تفسیر آیه 54 سوره انعام در تاریخ 21 آذر 1400 - وب سایت رسمی احمد عابدینی

تفسیر آیه 54 سوره انعام در تاریخ 21 آذر 1400

تفسیر آیه 54 سوره انعام در تاریخ 21 آذر 1400

نکات درس تفسیر در تاریخ 21/9/1400

استاد عابدینی – تفسیر آیه 54 سوره انعام

بررسي عبارات آيت الله جوادي آملي در تسنيم ج25 ص 316 با توجه به آيات 94 و 101 و 105 سوره توبه و آيات7 تا 10 و 17 تا22 سوره مطففين.

وَ إِذٰا جٰاءَكَ اَلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيٰاتِنٰا فَقُلْ سَلاٰمٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلىٰ نَفْسِهِ اَلرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهٰالَةٍ ثُمَّ تٰابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ  ﴿الأنعام‏، 54﴾

و هرگاه کسانی که به آیات ما ایمان می‌آورند به نزد تو آیند، بگو: سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود مقرّر کرده كه هر کس از شما به نادانی کار زشتی مرتکب شد، سپس بعد از آن توبه کرد و [مفاسد خود را] اصلاح نمود [مشمول آمرزش و رحمت خدا شود]؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.

نکته 1: قبل از شروع بحث به سوالی که یکی از دوستان مطرح کرده‌اند پاسخ دهیم و آن سوال این است که مخاطب سلام‌های آخر نماز چه کسانی هستند؟

در این زمینه باید گفته شود که سلام بر پیامبر(ص) مشخص است. سلام دوم نیز روشن است که بر نمازگزاران و بندگان صالح خداست. در مورد سلام سوم یعنی السلام علیکم معمولا می‌گویند اگر نماز فرادی باشد خطاب به ملائکه‌ای است که محافظ انسان هستند و اگر نماز جماعت باشد علاوه بر ملائکه به نمازگزاران نیز می‌باشد.

علامۀ حلی در کتاب تذکرة از شافعی نقل کرده است که امام جماعت وقتی سلام می‌دهد در السلام علیکم اول سه چیز را در نظر بگیرد: خروج از نماز، سلام بر ملائکه‌ای که حافظ انسان هستند و سوم سلام بر نمازگزاران و با السلام علیکم دوم دو چیز را در نظر بگیرد: سلام بر ملائکه و بر نمازگزاران. از آن طرف مأموم با گفتن السلام علیکم علاوه بر موارد گذشته باید امام را نیز در نظر بگیرد. و اما کسی که فرادی نماز می‌خواند با سلام دادن باید خروج از نماز و سلام بر ملائکه را نیت کند.

در این‌باره کتاب‌های دیگری را نیز بررسی کردم که در این زمینه، یا چیزی نداشت و یا در همین حد بود و ما نیز به همین اندازه اکتفا می‌کنیم.

نکته 2: در این نکته به بررسي سخنان آیت الله جوادی آملی در تسنيم ذیل آیه 54 سوره انعام می‌پردازم.

 متن تفسیر تسنیم جلد 25 ص 316:

 آمدن فعل مضارع (يؤمنوم) بجای فعل ماضی (آمنوا) و نیز جایگزینی اسم ظاهر جٰاءَكَ اَلَّذِينَ به جای ضمير جائوا نشان عدم اختصاص آیه به مؤمنان موجود در عصر نزول است یعنی اگر پس از نزول آیه نیز کسی ایمان بیاورد و به محضر پیامبر(ص) برسد سلام و رحمت الهی او را در بر می‌گیرد.

يررسي: ما از فعل مضارع استفاده کردیم مؤمنانی که نزد پیامبر(ص) آمدند ایمان خود را تجدید کرده و روز به روز بر ایمان خود می‌افزایند تا برای تبلیغ دین بتوانند بهترین مبلّغ اسلام باشند. پس فعل مضارع دلالت بر تجدید ایمان و زياد شدن آن دارد. و اما آیت الله جوادی آملی نوشته است علت مضارع آمدن فعل این است که آیندگان را نیز شامل شود. پس با توجه به احتمال دیگری که در مضارع آمدن يُؤْمِنُونَ هست آیت الله جوادی نمی‌توانند به صورت قطعی مضارع بودن را دليل  يا نشانه بر مطالبي که استفاده کرده‌اند بدانند.

