تفسیر آیه 90 سوره انعام در تاریخ 28 اردیبهشت 1401 - وب سایت رسمی احمد عابدینی

تفسیر آیه 90 سوره انعام در تاریخ 28 اردیبهشت 1401

تفسیر آیه 90 سوره انعام در تاریخ 28 اردیبهشت 1401

فایل صوتی درس: کلیک

نکات درس تفسیر در تاریخ 28/2/1401

تفسیر آیۀ 90 سوره انعام

معنای اقتدا و فرق آن با واژه‌های قریب المعنا. توضیحات تفسیر تسنیم راجع به اقتدای پیامبر(ص) به پیامبران سابق. تفاوت اقتدای به ذات و اقتدای به وصف. تفاوت اقتدای به هدایت با اقتدای به شریعت. بحث تغییر شریعت در اسلام.

اُولٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللّٰهُ فَبِهُدٰاهُمُ اقْتَدِهْ قُلْ لاٰ أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِكْرىٰ لِلْعٰالَمِينَ  ﴿الأنعام‏، 90﴾

آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده است، پس به هدایتشان اقتدا کن. بگو: پاداشی بر [آوردن قرآن] از شما نمی‌خواهم. آن [=قرآن] جز تذکّر و پندی برای جهانیان نیست.

نکته 1: با اینکه راجع به این آیه زیاد صحبت کردیم فکر می‌کنم هنوز بحث تعبیر اُولٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللّٰهُ فَبِهُدٰاهُمُ اقْتَدِهْ حل نشده است. برخی کلمات در قرآن کم استعمال شده است و به همین خاطر بدست آوردن معنای آن سخت است. مثلا بحث اقتدا در قرآن تنها در دو مورد آمده است یکی اینجا که بحث اقتدای پیامبر(ص) به هدایت پیامبران سابق است و مورد دیگر آیه 23 سوره زخرف است که مربوط به اقتدای مشرکان به پدرانشان است.

ریشۀ اقتدا، قدوه است که به معنای رهبری است ولی با توجه به آیه 23 سوره زخرف ضرورتا به معنای رهبریِ معنوی و مثبت نیست. اقتدا به معنای تقلید هم نیست و در قرآن اصلا لفظ تقلید به كار برده نشده است. البته تقلید نیز ممکن است بار مثبت یا منفی داشته باشد. بله، چون در مواردی بار منفی دارد عده‌ای تقليد از مجتهد را به «رجوع غیر متخصص به متخصص» تبدیل کرده‌اند چرا که این تعبیر عاقلانه‌تر است.

البته آنچه كه تا كنون مراجع تقليد در دين از مقلدان خود مي‌خواسته‌اند بيشتر از رجوع به متخصص بوده است چون مقلد را مكلف مي‌نامند كه در آن نوعي اجبار به پيروي هست و علاوه بر اين اگر كسي پيروي نكرد كارش حكم حرمت و بطلان و فساد و امثال آن مي‌گيرد و از وسيلۀ تهديد به سوختن در جهنم و گاهي تهديد به تعزير و امثال آن نيز بهره گرفته مي‌شود.

کلمۀ دیگری که معنای نزدیکی به اقتدا دارد اسوه است که آن نیز در قرآن سه بار براي الگوگيري مثبت به كار رفته است.

کلمۀ دیگر اتباع است که آن نیز در قرآن به صورت مثبت و منفی بکار رفته است.

به هر حال چون کلمۀ «اقتدا» در قرآن کم بکار رفته است از خود لغت نمی‌توان چیز صریحی فهمید و به همین خاطر باید قرائن دیگری را در کلام دید. پس ما باید برای معنا کردن اقتدا مجموع قرائن را بررسی کنیم.

نکته 2: در تفسیر تسنیم، جلد 26 صفحات 275 تا 277 مطالبی راجع به اقتدای پیامبر(ص) به هدایت پیامبران گذشته آمده است که بیان چكيدۀ آن خالی از لطف نیست:

جامعیت پیامبر اکرم(ص) در کمالات

بر پایۀ این آیه پیامبر(ص) جامع تمام فضائل علمی و کمالات عملی انبیاء است چون خدای سبحان پس از برشمردن اصول کمال انبیاء به پیامبر(ص) دستور می‌دهد که به هدایت یعنی راه و رسم آنان اقتدا کند و محال است آن حضرت امر الهی را امتثال نکند. پس آن حضرت قطعا به کمالات انبیاء پیشین اقتدا کرده است و جامع فضائل آنان است و هر چه آنان داشته‌اند وی یکجا دارد و به همین جهت در پایان آیه می‌گوید پیام او جهانی است.

