سلام حاج آقای عزیز. لطفا پاسخ این سوالات رو کوتاه و موجز برای ارائه به دانشجویان بفرمایید:
۱. آیا اجازه پدر یا ولیّ را در عقد دختر باکره شرط میدانید؟
۲. آیا اجازه ولیّ را در عقد موقت دختر با پسری که فعلا قصد یا شرایط ازدواج دائم را ندارند شرط میدانید؟
۳. آیا ضرب ناشزه را به معنی کتک و تنبیه میدانید یا معنی دیگر؟
۴. آیا حق طلاق را همچنان با مردان میدانید یا بدون شرط ضمن عقد حق زن هم هست؟
۵. آیا هرگونه رابطه عاطفی، دوستی و پارتنری قبل از ازدواج و حتی بدون قصد ازدواج را غیر مجاز میدانید؟
۶. آیا با وجود علم یقینی به عدم بارداری یا بارآوری زن توسط مرد، همچنان بر لزوم عده طلاق یا پایان مهلت صیغه قائلید؟
۷. اگر اجازه ولی شرط صحت عقد باکره است، آیا ازاله بکارت توسط دختر برای اسقاط شرط اشکال دارد؟؟؟
- احمد عابدینی 2 ماه قبل سوال کرد
- شما باید برای ارسال دیدگاه وارد شوید
سلام بر شما و دانشجویان عزیز.
جواب به این سؤالات سخت است و به راحتی نمیتوان پاسخ صریحی داد. البته از دید فقه سنتی میتوان به این سؤالات صریح جواب داد ولی من که تا حدودی از فقه سنتی عبور کردهام و البته هنوز به امر ثابتی نرسیدهام به راحتی نمیتوانم جوابی قطعی به شما ارائه دهم. پس بنده نظر خودم را در مورد این سؤالات بیان میکنم، ولی نه اینکه برای عمل کردن باشد بلکه برای اینکه بدانیم میتوان راجع به دیدگاههای جدید نیز تأمل کرد.
در مورد سؤال اول باید معلوم شود آنها که اجازۀ پدر را برای ازدواج دختر شرط میدانند برای این است که به دختر ضربه نخورد چون باکره بودن دختر یک ارزش است و اگر اجازۀ ولیّ در میان نباشد ممکن است دختر ازدواج کند و بکارتش از بین برود و همسرش نیز خوب از آب در نیاید. از این باب است که میگویند اجازۀ ولیّ برای ازدواج دختر شرط است، تا او چون تجربۀ بیشتری دارد شوهر خوبی برای دخترش بیابد. به همین خاطر میگویند اگر دختری سرد و گرم دنیا را چشیده و از حیلههای مردان آگاه است اجازۀ ولیّ را نمیخواهد.
سؤال دوم نیز همینگونه جواب داده میشود؛ اگر پسر و دختر شرط بگذارند که به هیچ نحوی عمل جنسی انجام نشود و تنها ارتباط دوستی باشد اجازۀ ولیّ لازم نیست ولی اگر احتمال رابطۀ جنسی هست اجازۀ ولیّ را میخواهد. بله میتوان کار دیگری کرد و آن اینکه مهریۀ عقد دائم را تعیین کنند و اگر عملیات جنسی انجام نشد مهریۀ عقد موقت که پایینتر است داده شود و اگر عملیات جنسی انجام شد همان مهریۀ عقد دائم پرداخت شود. البته در اینجا نیز میگوییم که این حکم مربوط به دختری است که سرد و گرم روزگار را چشیده و الا اجازۀ ولیّ را لازم دارد. پس اجازۀ ولیّ شرط صحت عقد نیست بلکه برای این است که دختر ضرر نکند.
