با سلام خدمت استاد گرامی. بنده با پیگیری مباحث شما متوجه شدم که شما اشکالات مربوط به قرآن و روایات را اینگونه درست میکنید که هرجا روایتی اشکال داشت میگویید سند ندارد و هر جا قرآن اشکال داشت در معنای آن دخل و تصرف میکنید تا درست شود. اینگونه عمل کردن موجب میشود که هر مکتبی حتی شیطان پرستی هم قابل دفاع شود. با رویکرد شما به راحتی میتوان از روایات نیز دفاع کرد و بجای زیر سؤال بردن سند آن، معنای آن را عوض کرد تا درست شود. پس پیشنهاد میدهم شما بجای زیر سوال بردن روایات همانگونه که در معنای آیات قرآن تصرف میکنید در معنای روایات نیز تصرف کنید تا درست شود. آنچه میخواهم بگویم این است که آیا بهتر نیست بجای این رویکرد، اشکالات دین را بپذیرید و صفر و صدی به آن نگاه نکنید. شما باید بپذیرید که قرآن و دین اسلام در زمان حاضر با نواقصی رو به رو است. پس بجای توجیه و دفاع مطلق، قبول کنید که دین دارای اشکالاتی نیز هست.
- احمد عابدینی 2 ماه قبل سوال کرد
- شما باید برای ارسال دیدگاه وارد شوید
سلام بر شما و تشکر از اینکه مباحث را پیگیر هستید. باید توجه داشته باشید که برخی کلمات و جملات را میتوان چند گونه معنا کرد ولی برخی تنها یک معنا دارد. مثلا این جمله که: «مرغ هوا را نصیب ماهی دریا» به چند گونه خوانده و معنا کردهاند ولی برخی جملات مثل «بابا آب داد» تنها یک گونه معنا شده است. پس برخی متون قابلیت چند معنا دارند و برخی چنین قابلیتی ندارند.
مسألۀ دیگر اینکه متن قرآن و روایات هر دو تاب معانی متعدد را دارند ولی روایات کمتر چنین انعطافی دارد و به همین خاطر است که در حوزهها میگویند روایات نص هستند ولی قرآن ظاهر است و دلالتش قطعی نیست. علاوه بر این آیات قرآن از لحاظ سندی قطعی هستند و اختلافات قرائت بسیار کم است ولی در رابطۀ با روایات دلیلی نداریم که دقیقا همین کلمات و الفاظ از دو لب امام صادر شده است. پس هر سخنی که عاقلانه یا عادلانه نیست، اعلام میکنیم که به صدور آن اعتماد نداریم.
و اما اینکه ما برخی اشکالات را توجیه میکنیم دلیل دارد. فرض کنید شما شخصی را انسان خوبی بدانید و همیشه میبینید که کارهای خوبی دارد. حال اگر در جایی از او کار مشکوکی سر زد فورا نمیگویید که این کار او بد است بلکه سعی میکنید کار او را به امور دیگر حمل کنیم و بگویید شاید قصد دیگری داشته یا …. و خلاصه سعی میکنید کار او را توجیه کنید. همچنین دانشمندی که همیشه حرف علمی میزند اگر سخنی مشکوک گفت آن را فورا آن را غیر علمی قلمداد نمیکنیم
حال وقتی میبینیم قرآن در طول 14 قرن بسیار دقیق بوده و حتی دانشمندان زیادی به قرآن معتقد بودهاند اگر مطلبی در قرآن آمده که با عقل ما سازگار نیست آن را توجیه میکنیم و مثلا میگوییم فلان آیه مربوط به زمان ما نیست یا اینکه فلان لفظ که دارای چند معناست آن معنایی را میگیریم که عاقلانه است؛ به خصوص اینکه وقتی جزئیات آیه را بررسی میکنیم قرائنی مییابیم که همان معنای عاقلانه صحیح است. بنابراین با توجه به مجموع نکات گفته شده نباید آن معنایی که دارای اشکال است را بگیریم و بگوییم دین ناقص است. باید توجه داشته باشیم که شاید فهم ما ناقص باشد. ما در قرآن آیاتی مشاهده میکنیم که تازه عقل بشر کنونی به آن رسیده است مثل این آیه از سوره تکویر که میفرماید:
وَ إِذَا الْبِحٰارُ سُجِّرَتْ (6)
«و هنگامی که دریاها مشتعل و برافروخته گردند»
امروزه با تجزیۀ آب متوجه شدهاند که اجزاء آن قابل اشتعال است. با توجه به این مطلب چرا بگوییم این آیه غلط است؟
یا مثلا در سوره همزه از آتشی صحبت شده که بر دلها شعله میکشد و در ستونهای کشیده شده است. این در حالی است که علم روز به ما میگوید برخی نورها صاف و به صورت ستونی حرکت کرده و درون را روشن میکنند. حال چرا ما بگوییم حرف قرآن که میگوید آتشی هست که ستونی است و درون را روشن میکند غلط است؟
مثالهای دیگری نیز وجود دارد. یادم هست وقتی در نیروی هوایی برای خلبانها کلاس داشتم آنها به من گفتند وقتی پرواز میکنیم به ما فشار میآید و سینۀ ما فشرده میشود. اینجا بود که این آیه از سورۀ انعام را برای آنها روی تخته نوشتم که میفرماید:
وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّمٰا يَصَّعَّدُ فِي السَّمٰاءِ ﴿الأنعام، 125﴾
«خدا کسی را که [به خاطر لجاجت و عنادش] بخواهد گمراه نماید، سینهاش را چنان تنگ میکند که گویی به زحمت در آسمان بالا میرود.»
وقتی خلبانان این آیه را دیدند سؤال کردند که واقعا این مطلب در قرآن آمده است؟
من وقتی چنین چیزهای جالبی در قرآن میبینم چرا بگویم دین اشکال دارد و ناقص است؟ با این صحبتها وقتی اشکالی میبینم بیشتر خودم را متهم میکنم نه قرآن را.
- احمد عابدینی 2 ماه قبل پاسخ داد
- شما باید برای ارسال دیدگاه وارد شوید
لطفا جهت ثبت نام ابتدا وارد شوید یا ثبت نام کنید.