استاد احمد عابدینی

محقق قرآنی

نویسنده

دین پژوه

مدرس حوزه و دانشگاه

فعال اجتماعی

0

سبد خرید خالی است.

بازگشت به فروشگاه
استاد احمد عابدینی

محقق قرآنی

نویسنده

دین پژوه

مدرس حوزه و دانشگاه

فعال اجتماعی

نوشته وبلاگ

تفسیر سوره فتح – جلسه پنجاه و سوم

تفسیر سوره فتح – جلسه پنجاه و سوم

برای شنیدن فایل صوتی جلسه پنجاه و سوم تفسیر سوره فتح مربوط به آیه 29 این سوره وارد لینک زیر شوید:

↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓

لینک این جلسه

(ممکن است به خاطر ضعیف بودن اینترنت کمی منتظر بمانید. سعی کنید فیلترشکن خود را خاموش کنید.)

متن پیاده شدۀ این جلسه

نکات درس تفسیر در تاریخ 09/07/1404

تفسیر آیه 29 سوره فتح

مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّٰهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدّٰاءُ عَلَى الْكُفّٰارِ رُحَمٰاءُ بَيْنَهُمْ تَرٰاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰاناً سِيمٰاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذٰلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرٰاةِ وَ مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوىٰ عَلىٰ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرّٰاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفّٰارَ وَعَدَ اللّٰهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً  ﴿الفتح‏، 29﴾

محمّد، فرستاده خداست و کسانی که با او هستند بر کافران سرسختند [و] در میان خودشان با یکدیگر مهربانند، همواره آنان را در رکوع و سجود می‌بینی، پیوسته فضل و خشنودی خدا را می‌طلبند. نشانه والایی آنان در چهره‌شان از اثر سجود [پیدا]است، این است  وصف آنان در تورات. و وصفشان در انجیل همچون کِشته‌ای است که جوانه‌های خود را رویانده پس تقویتشان کرده تا ستبر شده، به‌گونه‌ای که بر ساقه‌هایش استوار ایستاده است، به طوری که دهقانان را به تعجب می‌آورد تا [خدا] به وسیلۀ آنان کافران را به خشم آورد. [و] خدا به کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، از آنان، آمرزش و پاداشی بزرگ وعده داده است.

باید دقت داشت مراد از الَّذِينَ مَعَهُ فقط معیت جسمی نیست بلکه از ادامۀ آیه بدست می‌آید مراد از همراهی، پیروی از پیامبر(ص) است و تازه کلمات آیه شدت داشتن به گونه‌ای که این صفات ملکۀ آنها شده باشد را می‌رساند به خصوص اینکه جملۀ تَرٰاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰاناً دلالت بر استمرار دارد. به عبارت روشن‌تر این مجموعهمی‌رساند که ‌آنان ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند.

 برخی سؤال‌ها و اشکالات: 1. اگر می‌بینیم مسلمانان ظاهرگرا شده‌اند و دنبال حقیقت دین نمی‌روند خود دین مقصر است چون در آیۀ مورد بحث بر روی رکوع و سجود تأکید کرده در حالی که می‌توانست بگوید مؤمنان متواضع و با اخلاق هستند.

پاسخ: امروزه برای ما رکوع و سجود حالتی ظاهری شده است در حالی که رکعا و سجدا یعنی تواضع و اخلاق خوب. آنقدر برای ما گفته‌اند که رکوع یعنی خم شدن و دست به زانو گذاشتن که ما فکر کرده‌ایم اصل رکوع این است در حالی که رکوع یعنی خاضع بودن. در سوره بقره آمده است:

وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاٰةِ وَ إِنَّهٰا لَكَبِيرَةٌ إِلاّٰ عَلَى الْخٰاشِعِينَ  ﴿البقرة، 45﴾

«از صبر و نماز کمک بخواهید و بی تردید این کار جز بر کسانی که در برابر حق قلبی فروتن دارند دشوار و گران است.»

