیون کند باز فرضمان این است که چون بیش از 10 میلیون گنجایش نیست و متقاضی بیشتر است. پس باید راهی اندیشید و سه حج در یک سال پیشنهاد من است.

8 ـ مهم‌ترین و بالاترین اشکال این است که این حرف خلاف سیرۀ مستمرة هزاران ساله است و یک بدعت نوین است.

جواب: خیر، این مسئلۀ جدید است و حکم جدیدی می‌طلبد نه این­که بدعت باشد همانطور که ساخت طبقه دوم و سوم بر مسجدالحرام و صفا و مروه بدعت نیست. ولی نکته این است که امروزه ما نباید بنشینیم تا حکومت سعودی کاری را انجام دهد بعداً ما آن را تا چند سال منع کنیم و سپس تجویز کنیم. در مسئله ذبح خارج از منا، همین کار را کردیم. حدود سی ـ چهل سال گوشت‌ها در منا قربانی می‌شد و روی هم می‌ماند و کود می‌شد و ما می‌گفتیم تنها باید در منا ذبح شود ولو گوشت‌ها از بین برود و خدا به همین راضی است. ولی وقتی حکومت با زور آن را به بیرون منا برد امروزه می‌گوییم ذبح در بیرون منا و در حرم جایز است. چرا باید منفعل باشیم؟! خوب قبل از اقدام آنان فکر کنیم و تز بدهیم تا شیعه زنده و بالنده شود.

سیره مستمره مخصوص به زمان‌هایی بوده که امکانات کم بوده است و منا و مشعر و … ظرفیت داشته است ولی وقتی در منا ظرفیت نیست و متقاضی حج زیاد است، باید راهی پیشنهاد کرد و راه پیشنهادی من که از قرآن فهمیدم سه حج در سه ماه شوال، ذی‌القعده و ذی‌الحجه است وگرنه امروزه اصلاً در شوال هیچ چیز مربوط به حج انجام نمی‌شود، در نصف اول ذوالقعده نیز همین طور است و تنها در نصف دوم آن عمرۀ تمتع اتفاق می‌افتد و بعید نیست با پیشرفت امکانات، عمره تمتع‌ها به ذوالحجه منتقل شود یعنی دو ماه از ماه‌های حج از مدار حج خارج شوند و این با قرار دادن سه ماه برای حج سازگار نیست.

9 ـ بالاخره جواب شما به سیرۀ مستمرۀ شرعیه چیست؟ این سیره جزء شرع شده است.

جواب: سیره مستمره آن گونه حج در آن زمان را صحیح می‌داند نه این­که زبان نفی داشته باشد و حج در وقت دیگر را إبطال کند و علاوه بر این بسیاری از مسائل مستحدثه همین طور است زکات قرار دادن بر پول و اسکناس از همین قبیل است. وضو گرفتن از پایین به بالا این چنین است.

10 ـ اشکال: زکات بر اسکناس را همه نگفته‌اند، تنها آقایان غروی اصفهانی و منتظری گفته‌اند. تازه دلیل‌های آن دو نیز متفاوت است آیت الله غروی می‌گوید چون پشتوانه اسکناس طلا و نقره است پس زکات دارد و آیت­الله منتظری می‌گوید: چون طلا و نقره مسکوک نامش دینار و طلا بود و پول رایج بود امروزه نیز پول رایج زکات دارد که این سخن فقیهانه است.

جواب: بالاخره این دو سخن موجب بقای دین و فقه می‌شود، ولی کسانی که زکات را به همان 9 چیز مشهور منحصر می‌کنند، موجب می‌شود که موارد اخذ زکات کم یا نابود شود در حالی که مصرف‌های زکات وجود دارد؛ زیرا اولاً برخی اقلام مثل طلا و نقره مسکوک وجود ندارد و ثانیاً تولیدکنندگان هفت قلم دیگر معمولاً فقیرند و خرجشان به دخلشان نمی‌رسد. پس این دو فقیه، فقه را به روز کردند و ما نیز باید در حج آن را به روز کنیم و به نظرم پیشنهاد سه حج در سه ماه حج پیشنهاد معقولی است.

11 ـ مهم‌ترین اشکال، بی دلیل بودن این پیشنهاد است.