در مورد سؤال سوم و ضرب ناشزه مفصل بحث کردهام که میتوانید به مقالات نوشته شده و کلیپهای ضبط شده در اینباره مراجعه نمایید. خلاصه اینکه چون در قدیم مرد همهکارۀ خانه بوده اگر از دست زن ناراحت میشد و میخواست زن را طلاق دهد زن گرسنه و بیپناه میماند و هزاران گرفتاری پیش میآمد. به همین خاطر شاید گفته شده باشد که در شرایط سخت به جای اینکه او را طلاق دهی کمی او را بزن تا تابع تو شود. البته به مرد گفته شده که اگر زدن در حدی باشد که بدن زن کبود شود دیه دارد و باید دیۀ آن را پرداخت. جواب دیگری که میتوان گفت این است که اصلا زدن زن صحیح نیست و جواز زدن مربوط به موقعیت خاصی است مثل اینکه زن در مورد امور جنسی نزد دادگاه میگوید من تمکین میکنم ولی در رختخواب که کسی نمیتواند شاهد باشد تمکین نکند. شاید در اینجاست که گفته شده زن را بزن. بدیهی است که این زدن بسیار کم و برای تمکین اوست. احتمال دیگر این است که اسلام مسئولیتهای زیادی بر دوش مرد گذاشته است. با این همه مسئولیت ممکن است مردی بگوید من نمیخواهم شوهر شوم. به همین خاطر دین گفته نگران نباش چرا که طلاق دست توست و حتی میتوانی زن را بزنی. پس این حرفها واقعا به این معنا نیست که مرد بتواند زن را بزند بلکه برای این است که مرد تشویق به ازدواج شود.
و اما در مورد سؤال چهارم باید بگویم این احتمال هست که اگر گفته شده حقّ طلاق با مرد است مربوط به زمان مردسالاری بود که پول و امنیت در دست مرد بود و کارها نیز سختافزاری بوده و زنان فقط نان خور بودند و از خود استقلالی نداشتند. در چنین شرائطی طبیعتا مرد بوده که حق طلاق داشته ولی در جوامع امروزی که زنان خودشان درآمد و شغل دارند و نیروی نظامی و امنیتی نیز وظیفۀ حفظ امنیت را دارند و خلاصه زنان مستقل شدهاند بعید نیست گفته شود همانطور که ازدواج توافق دو طرف را میخواهد طلاق نیز همینگونه باشد و تا وقتی زن به طلاق راضی نباشد نباید مرد او را طلاق دهد. البته این نظریه هنوز جای کار دارد و من کم کم به آن متمایل شدهام ولی برای عمل نیست.
در مورد سؤال پنجم باید بگویم که ارتباط جنسی بین زن و مرد قبل از ازواج صحیح نیست. بله اگر دو نفر بخواهند با هم ازدواج کنند میتوانند در مواردی به بدن هم نگاه کنند ولی اگر قصد ازدواج ندارند نمیتوانیم بگوییم مجازند به بدن هم نگاه کرده یا آن را لمس کنند. به هر حال برای حفظ عفت جامعه رعایت این امور لازم است. بله در مورد مقدار حجاب، بنده فکر میکنم که عرفی است و در نتیجه پوششی را که در فقه سنتی گفته شده آن مقداری را لازم میدانم که عفاف را به همراه داشته باشد و عرف نیز آن را پوشش بداند، پس به هر حال اصل پوشش لازم است.
پاسخ سؤال ششم این است که اولا مرد میتواند مدت صیغه را ببخشد و از همان لحظه، زمان عده شروع میشود. و اما لزوم نگه داشتن عده در عقد دائم تنها به خاطر احتمال حمل نیست بلکه فرصتی برای برگشت دوبارۀ زن و شوهر به یکدیگر است. حتی در مورد زن یائسه که فقهاء میگویند عده ندارد به نظرم باید تأمل دوبارهای کرد و چنین گفت که شاید اگر مردانی به زنان یائسه متمایل باشند باز باید عده نگه داشته شود.
و اما در مورد سؤال هفتم همانطور که توضیح دادم اجازۀ ولیّ برای ازدواج دختر شرط صحت نیست که دختری بخواهد به خودش ضربه بزند تا این شرط را ساقط کند. واقعا اگر دختری بخواهد به بدنش ضربه بزند تا بتواند بدون اجازۀ پدر ازدواج کند عاقلانه این است که بگوییم اجازۀ پدر برای او لازم نیست. بله به خود دختر سفارش میکنیم که در جامعۀ ما بکارت داشتن ارزش است. پس باید به بحث اجازۀ ولیّ به عنوان امری عاقلانه نگاه شود نه تعبدی.
- احمد عابدینی 2 ماه قبل پاسخ داد
- شما باید برای ارسال دیدگاه وارد شوید
لطفا جهت ثبت نام ابتدا وارد شوید یا ثبت نام کنید.