پاسخی اجمالی به تعبیر «روحانینما» در روزنامۀ کیهان

پاسخی اجمالی به تعبیر «روحانینما» در روزنامۀ کیهان
به نام خدا آن مهر گستر مهربان
مدیرمسئول محترم روزنامۀ کیهان سلام علیکم
پس از عرض سلام و احترام، معروض میدارد که روزنامۀ کیهان در تاریخ ۳۱/۵/۱۴۰۵، در واکنش به پاسخ اینجانب، احمد عابدینی، به جناب آقای دکتر علی مطهری ـ زید عزّه ـ، دربارۀ اینجانب تعبیر «روحانینما» را به کار برده است.
نمیدانم این تعبیر ناشی از سهو قلم بوده، یا در فضای ناراحتی و اختلاف نظر نوشته شده، یا اینکه واقعاً بر اساس اطلاعات و مستنداتی چنین عنوانی درباره اینجانب به کار رفته است. در صورت اول و دوم، با انتشار این جوابیه مختصر، سوءتفاهم برطرف و موضوع خاتمه مییابد؛ اما در صورت سوم، اینجانب از جهت شخصی، داوری و پیامدهای این تعبیر را به خداوند واگذار میکنم و قصد شکایت یا گلایه شخصی ندارم.
با این حال، توجه میدهم که اگر اینجانب واقعاً، به تعبیر آن روزنامه، «روحانینما» هستم، مسئلهای فراتر از یک اختلاف علمی یا شخصی مطرح میشود و شاید لازم باشد سازوکارهای تشخیص و نظارت نیز مورد بررسی قرار گیرد؛ زیرا اگر فردی با چنین عنوانی، حدود پنجاه سال در حوزه علمیه حضور داشته و در آنجا تحصیل کرده، امتحان داده و مدرک سطح چهار ـ معادل دکتری ـ دریافت کرده و همچنین از برخی مراجع تقلید، ورقۀ اجتهاد گرفته باشد، طبیعی است که این پرسش مطرح شود که چگونه چنین وضعیتی تا امروز تشخیص داده نشده است.
همچنین اگر نهادها و مجموعههایی مانند دفتر تبلیغات اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، تیپ امام صادق، سپاه پاسداران و جهاد سازندگی، طی هشت سال، بیش از بیست بار و در مجموع بیش از بیستوچهار ماه، اینجانب را به جبهههای جنگ اعزام کردهاند و در این مدت نیز مسئلهای که امروز با تعبیر «روحانینما» مطرح شده، مورد توجه آنان قرار نگرفته است، باز این پرسش قابل طرح است که سازوکارهای تشخیص و ارزیابی تا چه اندازه میتواند دقیق باشد.
اینجانب در آن دوران، در شرایط مختلف جنگی و در مسئولیتها و فعالیتهای گوناگون، از حضور در امور رزمی و دیدهبانی توپخانه و رانندگی جیپ ۱۰۶ گرفته تا خمپارهاندازی و تبلیغ رزمی و فعالیتهای تبلیغی، حضور داشتهام. ذکر این موارد برای اثبات فضیلتی برای خود نیست؛ بلکه صرفاً برای بیان این پرسش است که اگر امروز دربارۀ هویت حوزوی اینجانب تردیدی جدی مطرح شده است، چگونه چنین تردیدی در آن سالها در مجموعههای مختلف مطرح نشده است؟
حتی اگر فرض کنیم در ارزیابی یک فرد چنین اشتباهی رخ داده است، شاید بد نباشد احتمال خطا در ارزیابی افراد در بخشهای دیگر نیز مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا خطا در تشخیص یا ارزیابی افراد، در هر مجموعهای ممکن است رخ دهد. از این جهت، شاید بهتر باشد به جای تشدید اختلاف در یک بحث علمی، سازوکارهای تشخیص، نظارت و ارزیابی نیز مورد توجه قرار گیرد.
از سوی دیگر، اگر در طول سالیان دراز، مجلات کشور بیش از ۱۵۰ مقاله از فردی که امروز در روزنامۀ کیهان با تعبیر «روحانینما» از او یاد شده، منتشر کردهاند و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز برای ۲۵ عنوان کتاب او مجوز صادر کرده است، باز این پرسش مطرح میشود که معیار و مستند تشخیص چنین عنوانی چیست. اگر فرض کنیم مجموعههای مختلف دربارۀ هویت علمی و حوزوی یک فرد دچار خطا شدهاند، آیا بهتر نیست به جای افزایش اختلاف، سازوکارهای تشخیص و ارزیابی را دقیقتر کنیم؟
به نظرم بهتر است از این فرضها عبور کنیم و به جای تشدید اختلاف، اجازه دهیم تبادل افکار صورت گیرد و اندیشهها رشد کند. دربارۀ مسئلۀ پوشش، جناب آقای دکتر علی مطهری میتوانند یک جنبه را مورد توجه قرار دهند و بنده نیز جنبهای دیگر را یادآوری کنم؛ شاید مجموع این دیدگاهها بتواند جامعه را بیشتر به سوی هدایت سوق دهد.
قرآن هم آیات مربوط به حجاب و پوشش دارد و هم آیات فراوانی دربارۀ عدالت، و نیز آیات فراوان دیگری دربارۀ رسیدگی به فقیران و محرومان. همۀ این آیات برای عمل کردن است، نه اینکه تنها آیات مربوط به پوشش و حجاب مورد توجه عملی قرار گیرد.
نمیدانم چرا باید از یادآوری آیات عدالت قرآن برآشفته شویم و گویندۀ آن را «روحانینما» بدانیم. آیا آیۀ شریفۀ:
وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ؛ «وای بر کمفروشان!»
در آغاز سورۀ مطففین قرآن نیست؟ آیا کسی که مضمون این آیه را یادآوری میکند، به صرف اینکه دربارۀ عدالت اقتصادی سخن گفته است، سزاوار چنین تعبیری است؟
آیا آیۀ شریفۀ:
وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ؛
«و اشیا [و قدر] مردم را نکاهید و در زمین تباهکارانه فساد نکنید.»
در قرآن نیست؟ این مضمون در سورۀ هود، آیۀ ۸۵، و سورۀ شعراء، آیۀ ۱۸۳، آمده است.
آیا وفای به کیل و پیمانه در قرآن مورد تأکید قرار نگرفته است؟
آیا آیات مربوط به اتحاد، صلح، عفو و بزرگواری در قرآن نیست؟
چرا باید در اثر نزاع و اختلاف، ارزش پول و دارایی مردم آسیب ببیند؟
چرا باید با بهکار بردن تعبیری مانند «روحانینما» درباره فردی که برخلاف نظر ما سخنی گفته است، از اعتبار گفتوگوی علمی کاسته شود؟
آیا در جایی از قرآن، نسبت ناروا دادن به افراد و متهم کردن آنان بدون دلیل مجاز شمرده شده است؟
قرآن در آیۀ ۲۵ سورۀ حدید، هدف ارسال رسولان الهی را قیام به قسط دانسته و آیات فراوانی در ترغیب به عدل و قسط نازل کرده است؛ همچنین آیات فراوان دیگری در ترغیب به عقل و فکر، علم و دانش، تزکیه و حکمت دارد. چرا باید بیانکنندۀ بخشی از این آموزهها و آغازکنندۀ یک مباحثۀ علمی را با برچسبهای مختلف از میدان گفتوگو خارج کنیم؟
راستی، اگر مباحثۀ مکتوب اینجانب با جناب آقای دکتر علی مطهری برتابیده نشود، آیا این نشانۀ مسدود بودن باب اجتهاد و گفتوگوی علمی نیست؟
آیا چنین رویکردی با هویت تاریخی تشیع و جایگاه اجتهاد سازگار است؟
آیا یکی از امتیازات مهم مکتب تشیع، باز بودن باب اجتهاد و امکان گفتوگوی علمی نیست؟
آیا لازم است همۀ افراد در فکر و نظر نیز پیرو یک طرز فکر باشند و اظهار نظر خارج از آن چارچوب، ناموجه یا ممنوع تلقی شود؟
شاید به یاد داشته باشید که بیش از ۲۳ سال قبل، در تاریخ ۲۸/۲/۱۳۸۱، مرحوم آیتالله منتظری، آن فقیه دقیق و محتاط، در پاسخ به استفتایی دربارۀ دست دادن با خارجیان در حال ضرورت، اجمالاً و با کمال احتیاط، نظری موافق با جواز در شرایط ضرورت ارائه کرد. روزنامۀ کیهان آن نظر را نپذیرفت و مقالات و سخنان چند نفر، از جمله آقای سید محمدباقر هاشمینیا، را در تاریخ ۳۰/۱/۱۳۸۳ در مخالفت با آن منتشر کرد؛ اما نوشتۀ اینجانب را که در نقد علمی آقای هاشمینیا نوشته بودم، منتشر نکرد.
متن مقالۀ اینجانب با لینک https://ahmadabedini.ir/11593
قابل دستیابی است تا علاقهمندان به مباحث علمی بدانند که در آن زمان چه مطالبی مطرح شده است:
حدود شش سال بعد، نوشتۀ اینجانب ترجمه شد و در مجلۀ «الاجتهاد و التجدید»، شمارههای ۱۵ و ۱۶، در سال ۲۰۱۰ میلادی، برابر با ۱۳۸۹، منتشر گردید.
شاید اگر در آن زمان امکان گفتوگوی علمی گستردهتر فراهم میشد و دیدگاههای مختلف فرصت بیشتری برای طرح و نقد پیدا میکردند، بخشی از فاصلهها و سوءتفاهمهای بعدی نیز کاهش مییافت. از این جهت، نگرانم که محدود شدن فضای گفتوگوی علمی در هر دوره، در آینده پیامدهایی داشته باشد که پیشبینی آنها آسان نباشد.
در ضمن یادآور میشوم که بنده بحث حجاب و پوشش را مانند «چوب ریز کشمش» ندانستم، بلکه توجه زیاد به امور فرعی و غفلت از امور اصلی را به آن تشبیه کردم. و مقصودم، بیاهمیت دانستن اصل مسئلۀ پوشش نبود؛ بلکه سخن درباره اولویتبندی مسائل و توجه همزمان به مجموعه آموزههای دینی و نیازهای اساسی جامعه بود.
به هر حال، با توجه به اینکه در آن زمان مقالۀ علمی اینجانب از سوی روزنامۀ کیهان منتشر نشد و اکنون نیز به جای پاسخ علمی، از تعبیر «روحانینما» درباره شخصیت اینجانب استفاده شده است، امید چندانی به انتشار این نوشته از سوی آن روزنامه ندارم و به همین جهت به همین مختصر اکتفا میکنم.
اگر این نوشته در کیهان منتشر شود و از نشانهها معلوم شود که آمادگی برای طرح دیدگاههای مختلف و گفتوگوی علمی وجود دارد، آنگاه توضیح خواهم داد که از نظر اینجانب، اگر حکومت بتواند مسائل اساسی زندگی مردم، از جمله نان، آب، اشتغال، احترام و امنیت اقتصادی آنان را در حد متعارف تأمین کند، مسئلۀ حجاب و پوشش نیز در فضای مناسبتری قابل پیگیری خواهد بود و چهبسا بخش مهمی از مسائل فرهنگی نیز در چنین شرایطی آسانتر حل شود.
همچنین روشن خواهد شد که معنویتی که فلسفۀ وجودی حکومت اسلامی است، بسیار گستردهتر از مسئلۀ حجاب و پوشش ظاهری است. حداقلِ این معنویت، باور به این است که قیامت و حساب و کتابی وجود دارد و به کارهای انسان و آثار آنها رسیدگی خواهد شد. ممکن است کاری در یک زمان انجام شود و آثار آن سالها بعد آشکار گردد؛ ممکن است تصمیمی دربارۀ یک مسئلۀ اجتماعی، سالها بعد پیامدهایی داشته باشد؛ و ممکن است سخنی در یک زمان، در شرایطی دیگر، منشأ اختلاف یا آسیب شود. خدای دانا همۀ این پیوندها و سرمنشأها را میداند و محاسبه میکند، حتی اگر انسانها پس از گذشت زمان، بسیاری از آنها را فراموش کنند یا علت را در جای دیگری جستوجو کنند.
به قول مولای متقیان در کلمات قصار 324 : «اتَّقُوا الْمَعَاصِيَ فِي الْخَلَوَاتِ، فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاكِمُ» «در خلوتها از معصیتها بپرهیزید؛ زیرا همان [خدایی] که شاهد است، همان [خدا] حکمکننده نیز هست.»
بیش از این مزاحم نمیشوم و امور را به وقت خود واگذار میکنم.
والسلام علیکم و علی عبادالله الصالحین
با احترام
احمد عابدینی
۱/۶/۱۴۰۵