علاوه بر این کسانی که بعدا مسلمان شدند ضرورتا مصداق اَلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيٰاتِنٰا نیستند چرا که بسیاری از آنها تسلیم شدند نه اینکه ایمان در قلب آنها وارد شده باشد و آیه‌ 14 سوره حجرات نیز بر این مطلب صراحت دارد:

قٰالَتِ اَلْأَعْرٰابُ آمَنّٰا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لٰكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنٰا وَ لَمّٰا يَدْخُلِ اَلْإِيمٰانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ إِنْ تُطِيعُوا اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ لاٰ يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمٰالِكُمْ شَيْئاً إِنَّ اَللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ  ﴿الحجرات‏، 14﴾

بادیه‌نشینان گفتند: ما [از عمق قلب] ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاورده اید، بلکه بگویید: اسلام آورده ایم؛ زیرا هنوز ایمان در دل هایتان وارد نشده است. و اگر خدا و پیامبرش را اطاعت کنید، چیزی از اعمالتان را نمی‌کاهد؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

بله آنان كه قبل از هجرت در مكه به پيامبر گرويدند حتما مؤمن بودند ولي پس از صلح حديبيه و به ويژه پس از فتح مكه افراد و گروهها ‌فهميدند كه اسلام رو به پيشرفت است و بسياري از آنان براي رسيدن به آينده‌اي خوب مسلمان مي‌شدند. بنابراين تشخيص مؤمن از غير مؤمن تا پيامبر (ص) بر گروه اول سلام كند نياز مند معيار و ملاك است و خدا بايد با دلايلي مؤمنان را به او مي‌شناسانده كه در آيه از آن معيارها سخني به ميان نيامده است.

آیت الله جوادی آملی: غرض آنکه آیه به خصوص با مؤمنان فقیری که از طرد آنها نهی شده ارتباطی ندارد همانگونه که بهره‌مندی از آن سلام به حضور معصومان اختصاص ندارد و حضور و غیبت معصومان در بهره‌مندی از آن سهیم نیست و هر که در مشهد و محضر علوم اهل بیت نبوت بنشیند مخاطب این سلام است زیرا بر پایۀ آیۀ وَ قُلِ اِعْمَلُوا فَسَيَرَى اَللّٰهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ اَلْمُؤْمِنُونَ … ﴿التوبة، 105﴾ رسول اکرم و اهل بیتش، حقیقتا زنده هستند.

نقد: عبارت ايشان صريح است در اينكه پيامبر و ائمه اطهار حقيقتا زنده‌اند و مسلّما مرادش حيات مادي كه به آب و غذا نيازمند باشند، نيست بلكه مرادش حيات معنوي است كه علم داشتن به همه چيز يا ديدن همه چيز يا قدرت بر هر كاري از لوازم آن است. طبق نوشته ايشان عبارت جٰاءَكَ اَلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيٰاتِنٰا حتی کسانی را که بعد از رحلت پیامبر(ص) ایمان آوردند شامل می‌شود و شامل انسان‌های بعدی‌ نظير زمان ما نیز می‌شود و پیامبر(ص)از جهت علم، ديدن و قدرت، مرده و زنده ندارد. پس آیت الله جوادی آیه را گسترش داده و از زمان پیامبر(ص) به زمان بعد از پیامبر(ص) کشانده و تازه گسترش دیگری نیز داده است به گونه‌اي كه (جائك) شامل رفتن مؤمنان نزد ائمه اطهار نیز می‌شود و (جاء) را گسترش داده تا شامل در خانه نشستن و حديث پيامبر(ص) را خواندن نيز بشود حتی کسی که احادیث ائمه اطهار را می‌خواند نيز شامل می‌شود.

ولی روشن است كه گسترش دادن از مؤمنان موجود به مؤمنان بعدي يا مسلمانان بعدی و از زمان حال به آينده و از زمان حضورپيامبر(ص) به زمان رحلت و بعد از آن و از پیامبر(ص) به ائمه علیهم السلام و از مؤمنان به متعلمان علوم پیامبر(ص) و اهل بیت نيازمند دلیل است كه ارائه نشده است.

و اما اینکه آیت الله جوادی به آیه 105 سوره توبه استناد کرده‌اند و مراد از مؤمنان در آن آيه را ائمه اطهارگرفته‌اند دلیلش روایاتی است كه در اصول کافی ج1 ص 219  باب عرض الأعمال آمده است که مؤمنان در این آیه را به ائمه شيعه تفسیر کرده است.