مقتدای پیامبر اکرم(ص)

جهت روشن شدن معنای اقتدا و حوزۀ آن و برای آشکار شدن معنای اقتدا و قلمرو آن نگاه اجمالی به آیات ناظر به مطالب مذکور لازم است. آیات مربوط به مفاد یاد شده چند گروه‌اند:

الف) آیاتی که مفاد آن تنها پیروی از وحی الهی است مثل آیه 50 سوره انعام

إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا يُوحىٰ إِلَيَّ

البته در این آیه معلوم نشده که تبعیت آیا اقتدا به پیامبران قبلی است یا چیز دیگر.

ب) اتباع از ملت ابراهیم مثل آیه 123 سوره نحل

ثُمَّ أَوْحَيْنٰا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرٰاهِيمَ حَنِيفاً وَ مٰا كٰانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ  ﴿النحل‏، 123﴾

آن گاه به تو وحی کردیم که از آیین [یکتاپرستیِ] ابراهیم حق گرا پیروی کن که از مشرکان نبود.

منظور از این آیه هدایت انبیاء پیشین است که در آیۀ مورد بحث نیز به همین مطلب اشاره شده است.

ج) اتباع شریعتی که خدای سبحان پیامبر(ص) را بر آن قرار داد مثل آیه 18 سوره جاثیه

ثُمَّ جَعَلْنٰاكَ عَلىٰ شَرِيعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهٰا وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَ الَّذِينَ لاٰ يَعْلَمُونَ  ﴿الجاثية، 18﴾

سپس تو را [در امر نبوّت و دین] بر آیینی ویژه و کامل قرار دادیم؛ بنابراین از آن پیروی کن و از هواهای نفسانی کسانی که [به حقایق] معرفت و آگاهی ندارند، پیروی مکن.

در این آیه نیز معلوم نیست که شریعت همان شریعت پیامبران پیشین است یا نه.

د) آیاتی که مفاد آنها عقاید و اخلاق و احکام فقهي و حقوقي و … است.

در این آیات مجالی برای اقتدای پیامبر(ص) از دیگران نخواهد بود زیرا همۀ دستورات اصلی و فرعی دین از راه وحی الهی بهرۀ آن حضرت شد.

با عنایت به گروه چهارم از آیات که به تفصیل، قوانین مربوط به چیزهای مختلف بیان شده هر چند شرح آن متون از راه الهام به پیامبر(ص) اعلام شد معانی آیات سه گروه قبلی روشن می‌شود یعنی منظور از اتباع وحی و ملت ابراهیم روشن خواهد شد.(پايان نقل از تسنیم)

نکته 3: بحثی مطرح است که تعبیر فَبِهُدٰاهُمُ اقْتَدِهْ با تعبیر فَبِهِم اقْتَدِهْ آیا دو معنا دارند یا یک معنا؟ اقتدا باید به خود شخص باشد یا به صفات شخص؟

ما طلبه‌ها با این بحث‌ها آشنا هستیم که می‌گوییم احکام تکلیفی خمسه به فعل مکلف تعلق می‌گیرد نه خود مکلف. در قرآن گاهی اوقات این چیزها به خود شیء تعلق گرفته است مثل اینکه گفته است مردار بر شما حرام است در حالی که مردار یک شیء خارجی است. در اینجا می‌گویند ناچاریم چیزی را در تقدیر بگیریم و بگوییم خوردن مردار حرام است. یا می‌گوید مادران شما بر شما حرام است. در اینجا نیز مراد ازدواج با مادران است.

حال در آیۀ مورد بحث ممکن است کسی بگوید مراد از اقتدا به انبیاء اقتدای به هدایت انبیاء است و در نتیجه واژۀ هدایت چه در عبارت باشد یا نباشد فرقی ندارد چون اگر نمی‌آمد نیز همان هدایت منظور بود؛ ولي باید توجه داشت که بحث در اينجا مثل بحث احکام خمسه تكليفي نیست. گاهی اوقات گفته می‌شود  به زید اقتدا کن. این یعنی اقتدا به شخص زید که هر کاری کرد تو هم بکن. ولی گاهی اوقات می گوییم به زیدی که پول‌دار شده است اقتدا کن. این یعنی اقتدا برای پول‌دار شدن. یا ممکن است گفته شود از زیدی که عالم است پیروی کن. این تعبیر نیز ممکن است پیروی از علم باشد و ممکن است پیروی از دیگر صفات باشد. و اما ممکن است در مواردی پیروی از صفت بیان شود مثل اینکه گفته شود از هدایت زید تبعیت کن. در این صورت مخاطب را بالا برده‌ایم که او هدایت را از ضلالت تشخیص می‌دهد.

