اعلام برائت و تنفر شدید

اعلام برائت و تنفر شدید
إِنّا لِلّهِ وَإِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ
دیشب، ۲۶/۶/۱۴۰۵، کلیپی دیدم که در آن چند نفر پلیس، نوجوانی را بهشدت کتک میزدند و پس از ضربوشتم فراوان، شلوار او را پایین کشیدند و…
بسیار متأثر شدم و به یاد فریادهای خودم قبل از انقلاب افتادم که در تظاهرات، با صدای بلند به افرادی که کنار خیابان ایستاده بودند، میگفتم: «برای حفظ اسلام، مردم، به ما ملحق شوید.»
اکنون حاضرم هر سوگند جلالهای بخورم که آن زمان به هیچوجه در ذهنم نبود که روزگاری شاهد چنین رفتارهایی باشم و آشکارا کلیپی با چنین محتوایی ببینم. اگر زمانی به جبهه رفتم و زمانی برای تبلیغ اسلام به هر شهر و روستا، در داخل و خارج کشور، سفر کردم، هیچگاه چنین مفاسدی حتی به ذهنم خطور نمیکرد. ایکاش ناگهان معلوم شود که چنین چیزی را در خواب دیدهام، یا معلوم شود که این کلیپ ساختگی است.
بله، امروز واقعاً و با تمام وجود از چنین اعمال و رفتاری -اگر کلیپ واقعی باشد- اعلام تنفر و بیزاری میکنم و با تمام وجود میگویم که خوبی و فداکاری سربازان فداکار اسلام در جبهه و پشت جبهه، در تمامی دفاعهای شرافتمندانه، بههیچوجه از زشتی و قبح چنین رفتاری نمیکاهد.
نکتۀ اصلی این است که جامعه و، بهویژه، صاحبان قدرت، تفنگداران و زورداران، پیوسته و بیش و پیش از دیگران به درس اخلاق نیاز دارند؛ تا درس اخلاق همچون پتکی، هوای نفس و زور بازو و سلاح و قلم و زبان را کنترل کند. ولی متأسفانه، خطوط سیاسی و شعارهای تند و رکیک علیه این و آن و بهکارگیری معلمان اخلاق برای تأیید این و آن، موجب شده است که جامعه از اخلاق بازبماند و کسی درس اخلاق نگوید، یا اگر بگوید، خودش متخلق به اخلاق نباشد و جامعه اسلامی به چنین انحطاطی برسد.
زیر کلیپ نوشته شده بود: «وقتی در عَلَن و آشکارا وضع چنین است، پس در غیرعَلَن چه خبر است؟!»
چنین نگرانیای واقعاً قابل فهم است و هیچکس نمیتواند صرفاً بر اساس ظاهر امر، دربارۀ آنچه در محیطهای غیرعلنی رخ میدهد، اطمینان کامل بدهد. چیزی که شاید بتواند رفتارهای غیرعلنی را تاحدودی کنترل کند، دو امر است:
۱. درس اخلاق و رفتار اخلاقی؛
۲. محکوم کردن چنین رفتارهایی از سوی تمامی ارگانهای قضایی، نظامی و انتظامی.
نیاز قوای نظامی و انتظامی، قضات دادگستری، ضابطان، بازپرسان، زندانبانان و… بیش از هر چیز به درس اخلاق و توجه دادن آنان به عواقب دنیوی و اخروی چنین رفتارهایی است تا اکثریتی که روح پاک دارند، روحیۀ پاکشان تقویت شود و به پاکی و خوبی بیشتر سوق پیدا کنند و کسانی که با درس اخلاق اصلاح نشدند، با محکوم شدن کارشان از سوی همگان، از عواقب دنیوی آن بترسند.
از همینجا روشن میشود که اطلاعیه یا دستور مقام بالادستی برای مجازات متخلف، بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه باید زشتی و قبح چنین رفتارهایی بهصراحت برای همگان تبیین و محکوم شود و نظارت همگانی تقویت شود تا هیچکس احساس نکند که میتواند از جایگاه و قدرت خود برای تحقیر و آزار دیگری استفاده کند.
امیدوارم مقامات مسئول، همه احساس وظیفه کنند و با محکوم کردن چنین رفتارهایی، بقیۀ نیروها را از حساسیت و سنگینی مسئولیت خود آگاه کنند و جامعه را از گرفتار شدن به موارد مشابه مصون بدارند.
والسلام علی عبادالله الصالحین
احمد عابدینی
۲۷/۶/۱۴۰۵