به نظر مي‌رسد این برداشت نیز مخدوش است و در تفسیر سوره توبه مفصلا در مورد این آیه توضیح داده‌ام. برای فهم بهتر آیه 105 سوره توبه باید دو آیه 94 و 101 را نيز بررسي كنيم:

يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذٰا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ قُلْ لاٰ تَعْتَذِرُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اَللّٰهُ مِنْ أَخْبٰارِكُمْ وَ سَيَرَى اَللّٰهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلىٰ عٰالِمِ اَلْغَيْبِ وَ اَلشَّهٰادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمٰا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ  ﴿التوبة، 94﴾

هنگامی که [پس از جنگ تبوك] به سوی آنان بازگردید، از شما [به سبب شرکت نکردن در جنگ تبوك] عذرخواهی می‌کنند، بگو: عذرخواهی نکنید، ما هرگز شما را باور نخواهیم کرد، خدا ما را از كارهای شما آگاه کرده است، و یقیناً خدا و پیامبرش کارهای شما را می‌بینند [و برای آنان روشن است که باز هم خیانت می‌ورزید] آنگاه [پس از پایان مهلت مقرر] به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانده می‌شوید و شما را به كار‌‌هایی که همواره مرتکب می‌شدید، آگاه خواهد کرد.

در این آیه حرفی از اینکه مؤمنان، اعمال را می‌بینند زده نشده بلكه خدا به مؤمنان كارهاي منافقان را خبر داده است. و مراد از عملي که خدا می‌بیند و پیامبر(ص) هم مي‌‌بيند ظاهرش عمل دنيايي منافقان است و پيامبر (ص) در دوره زندگي مادي و اين جهاني آن كارها را مي‌بيند. دقيقا مثل زمان ما كه مجرمي بگويد من خوب شده‌ام مي‌گوييم كار كن كارهايت را مي‌بينيم.

اما آنچه اين مطلب را تقوئت مي‌كند آيه 101 سوره توبه است كه ظهور غير قابل انكاري در علم نداشتن پيامبر(ص) به خود منافقان دارد تا چه رسد به اعمالشان

وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ اَلْأَعْرٰابِ مُنٰافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ اَلْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى اَلنِّفٰاقِ لاٰ تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلىٰ عَذٰابٍ عَظِيمٍ  ﴿التوبة، 101﴾

و گروهی از بادیه‌نشینانی که پیرامونتان هستند منافق‌اند؛ و نیز گروهی از اهل مدینه بر نفاق خو گرفته‌اند، تو آنان را نمی‌شناسی ما آنان را می‌شناسیم، به زودی آنان را دوبار عذاب می‌کنیم [عذابی در دنیا و عذابی در برزخ] سپس به سوی عذابی بزرگ بازگردانده می‌شوند.

دقت شود كه  این آیات در سوره توبه است كه در اواخر عمر پیامبر(ص) نازل شده که ایشان در بالاترین درجات معنوي و كمالي و سياسي خود بوده است ولی باز خدا با صراحت به او گفته: تو منافقین دور خودت در مدينه را نمی‌شناسی. دقت شود که خطاب (لاتعلمهم) به شخص پیامبر(ص) است. طبق این آیه پیامبر(ص) واقعا منافقان درون مدینه را نمی‌شناسد مگر منافقین خاصی که خدا طبق آیه 94 خبرهايشان را به پیامبر(ص) و مؤمنان داده است.

حال با توجه به این دو آیه كه هر دو در سوره توبه‌اند وقتی سراغ آیه 105 می‌آییم می‌توانیم بهتر آن را بفهمیم. آیه 105 دنبالۀ آیه 102 و مربوط به کسانی است که کار خوب و بد را با هم مخلوط کردند و مربوط به قضیۀ تبوک است و اشاره به گنه‌کاران توبه‌کننده دارد که حاضر شدند اموالشان را كه به خاطر آنها فريب خورده و به تبوك نرفته بودند صدقه بدهند. خدا به پيامبر دستور داد مقداري از اموالشان را به عنوان صدقه قبول كند و به این گنه‌کاران بگوید عمل صالح انجام دهید که عمل شما را خدا و رسول و مؤمنان می‌بینند. به قرينه آيات قبل این آیه هم مربوط به دیدن در همین دنیا است نه پس از مرگ.

علاوه بر این، مراد از عمل در این آیه، اعمال خوب است نه اعمال بد. تازه عرضه شدن اعمال بد موجب ناراحتی پیامبر(ص) است و با ستاریت خدا نيز منافات دارد. پس ظاهرا عرضه، مربوط به اعمال صالح است و گسترش دادن آن به بعد از اعمال ناصالح نيازمند دلیل است.

آیات دیگری نیز داریم که پیامبر(ص) و ائمه اعمال خوب را می‌بینند نه اعمال بد را مثل این آیات سوره مطففین:

كَلاّٰ إِنَّ كِتٰابَ اَلفُجّٰارِ لَفِي سِجِّينٍ  ﴿المطففين‏، 7﴾

این چنین نیست که می‌پندارند [در آن روز] یقیناً پرونده بدکاران در سجّین است.

