تفسیر آیه 92 سوره انعام در تاریخ 11 تیر 1401 - وب سایت رسمی احمد عابدینی

تفسیر آیه 92 سوره انعام در تاریخ 11 تیر 1401

تفسیر آیه 92 سوره انعام در تاریخ 11 تیر 1401

فایل صوتی درس: کلیک

نکات درس تفسیر در تاریخ 11/4/1401

تفسیر آیه 92 سوره انعام

ايمان واقعي به آخرت موجب ايمان به قرآن و تصديق آن است و محافظت بر نماز موجب بقاي ايمان به قيامت و قرآن است.

وَ هٰذٰا كِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ مُبٰارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرىٰ وَ مَنْ حَوْلَهٰا وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلىٰ صَلاٰتِهِمْ يُحٰافِظُونَ  ﴿الأنعام‏، 92﴾

و این [قرآن] کتابی است که آن را نازل کردیم، مبارك است و تصدیق کنندۀ کتاب‌های آسمانی پیش از خود، [براي هدايت مردم] و برای این که [اهل] مکه و کسانی را که پیرامون آنند بیم دهی؛ و آنان که به آخرت ایمان دارند به آن ایمان می‌آورند، و آنان همواره بر نمازشان محافظت می‌کنند.

نکته 1: از نکات جلسۀ قبلی مشخص شد که قرآن کتابی است که در آن قضایای خارجیه و حقیقیه وجود دارد و کتابی است که هم مربوط به زمان و مکان خودش است و هم کتابی است که می‌توان از آن برای هر زمان و مکانی بهره برد. پس به این دید باید به قرآن نگاه شود.

نکته 2: در تعبیر وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ بحث بر سر ایمان به قرآن است و ایمان به آخرت و ایمان به قرآن با یکدیگر ربط پیدا کرده‌اند.

آیت الله جوادی آملی در تفسیر تسنیم، ج26،ص335 این عنوان را مطرح کرده‌اند که «اثبات نبوت از راه معاد» همچنین در ص326 عنوان «تأثیر ایمان به معاد در ایمان به نبوت خاص» را آورده‌اند.

به ذهن می‌رسد که هر دو مطلب دقیق نیست. ایشان باید می‌نوشت: «تأثیر ایمان به معاد در ایمان به کتابهاي آسماني یا در ایمان به قرآن»

نمی‌دانم چرا چنین چیزی نوشته‌اند ولی احتمال دارد که برای جواب به تفسیر التحریر و التنویر، ج6،ص219  باشد که نوشته است ظاهر تعبیر وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ درست نیست چرا که یهود و نصاری به آخرت ایمان دارند ولی به قرآن ايمان ندارند. سپس ایشان توجیهی برای حل این اشکال کرده است و گفته است این تعبیر علت نیست که کسی بگوید ایمان به آخرت موجب ایمان به معاد می‌شود. بلكه اين تعبير براي اشاره به مردم مؤمن مكه است.

به هر حال هر چه که باشد باید این بحث را مطرح کرد که آیا به عنوان يك قضيۀ حقيقيه اعلام كرد كه هر کس به آخرت ایمان بياورد/ داشته باشد به قرآن ایمان می‌آورد یا نه؟

به نظر بنده برخی اوقات استعمال کلمات کنایه‌ای است یا اینکه بگوییم حقیقت کلمات مراد است نه ظاهر آنها و در اینجا حقیقت ایمان ملاک است.

گاهی اوقات گفته می‌شود که سگ فلانی ترسو است یا گفته می‌شود خانۀ فلانی خاکسترش زیاد است و این کنایه از این است که فلانی زیاد مهمان دارد. پس نباید ظاهر لفظ را گرفت. حال ممکن است جملۀ وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ کنایه باشد و می‌خواهد بگوید کسی که فطرت و وجدان دارد وقتی قرآن را می‌خواند می‌فهمد که از جانب خداست. پس مراد ایمان صوری به قیامت نیست.

