تفسیر آیات 76 تا 88 سوره انعام در تاریخ 7 اردیبهشت 1401 - وب سایت رسمی احمد عابدینی

تفسیر آیات 76 تا 88 سوره انعام در تاریخ 7 اردیبهشت 1401

تفسیر آیات 76 تا 88 سوره انعام در تاریخ 7 اردیبهشت 1401

فایل صوتی درس: کلیک

نکات درس تفسیر در تاریخ7/2/1401

تفسیر آیات 76 تا 88 سوره انعام

بررسي كلمه هدايت و هدايت يافتگان در آيات76 تا 88 سوره انعام و بيان اهميت هدايت.

وَ وَهَبْنٰا لَهُ إِسْحٰاقَ وَ يَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنٰا وَ نُوحاً هَدَيْنٰا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ دٰاوُدَ وَ سُلَيْمٰانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسىٰ وَ هٰارُونَ وَ كَذٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ  ﴿الأنعام‏، 84﴾

و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم، هر یک را هدایت کردیم، و نوح را پیش از این هدایت كردیم، و از فرزندان او داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را [هدایت کردیم]. و این گونه نیکوکاران را پاداش می  دهیم.

وَ زَكَرِيّٰا وَ يَحْيىٰ وَ عِيسىٰ وَ إِلْيٰاسَ كُلٌّ مِنَ الصّٰالِحِينَ  ﴿الأنعام‏، 85﴾

و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را كه همه از شایستگان بودند،

وَ إِسْمٰاعِيلَ وَ الْيَسَعَ وَ يُونُسَ وَ لُوطاً وَ كلاًّ فَضَّلْنٰا عَلَى الْعٰالَمِينَ  ﴿الأنعام‏، 86﴾

و اسماعیل و یَسَع و یونس و لوط را [هدایت کردیم]؛ و همه را بر جهانیان برتری دادیم.

وَ مِنْ آبٰائِهِمْ وَ ذُرِّيّٰاتِهِمْ وَ إِخْوٰانِهِمْ وَ اجْتَبَيْنٰاهُمْ وَ هَدَيْنٰاهُمْ إِلىٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ  ﴿الأنعام‏، 87﴾

و از پدرانشان و فرزندانشان و برادرانشان برخي را [برتری دادیم] ، و آنان را برگزیدیم و به راهی راست هدایتشان نمودیم.

ذٰلِكَ هُدَى اللّٰهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ لَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ مٰا كٰانُوا يَعْمَلُونَ  ﴿الأنعام‏، 88﴾

این است هدایت خدا که هر کس از بندگانش را بخواهد به آن هدایت می‌کند، و اگر [آنان با همه عظمت و مقامی که داشتند] شرک ورزيده بودند، یقیناً تمامي كردار و رفتارِ[خوب]شان از دستشان رفته بود.

أُولٰئِكَ الَّذِينَ آتَيْنٰاهُمُ الْكِتٰابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ فَإِنْ يَكْفُرْ بِهٰا هٰؤُلاٰءِ فَقَدْ وَكَّلْنٰا بِهٰا قَوْماً لَيْسُوا بِهٰا بِكٰافِرِينَ  ﴿الأنعام‏، 89﴾

آنان کسانی‌ هستند که به آنان کتاب و حكم و نبوّت دادیم؛ پس اگر اینان [= مشركان مكه] منكر آن شوند، یقیناً گروهی را بر آن می‌گماریم که يقينا به آن کافر نیستند.

أُولٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللّٰهُ فَبِهُدٰاهُمُ اقْتَدِهْ قُلْ لاٰ أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِكْرىٰ لِلْعٰالَمِينَ  ﴿الأنعام‏، 90﴾

آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده است، پس به هدایتشان اقتدا کن. [و به مشركان] بگو: در برابر رسالتم پاداشی از شما نمی‌خواهم. آن [=قرآن] جز تذکّر و پندی برای جهانیان نیست.

نکته 1: در این مجموعه از آیات مثل اینکه شُلِۀ هدایت پخته‌اند چرا که بارها لفظ هدایت بکار رفته است. در آیه 84 دو بار هَدَيْنٰا بکار رفته است و تازه اسامی پیامبران که در این آیه و آیات بعدی بکار رفته همگی مفعول هَدَيْنٰا هستند. حتی در معنای تعبیر وَ مِنْ آبٰائِهِمْ وَ ذُرِّيّٰاتِهِمْ وَ إِخْوٰانِهِمْ نیز هدایت نهفته است. در آیه 87 نیز تعبیر هَدَيْنٰاهُمْ بکار رفته است. در عبارت ذٰلِكَ هُدَى اللّٰهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ در آیه 88 نیز دو بار از ریشۀ هدایت استفاده شده است. در آیه 90 نیز دو بار ریشۀ هدایت بکار رفته است.

پس موضوع اصلی این آیات هدایت است. حال باید قدری در بارۀ هدایت سخن بگوییم که هدایت کردن الهی به چه معناست؟

نکته 2: اجتباء ممکن است از جبایة الزکاة بیاید که به معنای جمع آوری است. ممکن هم هست به معنای برگزیدن باشد. جالب است که تعبیر اجتباء در قرآن که 4 مرتبه تکرار شده است همگی در کنار هدایت بیان شده است.

نکته 3: در برخی آیات قرآن لفظ هدایت صراحتا آمده است ولی در برخی آیات از لفظ هدایت استفاده نشده ولی بحث آنها مربوط به هدایت است. به عنوان مثال در بحث آیات قبلی که ابراهیم گفت من ستاره را دوست ندارم خود این هدایت است یعنی ابراهیم هدایت شد که به سوی ستاره‌پرستی نرود. در بحث ماه و خورشید نیز با اینکه اسم هدایت صراحتا نیامده است ولی بحث هدایت کاملا نمایان است.

نکته 4: باید دقت داشت که آنچه ارزش دارد هدایت است نه مال و مقام. مسألۀ هدایت خیلی مهم است. انسانی که 80 سال عمر می‌کند اگر مسیر زندگی‌اش فقط بین آشپزخانه و توالت باشد این زندگی نیست. این‌گونه فقط کارخانۀ نجاست سازی ایجاد می‌شود در حالی که زندگی فقط این نیست.

وقتی انسان هدایت شد جهان برایش لذت بخش می‌شود حتی اگر سختی بکشد. وقتی انسان هدایت شده و می‌فهمد که راهش درست است هر طور که کشته شود باکی بر او نیست. چنین افرادی آرامش دارند ولی ما از مرگ ترس داریم. پس کسی آرامش و امنیت دارد که هدایت شده است.

انسانیت انسان به یافتن راه حق است. انسان هدایت شده چه زنده باشد و چه مرده خوب است ولی انسانی که هدایت را پیدا نکرده است تنها کارخانۀ نجاست سازی است.

به هر حال اینکه خدا هدایت را به پیامبران داد یعنی به آنها یاد داد که چه مسیری را طی کنند تا انسان واقعي شوند.

نکته 5: هدایت الهی با وحی و عقل به انسان می‌رسد. پس این‌گونه نیست که خدا فرشته‌ای از آسمان بفرستد تا دست ما را بگيرد و ما را به سمت هدایت ببرد.

و اما در نهج البلاغه در خطبه 192 آمده است که پیامبر اکرم(ص) از زمانی که از شیر گرفته شد فرشته‌ای به همراه او بود که آن فرشته او را از کار بد باز می‌داشت.

چه بسا بتوان گفت مراد از فرشته همان عقل پیامبر(ص) بوده است. آیت الله ایزدی این قصه را نقل می‌کرد که وقتی پیامبر(ص) در کودکی می‌خواست به صحرا برود و مادر رضاعی او می‌خواست چیزی برای حفاظت او به گردن او آویران کند ایشان اجازه نداد و گفت این گردن بند چگونه می‌تواند مرا حفظ کند؟

با این داستان چه بسا بتوان گفت مراد از فرشته همان عقل بوده است. پس پیامبر(ص) از همان کودکی می‌فهمیده که باید موحد باشد.

یادمان نرود که یکی از راه‌های بزرگ هدایت عقل است. ما در بسیاری از موارد عقل را بکار نمی‌بریم و می‌گوییم خدا هدایتمان نکرد.

به این نکته نیز باید دقت داشت که درجات عقل نیز متفاوت است. پس هدایت‌یافتگان مثل هم نیستند.

در روایتی در کافی آمده است:

مردى از بنى اسراییل در یکى از جزایر دریا که سبز و خرم و پر آب و درخت بود عبادت خدا مى کرد یکى از فرشتگان از انجا گذشت و عرض کرد پروردگارا مقدار پاداش این بنده ات را به من بنما خداوند باو نشان داد و او ان مقدار را کوچک شمرد، خدا به او وحى کرد همراه او باش پس آن فرشته بصورت انسانى نزد او آمد عابد گفت تو کیستى؟ گفت مردى عابدم چون از مقام و عبادت تو در این مکان اگاه شدم نزد تو امدم تا با تو عبادت خدا کنم پس آن روز را با او بود، چون صبح شد فرشته باو گفت: جاى پاکیزه اى دارى و فقط براى عبادت خوب است. عابد گفت: اینجا یک عیب دارد. فرشته گفت: چه عیبى؟ عابد گفت: خداى ما چهارپایى ندارد، اگر او خرى مى داشت در اینجا مى چراندیمش براستى این علف از بین مى رود! فرشته گفت: پروردگار که خر ندارد، عابد گفت: اگر خرى مى داشت چنین علفى تباه نمى شد، پس خدا بفرشته وحى کرد: همانا او را به اندازه عقلش پاداش مى دهم. «اصول الکافی / ترجمه مصطفوی، ج‌1، ص: 13»

اینکه گفته می‌شود یک ساعت تفکر از عبادت 70 سال بهتر است همین است.

پس خدا حکیم و علیم است و می‌داند به هرکسی چه درجه‌ای بدهد. این می‌شود معنای: نَرْفَعُ دَرَجٰاتٍ مَنْ نَشٰاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات
چون بازاندیشی روشی دائمی است سزاوار است نوشته ها و سخنرانی های این سایت نظر قطعی و نهایی قلمداد نشود.