وَ مٰا أَدْرٰاكَ مٰا سِجِّينٌ  ﴿المطففين‏، 8﴾

و تو چه می‌دانی که سجّین چیست؟

كِتٰابٌ مَرْقُومٌ  ﴿المطففين‏، 9﴾

قضا و سرنوشتی حتمی [برای خائنان] است.

وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ  ﴿المطففين‏، 10﴾

وای در آن روز بر تکذیب کنندگان.

…….

كَلاّٰ إِنَّ كِتٰابَ اَلْأَبْرٰارِ لَفِي عِلِّيِّينَ  ﴿المطففين‏، 18﴾

این چنین نیست [که این سبک مغزان درباره نیکان می  پندارند] بلکه پرونده نیکان در علیّین است

وَ مٰا أَدْرٰاكَ مٰا عِلِّيُّونَ  ﴿المطففين‏، 19﴾

تو چه می‌دانی علیّین چیست؟

كِتٰابٌ مَرْقُومٌ  ﴿المطففين‏، 20﴾

قضا و سرنوشتی حتمی [برای نیکان] است.

يَشْهَدُهُ اَلْمُقَرَّبُونَ  ﴿المطففين‏، 21﴾

مقربان آن را مشاهده می‌کنند.

إِنَّ اَلْأَبْرٰارَ لَفِي نَعِيمٍ  ﴿المطففين‏، 22﴾

بی تردید نیکان در نعمتی فراوانند

از مقايسه دو دسته آيه كه قالبهايشان يكي است به دست می‌آید که مقربان کارهای خوب ابرار را می‌بینند نه کارهای بد مجرمین را؛ زيرا وقتی به مجرمین می‌رسد اصلا حرفی از دیده شدن پروندۀ آنها توسط کسی نمی‌زند ولی وقتی به ابرار می‌رسد می‌گوید مقربان پروندۀ آنها را مشاهده می‌کنند. پس اینکه بگوییم پیامبر(ص) و ائمه همه اعمال همه را می‌بینند نه با آیات سوره توبه هماهنگ است نه با آیات سوره مطففین. و بنابراين حقيقتا حيات داشتن آنان ثابت نشد. زيرا لازمه حيات كه علم به همه چيز بود ثابت نشد.

حتی زنده بودن در آیۀ وَ لاٰ تَحْسَبَنَّ اَلَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اَللّٰهِ أَمْوٰاتاً بَلْ أَحْيٰاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ  ﴿آل‏عمران‏، 169﴾

و هرگز گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدند مرده اند، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می  شوند.

زنده بودن به حیات مادی نیست بلکه اشاره به حیات برزخی دارد نه اینکه آنها مثل ما زنده هستند و می‌توانند در جبهه‌ها بجنگند. بلكه زنده‌اند تا نزد پروردگارشان روزي معنوي بخورند و متكامل شوند. پيامبر(ص) و ائمه اطهار نيز همين گونه‌اند يعني زنده‌اند تا متکامل شوند نه اینکه وظیفه داشته باشند جواب سلام بدهند.

آیت الله جوادی آملی: آنان که با حضور قلب و خلوص نیت برای کسب معارف دینی به مباحث دینی می‌پردازند از برترین گروه‌های ایمانی و الهی و فاخرترین علمای ربانی هستند که ان شاء الله از سلام خدا و پیامبر(ص) و حضرت ولی عصر بهره‌مند می‌شوند.

نقد: چرا ايشان در این عبارت از (ان شاء الله) استفاده کرد؟ اگر به نوشته‌هایش یقین دارد بايد از «حتما» استفاده كند در حالي كه با (ان شاء الله) شکی در این زمینه انداخته‌ است. علاوه بر اين اگر رسول و ائمه پیوسته به عالمان ربانی سلام می‌دهند حضرت عالي به عنوان يك عالم رباني پیوسته باید جواب سلام بدهید. مگر اينكه بفرماييد مراد از سلام لفظ نيست و در نتیجه این اشکال آخر ما وارد نیست.

در مجموع مطالب اين صفحه تسنيم برایم قابل هضم نیست و امیدوارم اشکالات و نقدهایم به ایشان برسد و با توضيحي كافي مرا خوشحال سازد.

اشكال: اگر آيه منحصر در مصاديق خاص و مربوط به زمان خاصي شود امروزه بي‌فايده خواهد شد.

جواب: مفصلا ثمرات عملی آیه را در جلسات گذشته گفتیم ولی اینکه سلام کردن و جواب سلام دادن را گسترش دهیم طبق مباحثی که ارائه دادم با اشکال رو به رو است.

برچسب ها


0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات
چون بازاندیشی روشی دائمی است سزاوار است نوشته ها و سخنرانی های این سایت نظر قطعی و نهایی قلمداد نشود.