جواب: دلیلش آیۀ قرآن است. Pالْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌO[3] دلیلش تکرار سه بار کلمه حج است با این­که از بار سوم مسلماً بی‌نیاز هستیم. دلیلش این است که اگر سه حج در یک سال قبول نشود نصف زمان حج یا دوسوم آن امروزه مربوط به حج نمی‌شود. در گذشته فایدۀ این آیه این بوده که در شوال و ذوالقعده و 8 روز ذی‌الحجه، افراد عمرۀ تمتع انجام می‌دادند و می‌ماندند تا از نهم تا دوازدهم اعمال انجام دهند پس تمامی این سه ماه در راه حج مصرف می‌شد. 68 روز برای عمرۀ تمتع و سه چهار روز برای حج تمتع. ولی امروزه این طور نیست و حداقل 45 روز از این سه ماه معطل مانده است و از سوی دیگر هزاران متقاضی حج در نوبت مانده‌اند و حل این دو مشکل به این است که بگوییم مقداری از متقاضیان حج در شوال حج انجام دهند، برخی در ذوالقعده و برخی در ذوالحجه.

12 ـ همه متقاضی ذوالحجه می‌شوند تا عملشان مطابق عمل رسول الله6 شود.

جواب: فرض این است که همه نمی‌توانند در ذوالحجه به مکه بروند و برخی باید سی سال در نوبت بمانند، تازه مشکل خواست مردم و امثال آن مشکلات اجرایی است که با قرعه و نظایر آن حل می‌شود.

13 ـ روایات و سیرۀ مستمره را چه می‌کنید؟

جواب: اتفاقاً روایات بر خلاف نداریم. چون سیرۀ مستمره بوده است در روایات آمده که در روز ترویه آب بردار و به منا برو و صبح روز نهم از منا به عرفات برو و از ظهر تا مغرب در عرفات باش و مغرب به سوی مزدلفه حرکت کن و پس از طلوع خورشید وارد منا شو.

روایات نیز مانند آیات روی اماکن تأکید دارد نه روز نهم ذی‌الحجه یا دهم ذی‌الحجه.

به عبارت روشن‌تر در مسئله روزه در قرآن هم دربارۀ خود روزه گفته است Pكُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُO هم درباره زمانش گفته Pشهر رمضان … فمن شهد منکم الشهر فليصمهO ولی در مسئله حج، تنها بر اماکن و اعمال تکیه کرده و اسم عرفات، مشعرالحرام را برده است و از لزوم ذکر در آن اماکن سخن گفته و از قربانی کردن سخن گفته است ولی از روزها یا شب‌های خاصی نام نبرده است.

14 ـ هر کس نتوانست حج برود، عمرۀ مفرده برایش کافی است و مسلماً مسجدالحرام برای انسان‌سازی از مشعر و منا مهم‌تر است پس نیازی به پیشنهاد شما نیست.

جواب: بله این فتوا حق است که هر کس نمی‌تواند حج تمتع برود و می‌تواند عمره مفرده برود، عمرۀ مفرده را باید انجام دهد ولی سخن این است که کارخانۀ انسان‌سازی که در حج وجود دارد و در منا و عرفات انسان‌ها ساخته می‌شوند در عمره وجود ندارد. باید به فکر انسان‌سازی بود و کارخانۀ انسان‌سازی حج را که قرآن در سه ماه قرار داده است به یک ماه منحصر نساخت و امروزه که متقاضی وجود دارد باید این کارخانه با تمامی ظرفیت کار کند تا انسان‌های بیشتری ساخته شوند نه این­که تنها در یک ماه از این کارخانه استفاده شود.

15 ـ روایات، عرفه را مقیّد به روز نهم ذی‌الحجه و عید قربان را مقید به روز دهم ذی‌الحجه کرده است.

جواب: این روایات در کتاب حج نیست، در باب‌های مربوط به ماه رمضان و روزه‌های حرام و امثال آن است در کتاب حج، تنها تکیه بر اعمال است و بر زمان تکیه‌ای نیست و زمان، ظرف تلقی شده است و هیچ نمی‌گوید این عمل را به شرطی انجام بده که روز نهم ماه ذی‌الحجه باشد یا روز دهم ماه ذی‌الحجه باشد و … .