پس اقتدا ممکن است به ذات بخورد یا به صفت. اگر به ذات بخورد اقتدا به خود شخص است ولی اقتدا به صفات مستلزم شناخت آن صفت وجلوگيري از غير آن صفت است و در آیۀ مورد بحث اقتداي از هدايت، مستلزم شناخت هدایت است.

پس اقتدا به صفت و ذات با یکدیگر متفاوت است. در تفسیر تسنیم،ج26، ص277 آمده است:

دستور الهی به پیامبر(ص) در آیۀ مورد بحث اولا اقتدا به هدایت پیامبران پیشین است نه خودشان. ثانیا به تبعیت از هدایت پیامبران پیشین است نه شریعت و منهاج آنان زیرا هر پیامبری شریعت و منهاج ویژه دارد که موقت و برای اوضاع خاص بوده است و با آمدن شریعت پیامبر خاتم شریعت پیامبران قبل نسخ شدند و اقتدا کردنی نیستند.(پايان عبارت تسنیم)

با این صحبت‌ها متوجه می‌شویم که از نظر آیت الله جوادی هر پیامبری منهاج خاصی دارد و اتفاقا به آیه 48 سوره مائده استناد می‌کنند که می‌فرماید:

لِكُلٍّ جَعَلْنٰا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهٰاجاً ﴿المائدة، 48﴾

برای هر یک از شما شریعت و راه روشنی قرار دادیم.

ایشان می‌گوید شریعت‌ها موقت بوده‌اند و با آمدن شریعت جدید شریعت‌های قبلی نسخ شده است. پس در هدایت می‌توان به انبیاء سابق اقتدا کرد نه در شریعت.

حال اگر این حرف‌ها را قبول کردیم و با آمدن شريعت بعدي شريعت قبلي از كار مي‌افتد بحثی پیش می‌آید و آن اینکه وقتي دین پیامبر(ص)، دين خاتم و دین آخر است دليل نمي‌شود كه شريعتش نيز پايدار باشد؛ چون شايد همانطور که شرایع قبلی رفت و هدایتش ماند این شریعت نیز ممکن است برخی دستوراتش برود.

بنابراين اگر در زمان ما شرائطی پیش آمده که برخی از قسمت‌های شریعت انجام شدنی نیست، می‌توان دین‌دار بود و به هدایت‌های اسلام اصرار داشت ولی شریعت را تا حد اضطرار عوض کرد؟

مثلا می‌گویند اگر کسی روی کرۀ ماه بود قبله را چگونه باید رعایت کند؟

جواب این است که هر چه از کعبه دور شویم قبله بزرگ‌تر می‌شود و مثلا کسانی که در اروپا هستند همین که به سمت حجاز باشند کافی است. حال اگر کسی در ماه بود همین که به سمت زمین باشد کافی است. حتی اگر از منظومۀ شمسی بیرون رفتیم همین که نماز را به سمت منظومۀ شمسی بخوانیم کافی است.

برخی که اصرار بر شریعت دارند می‌خواهند بگویند و بلكه برخي نظير مرحوم آيت الله خويي گفته‌اند كه اگر نمی‌توانی به صورت طبیعی در جایی نماز بخوانی نباید به آنجا بروی. بنده می‌گویم می‌توان رفت ولی لازم نیست آن شریعتی که در قسمتهاي معتدل داريم داشته باشيم يا شريعتي كه در کرۀ زمین داریم را كاملا رعایت کنیم. مثلا به قطبين مي‌توان رفت و در آنجا همین که در هر 24 ساعت 5 نماز خوانده شود کافی است و رعايت طلوع و غروب لازم نيست. پس اصل همان هدایت است و شریعت عمل است و بسته به زمان‌ها و مکان‌ها تغییر می‌کند.

بنده در کتاب «معیارهای ثابت و متغیر در دین» در این زمینه بیشتر صحبت کرده‌ام.

با مجموع این صحبت‌ها فهمیدیم که فَبِهُدٰاهُمُ اقْتَدِهْ با فَبِهِم اقْتَدِهْ فرق دارد. همچنین فَبِهُدٰاهُمُ غیر از فَبِشَرِیعَتِهِم است.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات
چون بازاندیشی روشی دائمی است سزاوار است نوشته ها و سخنرانی های این سایت نظر قطعی و نهایی قلمداد نشود.