در کشور ما وقتی از مسئولان پرسیده شود که ایمان به آخرت دارید یا نه، همه بدون استثنا می‌گویند بله ایمان داریم ولی در عمل وقتی دروغ می‌گویند معلوم است که ایمان واقعی به آخرت ندارند.

پس این اعتراض که یهودیان به آخرت ایمان دارند ولی به قرآن ایمان ندارند وارد نیست چرا که ایمان یهودیان آن زمان مثل ايمان اين زمان ما ايرانيان واقعی نبوده است به اين معنا كه به لوازم آن ملتزم نيستيم و فطرت و وجدانشان/ وجدانمان سالم نمانده است.

نکته 3: در تعبیر وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ فعل به صورت مضارع که دلالت بر استمرار دارد آمده است و این موجب می‌شود که این تعبیر اشاره به یک قضیۀ حقیقیه داشته باشد و این نکته را برساند که هر چه ایمان واقعی به آخرت قوی‌تر باشد ایمان به قرآن نیز بیشتر خواهد شد.

در واقع ایمان به آخرت و ایمان به قرآن یکدیگر را یاری می‌کنند. ابتدا وجدان پاکی می‌خواهد تا موجب ایمان ابتدایی به قرآن شود. وقتی سراغ قرآن آمد، ایمان به آخرتش تقویت می‌شود و از این طریق دوباره ایمان به قرآنش تقویت می‌شود و همین‌طور پیش می‌رود تا هر دو ایمان به کمال برسد.

پس اگر می‌خواهیم افراد، دین‌دار شوند راهش این است که آنها را به قیامت معتقد کنیم. اگر کسی را که منکر معاد است بخواهیم به قرآن معتقد کنیم فایده ندارد. ابتدا باید به افراد فهماند که دنیا هدف دار است و پوچ نیست تا آمادگی ایمان به قرآن را پیدا کنند.

پس اگر ایمان به آخرت را در افراد درست کنیم خودشان به قرآن ایمان خواهند آورد. یادم هست بچه که بودیم می‌گفتند: کنار باغ ملی شتر تو شیشه می‌کنند و ما که بچه بودیم می‌گفتیم این یعنی چه؟ شتر که در شیشه نمی‌رود. شخصی گفت وقتی شتر جاي نقطه‌هايش عوض شود و به شیر تبدیل شود خودش وارد شیشه می‌شود.

حال اگر ایمان به آخرت را درست کردیم ایمان به قرآن خودش درست می‌شود.

نیاز نیست دائما معجزات قرآن را مطرح کنیم. اینکه اصرار کنیم قرآن معجزه است و از اعجاز فصاحت و بلاغت و علمی قرآن سخن بگوییم بلكه بايد ايمان به معاد را درست كنيم. تا وقتی ایمان به آخرت نباشد آوردن دليل علمي بر اعجاز قرآن فایده ندارد. اگر ایمان به آخرت درست شد شخص خود به خود به قرآن ایمان خواهد آورد.

پس باید بدانیم چه راهی باید طی کنیم تا خودمان مؤمن شويم و ديگران ایمان آورند.

در سفر اروپا شخصی می‌گفت من به خاطر یک عبارت قرآن مسلمان شدم و آن این بود:

وَ لاٰ تَزِرُ وٰازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرىٰ؛ و هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمیکشد.

شخص با این عبارت ایمان آورده چرا که در آن عدالت را مشاهده کرده است.

نکته 4: تعبیر وَ هُمْ عَلىٰ صَلاٰتِهِمْ يُحٰافِظُونَ تعبیر جالبی است. یکدفعه از مباحث اعتقادی وارد مباحث عملی شده است و در بین عبادات نیز به نماز اشاره کرده است. اتفاقا شبیه این تعبیر در سوره مؤمنون نیز در صفات مؤمنان آمده است. در سوره معارج نیز قریب به همین مضمون وجود دارد. در سوره مؤمنون آمده است:

وَ الَّذِينَ هُمْ عَلىٰ صَلَوٰاتِهِمْ يُحٰافِظُونَ  ﴿المؤمنون‏، 9﴾

و آنان که همواره بر نمازهایشان محافظت دارند.

در سوره معارج نیز آمده است:

وَ الَّذِينَ هُمْ عَلىٰ صَلاٰتِهِمْ يُحٰافِظُونَ  ﴿المعارج‏، 34﴾

و آنان که همواره بر نمازهایشان محافظت دارند.

پس مشاهده می‌کنیم که بحث محافظت بر نماز در سه آیه در قرآن آمده است.

حال باید ربط محافظت بر نماز با جملات قبلی را پیدا کنیم. امروزه کسانی را داریم که با وجود خواندن نماز ولی بسیاری از فسادها را انجام می‌دهند. در نهج البلاغه در حکمت 369 آمده است:

یَأْتِی عَلَی النَّاس زَمَانٌ لَا یَبْقَی فِیهِمْ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ؛ وَ مَسَاجِدُهُمْ یَوْمَئِذٍ عَامِرَةٌ مِنَ الْبنَاءِ، خَرَابٌ مِنَ الْهُدَی، سُکَّانُهَا وَ عُمَّارُهَا شَرُّ أَهْلِ الْأَرْضِ؛ مِنْهُمْ تَخْرُجُ الْفِتْنَةُ، وَ إِلَیْهِمْ تَأْوِی الْخَطِیئَةُ، یَرُدُّونَ مَنْ شَذَّ عَنْهَا فِیهَا، وَ یَسُوقُونَ مَنْ تَأَخَّرَ عَنْهَا إِلَیْهَا؛ یَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ فَبی حَلَفْتُ لَأَبْعَثَنَّ عَلَی أُولَئِکَ فِتْنَةً تَتْرُکُ الْحَلِیمَ فِیهَا حَیْرَانَ، وَ قَدْ فَعَلَ، وَ نَحْنُ نَسْتَقِیلُ اللَّهَ عَثْرَةَ الْغَفْلَةِ.

ترجمه: روزگارى بر مردم خواهد آمد که از قرآن جز نشانى، و از اسلام جز نامى، باقى نخواهد ماند، مسجدهاى آنان در آن روزگار آبادان، اما از هدایت ویران است. مسجدنشینان و سازندگان بناهاى شکوهمند مساجد، بدترین مردم زمین می‌باشند، که کانون هر فتنه، و جایگاه هر گونه خطاکاری‌اند.

 هر کس از فتنه برکنار است او را به فتنه باز گردانند، و هر کس که از فتنه عقب مانده او را به فتنه‌ها کشانند، که خداى بزرگ فرماید: (به خودم سوگند، بر آنان فتنه اى بگمارم که انسان شکیبا در آن سرگردان ماند.) و چنین کرده است. و ما از خدا مى‌خواهیم که از لغزش غفلت‌ها درگذرد.

به نظر می‌رسد اگر کسی نماز صحیح و با اخلاص بخواند این امر ایمان به معاد و قرآن را تقویت می‌کند. نماز با سورۀ حمد شروع می‌شود و این سوره دائما انسان را به خوب بودن تشویق می‌کند. البته نماز صوری، موجب ارتقاء ایمان نمی‌شود. نماز ركنش تواضع است كه در ما به تكبر تبديل شده است. نماز براي ارتباط با خداست كه براي ما به ظاهري عبادي تبديل شده است. اين نماز همان است كه در كلمات قصار حضرت علي (ع) آمد. چنين نمازي به درد تقويت ايمان نمي‌خورد بلكه ايمان كُش است.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات
چون بازاندیشی روشی دائمی است سزاوار است نوشته ها و سخنرانی های این سایت نظر قطعی و نهایی قلمداد نشود.