16 ـ بالاخره شما باید برای ادعای خودتان از قرآن و روایات دلیل بیاورید زیرا بیش از یک حج در یک سال خلاف ضرورت فقه شیعه و سنی است.

جواب: دلیل آن را از قرآن آوردم Pالْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌO[4]؛ حج ماه­های معلوم [شوال، ذوالقعده و ذوالحجه] است، اگر آیه طبق نظر مشهور و تاکنون تفسیر شود. ماه‌های شوال و ذوالقعده و اوایل ذو‌الحجه تنها برای تحقق عمرۀ تمتع بوده است و چنین فایده‌ای امروزه در 50 روز یا دو ماه اول وجود ندارد پس امروزه معنای آیه «الحج شهران معلومان؛ حج دو ماه معلوم [ذوالقعده و ذوالحجه] است» یا به زودی به «الحج شهر معلوم؛ حج یک ماه معلوم [ذوالحجه] است» تبدیل می‌شود ولی طبق پیشنهاد من آیه بر همان ظاهر خودش باقی می‌ماند، تفسیری امروزی از آن می‌شود، حاجیان کمتر در نوبت می‌مانند، حج مستحبی هم قابل انجام است، هتل‌های ساخته شده در مکه استفاده شدنش از یک بار در سال به سه ماه در سال ارتقاء می‌یابد و بنابراین حج ارزان‌تر می‌شود و رضایت خدا ان شاء الله بیشتر حاصل می‌شود؛ اما دلیل روایی بر حرفم تا حال پیدا نکردم و شاید وجود نداشته باشد؛ زیرا برای مردم آن زمان این سؤال مطرح نبوده که اگر زمانی منا گنجایش نداشت چه کنیم؟ اما بعید نیست در احادیثی که با «یأتی علی الناس زمان» شروع می‌شود نکته‌ای یافت شود که نیاز به تحقیق دارد. ولی آنچه تا حال دیده‌ام نبودن حدیث مخالف است یعنی آن گونه که قرآن و روایات روزۀ ماه رمضان را مقیّد کرده‌اند که باید ماه رمضان با دلیل ثابت شود تا بتوان روزه ماه رمضان گرفت، چنین چیزی برای رفتن به عرفات و منا ثابت نیست که مقید کرده باشد.

17 ـ شما باید همان‌گونه که در مقالۀ «کشتن قربانی در خارج منا» «فقه؛ کاوشی نو در فقه، شماره 10» روایات را یکی‌یکی بررسی کردید اینجا نیز باید چنین کنید تا پیشنهاد شما روش­مند شود.

جواب: در آن­جا روایات و اقوال فقیهان کلمۀ منا را داشت و مثلاً گفته بود «اشتر هدیک و اذبحه فی منی» «قربانی خود را بخر و در منا ذبح کن» آن­گاه من این بحث را مطرح می‌کردم که آیا «فی منی» ظرف است؟ چون هر کاری جایی می‌خواهد و ذبح نیز جایی می‌خواهد و جایش در مناست تا برای خوردن حاجیان راحت باشد؟ یا «فی منی» قید است که اگر ذبح در منا ممکن نبود قربانی کردن ساقط شود؟ و مثلاً نوبت به بدل آن برسد؛ اما در اینجا اصلاً در آیات و روایات تکیه‌ای روی ذوالحجه نشده است، بلکه حتی تکیه‌ای روی روز نهم یا دهم نشده است. پس آوردن روایات برای این­که بگویم هیچ کلمه‌ای مطرح نشده است ممکن است، ولی به صورت دادن چند احتمال در مراد از آن‌ها ممکن نیست.

18 ـ با این مقدار از آیه و دلیل چیزی اثبات نمی‌شود. باید فکر بیشتر و تتبع بیشتری کرد.

جواب: به همین دلیل بنده به عنوان پیشنهاد مطرح کردم و از علما و بزرگان خواستم تا درباره‌اش بیشتر بیندیشند و مطالعه کنند. شاید خداوند فرجی حاصل کند.

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین

30/6/1398

[1] . مجله فقه، کاوشي نو در فقه اسلامي، شماره 10، زمستان 1375.

[2] . سوره انفال، آیۀ 34.

[3] . سورۀ بقره ، آیۀ 197.

[4] . سورۀ بقره ، آیۀ 197.

برچسب ها:
0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx