تفسیر آیه 60 سوره انعام در تاریخ 11 بهمن 1400 - وب سایت رسمی احمد عابدینی

تفسیر آیه 60 سوره انعام در تاریخ 11 بهمن 1400

تفسیر آیه 60 سوره انعام در تاریخ 11 بهمن 1400

فایل صوتی درس: کلیک کنید

 

متن درس:

نکات درس تفسیر در تاریخ 11/11/1400

تفسیر آیه 60 سوره انعام

اشاره به مجاز بودن استعمال توفّی برای خواب به همراه بیان ظرائفی از جملات آیه.

وَ هُوَ اَلَّذِي يَتَوَفّٰاكُمْ بِاللَّيْلِ وَ يَعْلَمُ مٰا جَرَحْتُمْ بِالنَّهٰارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضىٰ أَجَلٌ مُسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُمْ بِمٰا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ  ﴿الأنعام‏، 60﴾

او کسی است که شبانگاهان [روح] شما را [به وقت خواب] می‌گیرد، و آنچه را در روز به دست ‌آورده‌ايد می‌داند؛ سپس شما را در آن [از خواب] بر می‌انگیزد تا اجل مُعّین سر آید؛ آن گاه بازگشت شما به سوی اوست؛ سپس شما را به آنچه همواره انجام می‌دادید آگاه می‌کند.

نکته 1: بحث در مورد کلمۀ توفّی بود که چگونه باید این کلمه را معنا کرد چون این کلمه را به معنای دریافت کردن کامل گرفته‌اند ولی تحویل گرفتن کامل در خواب اتفاق نمی‌افتد چون نه جسم و نه روح در حین خواب کاملا دریافت نمی‌شود.

بله در حین موت می‌توان گفت که روح انسان به صورت کامل دریافت می‌شود و این مطلب از این آیات سوره سجده بدست می‌آید که می‌فرماید:

وَ قٰالُوا أَ إِذٰا ضَلَلْنٰا فِي اَلْأَرْضِ أَ إِنّٰا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُمْ بِلِقٰاءِ رَبِّهِمْ كٰافِرُونَ  ﴿السجده‏، 10﴾

و [منکران لجوج] گفتند: آیا زمانی که [پوسیديم و] در زمین گم شدیم، آیا به راستی ما در آفرینشی جدید خواهیم آمد؟ [نه اینکه تنها منکر قدرت خدا باشند] بلکه آنان منکر دیدار [قیامت و محاسبه اعمال به وسیله] پروردگارشان هستند،

قُلْ يَتَوَفّٰاكُمْ مَلَكُ اَلْمَوْتِ اَلَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلىٰ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ  ﴿السجده‏، 11﴾

بگو: فرشته مرگي که بر شما گماشته شده است [روح] شما را كاملا تحويل می‌گیرد، سپس به سوی پروردگارتان باز گردانده می‌شوید.

این آیات مربوط به مرگ است ولی در حین خواب چنین چیزی نیست. و روح كاملا تحويل گرفته نمي‌شود، پس چرا قرآن در مورد خواب نیز توفّی بکار برده است؟

تفسیر التحریر و التنویر در این زمینه گفته است که توفّی در مورد خواب مجاز است.

با این حرف این سوال پیش می‌آید که مگر مجاز قرینه نمی‌خواهد؟ اصل بر معنای حقیقی یک کلمه است. حال قرینه بکار رفتن مجاز در اینجا چیست؟

جواب این است که قرینه در اینجا عالَم خارج است که کاملا می‌فهمیم در خواب همۀ حقیقت ما دریافت نمی‌شود. پس ضرورتا باید کلام را بر مجاز حمل کنیم و الا کلام خدا دروغ می‌شود که چنین چیزی ممکن نیست.

البته یک قرینۀ لفظی نیز داریم و آن تعبیر ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ است که در آن از تعبیر «بعثت» استفاده شده که مربوط به زنده شدن مردگان در معاد است ولی در اینجا برای بیدار شدن از خواب بکار رفته است. حال می‌توان گفت به قرینۀ بعث، توفی نیز مربوط به خواب است.

بله آیه با این نحوه استعمال این نکته را به ما یاد می‌دهد که خواب با مرگ ارتباط بسيار نزديكي دارد و خدا از باب لطف برای اینکه از غفلت خارج شویم مرگي خفيف را در طول زندگی هزاران مرتبه به صورت خواب بر ما چيره می‌کند تا مرگ را درک کنیم. در واقع خداوند مرگ رقیق شده را هر شب به ما تزریق می‌کند تا باور کنیم مرگ وجود دارد و ما را فرا خواهد گرفت. بله در مرگ همه چیز انسان گرفته می‌شود و در خواب چیزهای اصلی گرفته می‌شود و شايد به همین خاطر خواب را برادر مرگ معرفی می‌کنند. النوم اخ الموت .

نکته 2: در تعبیر ابتدای آیه یعنی وَ هُوَ اَلَّذِي تأکیدی نهفته است و این تأکید برای این است که عده‌ای بت‌ها را در عالَم همه کاره می‌دانستند ولی در این تعبیر با تأکید بر روی خدا می‌خواهد بگوید بت هیچ‌کاره است.

البته این بحث‌ها تنها مربوط به بت سنگی و چوبی نیست. برخی از ما بت‌پرستی نوین داریم و پول‌پرست هستیم و فکر می‌کنیم اگر پول داشته باشیم همه چیز داریم. حال آیه می‌گوید خدا همه‌کاره است و شما را به خواب می‌برد و حتی اگر پول داشته باشی وقتی خواب فرا رسد نمی‌توانی جلو خوابت را بگیری.

نکته 3: افعال آیه یعنی يَتَوَفّٰاكُمْ و جَرَحْتُمْ و يَبْعَثُكُمْ همگی مخاطب هستند. حال سوالی مطرح است که مراد از (کم) در این آیه چه کسانی هستند؟

اگر آیه را مستقل نگاه کنیم خطاب (کم) مجموع انسان‌ها هستند ولی اگر با توجه به آیات قبل و بعد نگاه کنیم خطاب آیه می‌تواند مشرکان باشند.

نکته 4: معمولا گفته‌اند که منظور از جَرَحْتُمْ، کسبتم است یعنی آنچه کسب می‌کنید ولی اگر کمی دقت کنیم متوجه می‌شویم که این کلمه از جراحت می‌آید که به معنای خراش ایجاد کردن یا مجروح کردن است. حال مراد از تعبیر جَرَحْتُمْ می‌تواند این باشد که اگر مشرکان به مسلمانان جراحتی وارد کردند خدا به آن علم دارد.

و اما سؤال پیش می‌آید که چرا مفسران، جَرَحْتُمْ را به معنای کسبتم معنا کرده‌اند؟

علت این است که قبلا وقتی سگ یا باز را برای شکار می‌فرستادند او حیوان شکار شده را مجروح می‌کرد و همین عاملی می‌شد تا شکارچی کسبی بدست آورد. کم کم خود جَرَحْتُمْ به معنای کسبتم استعمال شده است.

البته اگر مراد از جَرَحْتُمْ، کسبتم باشد مراد از کسب بیشتر کارهای بد است. با این حساب آیه معنای زیبایی پیدا می‌کند و می‌گوید با اینکه خدا می‌داند شما چه کارهای بدی می‌کنید ولی باز شما را در صبح از خواب بیدار می‌کند.

از اینجا می‌توان این درس را گرفت که ما انسان‌ها نیز نباید با یکدیگر خشن باشیم. اگر خدا با وجود اینکه علم به کارهای بد ما دارد ولی ما را دوباره از خواب بیدار می‌کند، پس اگر کسی بدی کرد ما نیز زود حکم قتل و زندان و حصر او را صادر نکنیم. اینکه ما همه چیز را مقید به مسلمان بودن یا شیعه بودن کنیم و بقیه را هیچ پنداریم صحیح نیست. خدا به بدکاران نیز رزق می‌دهد.

به هر حال جملۀ يَعْلَمُ مٰا جَرَحْتُمْ بِالنَّهٰارِ که وسط بحث توفی و بعث آمده این نکته را می‌رساند که خدا با وجود اینکه به کارهای بد ما علم دارد ولی باز به ما جان و روزی می‌دهد. پس ما نیز نباید این‌قدر سخت‌گیر باشیم.

نقل می‌کنند آقای سید ابوالحسن اصفهانی شخص حلیمی بوده که اگر کسی نزد او می‌آمد به او کمک می‌کرد. شخصی به ایشان گفت فلانی به تو فحش داده است. ایشان در جواب گفته بود اینها که به نام دست‌بوسی نزد من می‌آیند گاهی دست من را گاز می‌گیرند ولی باز من کمکی به آنها می‌کنم.

پس اینکه فکر کنیم همه باید مرید ما باشند این‌گونه نیست. خدایی که مهربان‌ترین است زمانی که عده‌ای منکر او می‌شوند یا به او توهین می‌کنند ولی باز به آنها روزی می‌دهد. ملحدین نیز در درگاه خدا جیره دارند و خدا جیرۀ غذایی آنها را می‌دهد.

پس ما نیز باید اخلاق خدایی یاد بگیریم و اگر از کسی بدی دیدیم مرگ و نابودی او را نخواهیم.

نکته 5: ربط آیات 59 تا 61 این است که آیه 59 مربوط به علم خدا بود و آیات 60 و 61 اشاره به قدرت خدا دارد. حال وسط بحث قدرت، اشاره به علم خدا شد تا بفهمیم علم و قدرت خدا به یکدیگر چسبیده است و از هم جدا نیست.

نکته 6: گفته شده که يَعْلَمُ عطف بر يَتَوَفّٰاكُمْ نیست چرا که در این صورت جملات ناهماهنگ می‌شود. پس يَعْلَمُ از لحاظ نحوی حال است و در این صورت ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ از لحاظ معنایی و نحوی در کنار يَتَوَفّٰاكُمْ قرار می‌گیرد.

نکته 7: اگر 80 سال عمر کنیم خداوند بیش از صد هزار بار ما را به خواب می‌برد و بیدار می‌کند. با این کار قدرت ما را می‌گیرد و دوباره صبح قدرت را به ما برمی‌گرداند. با این حال چرا باید در زنده شدن پس از مرگ شک کنیم؟

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات
چون بازاندیشی روشی دائمی است سزاوار است نوشته ها و سخنرانی های این سایت نظر قطعی و نهایی قلمداد نشود.