از این آیه بدست می‌آید که نماز برای تواضع است. در خطبه‌ای منسوب به حضرت زهرا(س) نیز آمده است که هدف از نماز تواضع است در حالی که بسیاری از نماز خوان‌های امروزی اهل تکبر هستند. پس قالب و شکلی که امروزه درست شده، ما را به هدف نمی‌رساند.

امروزه ما در ظاهر به یکدیگر عرض ارادت می‌کنیم، و در اصل ارادتی نداریم. در دین نیز قالب بر حقیقت رجحان پیدا کرده است.

باید توجه داشت که دین مناسک زدگی را نمی‌خواهد بلکه لبّ و مغز را می‌خواهد و شاهدش این آیه از سوره بقره است که می‌فرماید:

لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لٰكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّٰهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلاٰئِكَةِ وَ الْكِتٰابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمٰالَ عَلىٰ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبىٰ وَ الْيَتٰامىٰ وَ الْمَسٰاكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ السّٰائِلِينَ وَ فِي الرِّقٰابِ وَ أَقٰامَ الصَّلاٰةَ وَ آتَى الزَّكٰاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذٰا عٰاهَدُوا وَ الصّٰابِرِينَ فِي الْبَأْسٰاءِ وَ الضَّرّٰاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ أُولٰئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ أُولٰئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ  ﴿البقرة، 177﴾

«نیکی این نیست که روی خود را به سوی مشرق و مغرب کنید، بلکه نیکی [واقعی و کامل، که شایسته است در همه امور شما ملاک و میزان قرار گیرد، منش و رفتار و حرکات] کسانی است که به خدا و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبران ایمان آورده‌اند، و مال و ثروتشان را با آنکه دوست دارند به خویشان و یتیمان و درماندگان و در راه ماندگان و سائلان و [در راه آزادی] بردگان می‌دهند، و نماز را [با همه شرایطش] برپا می‌دارند، و زکات می‌پردازند، و چون پیمان بندند وفاداران به پیمان خویشند، و در تنگدستی و تهیدستی و رنج و بیماری و هنگام جنگ شکیبایند؛ اینانند که [در دین داری و پیروی از حق] راست گفتند، و اینانند که پرهیزکارند.»

با این توضیحات می‌فهمیم که معنای تَرٰاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً این است که آنها را متواضع و در خدمت مردم می‌بینی. پس نمازی که ما را به این صفات نرساند نماز واقعی نیست.

اشکال: چرا در جلسۀ گذشته گفتید مراد از سِيمٰاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ کسانی نیستند که اثر سجده بر پیشانی آنها ظاهر است. مگر خودتان بارها نگفته‌اید برداشت‌های مختلفی که از آیات بدست می‌آید مورد قبول است؟ اگر عده‌ای با پیشانی پینه بسته بد عمل کردند دلیل بر این نمی‌شود که بگوییم این معنای ظاهری که ابتدائا از آیه بدست می‌آید اشتباه باشد.

جواب: پیشانی پینه بسته مربوط به قرون اخیر است. مُهرِ قالبی با سطح کوچک قبلا مرسوم نبوده و مردم بر روی زمین سجده می‌کردند. بله برخی مثل پیامبر(ص) سجده‌گاهی مثل حصیر داشتند که در وسط آن خاک ریخته بود و به آن خمره گفته می‌شده و چون پَهن بوده جای آن بر روی پیشانی نمی‌مانده است؛ بر خلاف مهرهای کوچک امروزی که جای آن بر پیشانی می‌ماند. علاوه بر این مردم حجاز به خاطر داغی زمین بر روی برخی از اشیاء و حتی پشت دست سجده می‌کردند. جالب است که در بحث با امام جماعت مسجد الحرام او به من می‌گفت فرشهای مسجد النبی داغ نیست که شما می‌خواهید بر آن مُهر بگذارید و بر روی آن سجده کنید. یعنی در ذهن او چیزی جز داغی زمین علت اینکه برخی برای سجده چیزی می‌گذارند نیست.

پس مُهر و امثال آن جدید در آمده است و در نتیجه آیۀ قرآن که مربوط به زمان خودش است این موارد جدید را اصلا شامل نمی‌شود. بنابراین آیه اصلا موارد پینه بستن پیشانی را شامل نمی‌شود. البته اگر پیرمردی به خاطر سجدۀ 70 ساله، پیشانی‌اش جای مهر برداشته یا کسی به خاطر حساس بودن پوستش پیشانیش سیاه شده است نمی‌خواهیم از او بدگویی بکنیم بلکه منظور این است که آیه این موارد را شامل نمی‌شود.

البته باید توجه داشت که ممکن است چند سال پیش این آیه را اینگونه که الآن گفتم نمی‌فهمیدم و در آینده نیز ممکن است نظرم در معنای این آیه عوض شود ولی فعلا آنچه فهمیدم را بیان کردم. به هر حال به قول آیت الله بروجردی: انا فی کلّ یوم رجل یعنی من هر روزی شخصیتی دارم.

اشکال: در مورد عبارت لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفّٰارَ مثل اینکه قرار است خداوند کافران را خشمگین یا عصبانی کند؛ واقعا چرا خدا می‌خواهد چنین کند؟ چرا خدا قصد عصبانی کردن کافران را دارد؟ از همین عبارات عده‌ای بدست آورده‌اند که مسلمانان باید کارهایی ایذایی بکنند تا دشمنان عصبانی شوند. انگار که خدا خوشش می‌آید مردم با هم دشمنی داشته باشند.

جواب: بحث در این عبارت پیرامون کفار است و کافر به کسی گفته می‌شود که حق‌پوش است و زیر بار حق نمی‌روند و چنین کسانی وقتی مشاهده می‌کنند که مسلمانان پیشرفت می‌کنند خود به خود عصبانی می‌شوند. پس اینگونه نیست که بگوییم خدا ابتدائا دلش می‌خواهد کفار را عصبانی کند. بله خداوند برخی امور را به خود نسبت می‌دهد تا حسّ استقلال به افراد دست ندهد. پس خود کافران از رشد مسلمانان عصبانی می‌شوند ولی خداوند در عبارت آیه این مطلب را به خودش نسبت داده است. پس خواستۀ خدا برای به خشم آوردن کافران، کیفری است نه ابتدائی مثل اینکه اگر در آیات دیگر گمراهی به خدا نسبت داده شده به این معنا نیست که خداوند ابتدائا کسی را گمراه می‌کند.

اشکال: چرا خداوند در این آیه فقط بر روی رکوع و سجود تأکید دارد؟ آیا بهتر نبود که خدا بجای 17 رکعت نماز 17 دقیقه مطالعه را واجب کرده بود؟

جواب: خداوند از ابتدای نزول قرآن بر روی علم تأکید کرده و جای جای قرآن از علم سخن گفته است ولیانسان علاوه بر عقل نظری و علم نیاز به عقل عملی یا باید و نباید هم دارد. یعنی پس از علم باید در مواردی عمل  کرد و عمل نیاز به اراده دارد. برخی کارها اراده می‌خواهد مثل مباحث اخلاقی که تا عملیاتی نشود حاصل نمی‌شود. به هر حال اگر در اینجا از رکوع و سجده صحبت کرده در آیات دیگر نیز از ضرورت علم آموزی سخن گفته و مثلا گفته است:

هَلْ يَسْتَوِي اَلَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ اَلَّذِينَ لاٰ يَعْلَمُونَ ﴿الزمر، 9﴾

آیا کسانی که معرفت و دانش دارند و کسانی که بی‌بهره از معرفت و دانش‌اند، یکسانند؟

و اما به این نکته نیز در مورد آیه 29 سوره فتح توجه شود که قضایای حقیقیه و خارجیۀ قرآن به یکدیگر آمیخته است. با توجه به این مطلب آیۀ مورد بحث اگرچه بحثش پیرامون مسلمانان حدیبیه است ولی چون واژه‌ها را به صورت وصف بیان کرده می‌تواند مربوط به هر زمان و مکانی باشد یعنی مؤمنان در هر زمانی چنین اوصافی دارند.  بله امروزه کسی نمی‌تواند کافر را بشناسد و اشداء علی الکفار باشد. پس از لحاظ مصداقی برخی از اوصاف بیان شده عملیاتی نیست.

برچسب ها:
0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx