استاد احمد عابدینی

محقق قرآنی

نویسنده

دین پژوه

مدرس حوزه و دانشگاه

فعال اجتماعی

0

سبد خرید خالی است.

بازگشت به فروشگاه
استاد احمد عابدینی

محقق قرآنی

نویسنده

دین پژوه

مدرس حوزه و دانشگاه

فعال اجتماعی

نوشته وبلاگ

سخنرانی در جمع خیّرین

سخنرانی در جمع خیّرین

برای شنیدن فایل صوتی سخنرانی احمد عابدینی در جمع خیّرین وارد لینک زیر شوید:

↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓

لینک سخنرانی

(ممکن است به خاطر ضعیف بودن اینترنت برای ورود به این لینک قدری منتظر بمانید. سعی کنید فیلترشکن خود را خاموش کنید)

متن پیاده شدۀ این جلسه

سخنرانی در جمع خیّرین

بسم الله الرحمن الرحیم

بنده برای صحبت در جمع شما خَیِّرین که با خیریه مرتبط هستید از هوش مصنوعی کمک گرفتم و از او خواستم که از مطالب نهج البلاغه کمکم کند. او چنین جواب داد:

در نهج البلاغه خطبۀ مستقلی که فقط دربارۀ خیریه و صدقه باشد وجود ندارد ولی در بسیاری از خطبه‌ها و نامه‌ها و حکمت‌ها در مورد انفاق و ضرورت کمک به نیازمندان مطالب مفیدی آمده است. سپس به مواردی اشاره کرد از جمله حکمت 328 که می‌فرماید:

 إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ فَرَضَ فِي أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ، فَمَا جَاعَ فَقِيرٌ إِلَّا بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِيٌّ، وَ اللَّهُ تَعَالَى سَائِلُهُمْ عَنْ ذَلِكَ.

ترجمه: «خداوند روزى تهيدستان را در ثروت اغنيا واجب نموده، تهيدستى گرسنه نماند جز با منع ثروتمند، و خداوندِ والا مقام گرسنگى فقيران را از ثروتمندان باز خواست خواهد كرد.»

در نامه 47 نیز آمده است:

اللَّهَ اللَّهَ فِي الْأَيْتَامِ، فَلَا تُغِبُّوا أَفْوَاهَهُمْ وَ لَا يَضِيعُوا بِحَضْرَتِكُمْ.

ترجمه: «خدا را خدا را [در نظر بگیرید] در باره يتيمان، نكند آنان گاهى سير و گاه گرسنه بمانند، و حقوقشان ضايع گردد.»

و اما بحث‌هایی که خودم به نظرم رسید برای شما مطرح کنم این است که ما طلاب متأسفانه دین را که باید با زمان متغیر می‌شد صحیح نفهمیدیم و اشتباه به مردم ارائه دادیم و به فقرا ظلم فراوانی کردیم. بد نیست مثال بزنم: فقیهان کفارۀ روزه را 750 گرم نان یا گندم می‌دانند و فطریه را حدود سه کیلو گندم یا جو؛ در حالی که قرآن گفته «طعام مسکین» یا به عبارت امروزی، یک پرس غذا. در قدیم که غذای مردم گندم یا پایین‌تر از گندم بوده است کفاره بر روی آن تنظیم می‌شد، ولی امروزه کسی نان خالی نمی‌خورد و در نتیجه باید گفت کفارۀ روزه، یک پرس غذاست. در رابطۀ با زکات فطره نیز همینگونه است. یک صاع نزدیک سه کیلوگرم است که در زمان پیامبر(ص) در آن گندم یا خرما می‌ریختند. بنده تحقیق کردم و فهمیدم در زمان پیامبر(ص) مزد یک کارگر دو صاع بوده است. پس یک صاع نصف حقوق یک فرد یا یک شصتم حقوق ماهانه یا یک هفصدم درآمد سالانه است و به نظرم زکات فطره باید این اندازه باشد ولی زکات فطره‌ای که امروزه فقها می‌گویند خیلی کمتر از این است.

در باب اول کتاب الزکاة از وسائل الشیعة  روایات متعددی هست که مضمون آن چنین است:

إن الله عزوجل جعل للفقراء فی أموال الاغنیاء ما یکفیهم ولو علم انها لایکفیهم لزادها

ترجمه: «خداوند در اموال اغنیاء برای فقراء آنقدر قرار داده که آنها را کفایت کند و اگر خدا می‌دانست که آن مقدار کفایت فقراء را نمی‌کند آن را زیاد ‌کرده بود.»

پس در جامعه اگر فقیری گرسنه و بی‌امکانات باقی مانده باید بدانیم که حقش در اموال اغنیاء نهفته است.

 پیامبر(ص) در زمان خودش حساب کرد که هرکسی چقدر بدهد برای فقرا کافی است. این در حالی است که فقیه در زمان ما در همان عدد قبل توقف کرده و گفته در چیزهای جدید مثل الکترونیک و ماشین‌آلات چون روایاتی وجود ندارد زکاتی نیست در حالی که طبق روایتی که خوانده شد می‌فهمیم به طور کلی در اموال اغنیاء به مقدار کفایت فقراء هست. پس اینکه اغنیاء به فقراء پول می‌دهند هیچ منتی بر آنان ندارند چون حق فقراء در اموال آنهاست.

به این نکته نیز توجه شود که قرار نیست تنها به اندازه‌ای به فقیر داده شود که نمیرد بلکه می‌توان به اندازۀ کفایت به فقیر داد. اگر بچه‌های ما لباس خوب دارند فقراء و بچه‌های آنان نیز باید لباس خوب داشته باشند تا تحقیر نشوند.

نکتۀ دیگر اینکه این احکام تعبدی نیست بلکه عقلائی است. وقتی حق فقراء داده شد دزدی کم می‌شود. دزدی زمانی اتفاق می‌افتد که فقر گسترش یابد. پول‌های زیادی از ما برای حفظ مالمان صرف قفل و دزدگیر و… می‌شود در حالی که اگر بخشی از آن پول‌ها به فقراء داده شود نیازی به این همه خرج برای حفظ پول نیست. پس باید بدانیم که پول‌ها کجا مصرف شود.

بنابراین رسیدگی به فقراء برای رسیدن به یک جامعۀ مطلوب است. متأسفانه یکی از مشکلات بزرگ ما این است که کارهای خوب را برای کسب ثواب انجام می‌دهیم، آنگاه عاقلانه و آینده نگرانه فکر نمی‌کنیم. بد نیست فکر کنیم جامعه‌ای بی‌دین هستیم که می‌خواهیم عاقلانه آن را اداره کنیم تا بهتر شویم.

خلاصه دینی که برخی از امورش متغیر بود متغیر نفهمیدند و حتی زمانی که فهمیدند متغیر است از بیان آن ترسیدند. یادم هست زمانی که مقالۀ ثابت و متغیر را نوشتم آیت الله موسوی اردبیلی به من گفت: فکر نکن ما اینها را نمی‌فهمیم بلکه می‌فهمیم ولی نمیتوانیم آن را بیان کنیم.

مطلب دیگر اینکه استعدادها و توانها متفاوت است و خدا شما را ثروتمند کرده و ثروتمندان وظیفه دارند به فقراء رسیدگی کنند و فقیران را فقیر کرده و هر دو برای آزمایش است. به هر حال ممکن است افرادی هر چه تلاش کنند نتوانند مثل ثروتمندان پول داشته باشند. در واقع همانطور که اجزاء بدن از لحاظ ظرافت، ارزش و کارایی متفاوت است انسان‌ها نیز از هر نظر با یکدیگر متفاوتند و هریک وظیفه‌ای دارند. پس نباید هیچکسی خود را برتر و بزرگ‌تر از دیگران ببیند و نباید فقط به فکر خود باشیم.

البته به این نکته نیز توجه شود که اگر من در جمع فقراء بودم و سخنرانی می‌کردم ابتدا آنها را تشویق به کار می‌کردم که فکر نکنند وظیفۀ اغنیاء این است که حتی در صورتی که فقیری بی‌حال بود او را تأمین کنند.

در مجموع باید توجه داشت که دین نیاز به بازاندیشی دارد و من نیز اسم کانال تلگرامم را بازاندیشی دینی گذاشته‌ام. پیشنهاد می‌دهم به آن کانال مراجعه و بازاندیشی‌های من نسبت به دین را مشاهده نمایید.

آدرس کانال تلگرام: https://t.me/ostadahmadabedini

برچسب ها:
0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx