استاد احمد عابدینی

محقق قرآنی

نویسنده

دین پژوه

مدرس حوزه و دانشگاه

فعال اجتماعی

0

سبد خرید خالی است.

بازگشت به فروشگاه
استاد احمد عابدینی

محقق قرآنی

نویسنده

دین پژوه

مدرس حوزه و دانشگاه

فعال اجتماعی

نوشته وبلاگ

ضرورت صلح و دور کردن کشور از جنگ

ضرورت صلح و دور کردن کشور از جنگ

ضرورت صلح و دور کردن کشور از جنگ

(تحلیل مسائل روز بجای درس تفسیر 11 / 11 /1404)

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ إِنّٰا فَتَحْنٰا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً  ﴿الفتح‏، 1﴾ لِيَغْفِرَ لَكَ اللّٰهُ مٰا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ مٰا تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِرٰاطاً مُسْتَقِيماً  ﴿الفتح‏، 2﴾ وَ يَنْصُرَكَ اللّٰهُ نَصْراً عَزِيزاً  ﴿الفتح‏، 3﴾

امروز قصد ندارم درس معمولی خودم را بگویم چون ذهنم بسیار پراکنده است و می‌خواهم تحلیلی از مباحث روز و اینکه چه شده و چه باید کرد مطرح کنم.

ابتدا باید تسلیت عمیقی عرض کنم چون تعداد زیادی از هم وطنان ما کشته شدند و هر یک از آنان خانواده‌ای را عزادار و داغدار کرده است. خداوند به همۀ بازماندگان صبر عنایت کند و مسببان و جانیان را به سزای اعمالشان برساند.

 در مقطع کنونی باید بیشتر به فکر آینده باشیم. وقتی خانه‌ای داریم که قسمتی از آن به هر دلیلی خراب شده باید مواظب باشیم قسمت‌های دیگر خانه خراب نشود. پس فعلا باید به فکر باشیم که آنچه از کشور و مردم باقی مانده، خراب نشود. البته همۀ درب‌های مادی و غیر مادی به روی بنده بسته است و کاری از دستم بر نمی‌آید که انجام دهم و گوشۀ خانه نشسته و تنها چشم امید به خدا دارم که دربی را به روی ملت باز کند و غم و نگرانی همه را بزداید. پس به خودم و شما سفارش می‌کنم که سورۀ فتح را دائما بخوانید تا ان شاء الله گشایشی حاصل شود. زیرا بعد از همۀ جنگهای بدر و اُحُد و خندق و تمام پیروزیهای هر یک، خدا صلح حدیبیه را پیروزی آشکار دانست، پس باید همه به سوی صلح بشتابیم و موانع سر راه آن را با قدرت تدبیر برداریم.

دوستان می‌دانند که بنده انسان نسبتاً پر حوصله‌ای هستم. در دورۀ انقلاب و جنگ و در مسألۀ دستگیری فرزندم در ایتالیا و مسائلی که به یاد دارید، همواره بر اعصابم مسلط بودم و حتی یک روز درس خود را تعطیل نکردم تا کسی گرفتاری‌ها را متوجه نشود. اما الآن هر روز اخباری می‌رسد و اموری را مشاهده می‌کنم که ذهنم مشوّش شده و نمی‌توانم به خوبی درس بدهم. بله کارهایی کرده‌ام که فکر می‌کنم از لحاظ شرعی وظیفۀ خودم را انجام داده‌ام ولی به هر حال مشکلات حلّ نشده است و …

بنده شب دوم دی ماه به صورت خصوصی برای برخی افراد که دخالتی در امور دارند یا با مسئولان مرتبط هستند پیامی فرستادم تا بحرانی بودن اوضاع را تذکر دهم که ممکن است آمریکا حمله کند و حتی ممکن است بمب اتم بزند. من این مسأله را برای عموم نگفتم تا افراد را مضطرب نکنم ولی وقتی برخی سایتها و کانالهای پر بیننده گفتند، الآن حسّ می‌کنم باید برخی امور را علنا مطرح کرد و راه حل نشان داد و کشور را -ان شاء الله-  از جنگ حتمی نجات داد. اگر بمباران اتمی هم نکند ممکن است نیروگاهها، پالایشگاه‌ها یا پمپ بنزین‌ها یا سدّها را بزند که در این صورت  میلیون‌ها انسان به مشکل برمی‌خورند. پس نباید به هیچ نحوی اجازه داد جنگ شود.

بنده سیاست نمی‌دانم و نمی‌دانم چه وقتی از نظر سیاسی چه کاری باید کرد. بنابراین از دین صحبت می‌کنم که دین این تحمّل را دارد که هر شرائطی را بپذیریم تا جنگ نشود.

در تفسیر سورۀ فتح در مورد صلح حدیبیه مفصلا توضیح داده‌ام که پیامبر(ص) خوندل بسیار خورد تا صلح برقرار شود. مسلمانان قصد داشتند بجنگند و کشته شوند و خواری برخی مواد صلحنامه را نپذیرند ولی پیامبر(ص) کوتاه آمد و خواری ظاهری را پذیرفت و آن خواری ظاهری بعدا بهترین نفعها را برای آنان فراهم کرد و خداوند نیز صلح حدیبیه را فتح المبین معرفی کرد تا همه بفهمند صلح چقدر مهم است.

مورد دیگر صلح امام حسن(ع) بوده است که حتی پیامبر(ص) از قبل گفته بود: امام حسن و امام حسین علیهما السلام هر دو امام هستند چه بنشینند و چه قیام کنند.(الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا. کمال الدین و تمام النعمة – بحار الانوار،ج43 – امالی شیخ طوسی – المستدرک علی الصحیحین – المعجم الکبیر)

وقتی امام دید مشرکِ دیروز، امروز با سلاحِ اسلام با مسلمانان می‌جنگد نه تنها صلح را پذیرفت، بلکه حکومت را تسلیم معاویه کرد و زمانی که او را مُذلّ المؤمنین نامیدند گفت: می‌خواستم جان مسلمانان حفظ شود. پس امام حسن(ع) حکومت را داد تا شهرها و مردم زنده بمانند.

امروزه غارت‌گران بین‌المللی به مراتب بدتر از معاویه هستند و شرائطی پیش آمده که ما ضعیف‌تر از گذشته هستیم و البته فعلا به دنبال مقصر این ضعف نمی‌گردیم. آنچه الآن باید گفت این است که دین به ما اجازه می‌دهد اگر فهمیدیم صلح، قبول برخی شرایط یا … زیانش کمتر از جنگ است باید آن را قبول کنیم.

فعلا باید مباحث گذشته را رها کرد و فکر کرد که آینده چه می‌شود. فکر نکنیم همیشه با جنگ مسائل حلّ می‌شود. آمریکا دائما تهدید می‌کند و مسئولان نیز می‌گویند ما نیز می‌زنیم و چنین و چنان می‌کنیم و برخی سران عربی یا روزنامه نگارانو تحلیل گرانشان از شجاعت مردم ایران می‌گویند، ولی ما نباید فریب بخوریم و از تحریک دیگران تحریک شویم. ما باید دقت کنیم که الآن مصلحت کشور ما چیست و چه وظیفه‌ای داریم. کشور ما از لحاظ نظامی توانش بسیار کمتر از امثال آمریکاست. پس باید مواظب باشیم که به صورت طبیعی در جنگ نابرابر شکست می‌خوریم. نباید بگوییم امام زمان کمک می‌کند چون آن را ما نمی‌دانیم که در چه وقت یا شرایطی می‌آید یا کمک می‌کند، ما باید توان و عقل خود را نگاه کنیم.

اگر جنگ شد و زیر ساخت‌ها خراب شد و کشور نابود گردید چه مصیبت بزرگی خواهد بود؟ فرض کنید ما چند ناو آمریکایی را نابود کردیم ولی کشور آمریکا سر جای خودش است ولی کشور و زیرساختهای ما نابود شده است و اگر پس از شروع جنگ آنان پیروز شدند شاید مجبور شویم خسارتهای آنان را نیز بدهیم.

تازه مشکلات روانی حاصل از جنگ را نیز باید توجه داشته باشیم. پس بیاییم و از ظرفیت دین استفاده کنیم و صلح را انتخاب کنیم. مردم نیز اتفاقا صلح را قبول خواهند کرد اگر چه ممکن است برخی احساسی باشند. جالب است که در قضیۀ امام حسن(ع) نیز اطرافیان امام، احساساتی عمل کردند ولی امام مسیر خودش را رفت و فداکاری بزرگی برای بقاء اسلام کرد اگر چه مسلمانان احساسی ضرباتی به او زدند ولی تاریخ حق را به او داد.

نباید کاری کرد که کشوری با این سابقۀ تاریخی و فرهنگی از دست برود. در حملۀ مغول‌ها به ایران، برخی شهرها که تسلیم شدند باقی ماندند و شهرهایی که تسلیم نشدند نابود شدند و حتی به حیوانات نیز رحم نکردند و امروز به عاقلانی که موجب بقای شهرها و کشور شدند درود فرستاده می‌شود.

امروزه نیز اگر سدّها و مراکز اصلی بمباران شود ویرانی عظیمی رخ خواهد داد. خواهش می‌کنم این صحبت‌ها را به مسئولان برسانید. وقتی برق نباشد ساختمان‌های ده طبقه با بی‌برقی چه کنند؟ وقتی برق نباشد آیا بیماری که در بیمارستان برای زنده ماندن به برق احتیاج دارد بمیرد؟ پس بیاییم همه با هم فکر آینده باشیم.

نکتۀ دیگر از نظر عقلایی وقتی محتمل قویّ باشد باید به احتمال ضعیف نیز ترتیب اثر داد. حال، محتمل که جنگ است خیلی قویّ است. پس باید فکری کرد.

و اما نباید مثال جنگ اُحُد و شکست اولیه و پیروزی نسبی روز دوم را زد و گفت امروزه مثل روزگار احد است و اگر شکستهایی خورده‌ایم پیروزیهایی که جلو جنگ را بگیرد خود به خود پیش می‌آید، خیر باید به این دقت داشت که در اواخر روز اول جنگ احد وقتی شایعۀ کشته شدن پیامبر(ص) منتشر شد، برخی مسلمانان ‌خواستند بگویند پیامبر(ص) زنده است ولی فورا پیامبر از آن جلوگیری کرد تا دشمن عقب نشینی کند. حال وقتی آمریکا گفت ما مراکز هستی ایران را زدیم ما نباید می‌گفتیم حملۀ او موفقیت آمیز نبوده است. ولی ما بر عکس عمل کردیم و زیرکی پیامبر(ص) را نداشتیم و اعلام کردیم که ما توان هسته‌ای و دانشمند هسته‌ای داریم و اینگونه دشمن را برای حملۀ مجدد تحریک کردیم.

علاوه بر این رهبری جنگ احد با پیامبر(ص) بود که هیچ کسی در هیچ زمانی با او قابل مقایسه نیست و پیروان پیامبر(ص) مهاجران و انصار بودند که حاضر شدند همه چیز خود را برای دین رها کنند، ولی امروزه کسانی هستند که حتی حاضر نیستند از اشتباهات خود دست بردارند. پس ما نباید خود را با پیامبر(ص) و مهاجران و انصار و جنگ اکنون را با جنگ احد و آن مسلمانان و شرایط مقایسه کنیم.

به هر حال ما سابقۀ درخشان مسلمانان صدر اسلام را نداریم و نباید خودمان را با آن زمان مقایسه کنیم بلکه باید امروزه طبق وضع موجود عاقلانه عمل کنیم.

دشمنان از کوچکترین مراکز ما با اطلاع هستند و توان زدن دارند. وقتی این احتمال هست باید فکری کرد که کمترین خسارت را ببینیم. البته با این گفته‌ها کسی فکر نکند بنده برای خودم می‌ترسم. خیر هنوز فراوانند افرادی که شهادت می‌دهند بنده در انقلاب و جنگ با آنان و جلوتر از دیگران بوده‌ام، ولی دوست دارم کشورم حفظ شود. پس لازم است هر کاری بکنیم تا جنگ نشود و حتی اگر مسؤلان بفهمند که اگر قبل از جنگ تسلیم محض شویم بهتر است از اینکه بعد از جنگ تسلیم محض شویم، بگویند تا بکوشیم که چنین شود تا افراد و زیرساختها سالم بماند و این دوران سخت بگذرد و آنگاه از صفر شروع کنیم و چنین چیزی بسیار بهتر است از اینکه تمام زیرساخت‌ها نابود شود و انسانهای فراوانی را از دست بدهیم و تازه بخواهیم از زیر صفر شروع کنیم. پس فعلا نباید اجازه دهیم که به هیچ نحوی جنگ شود.

بنده در تاریخ اول دی این مطالب را برای عده‌ای فرستادم ولی منتشر نکردم ولی الآن علنی می‌گویم. امیدوارم به گوش دیگران برسد و این مرحله را به خیر بگذرانیم.

مسألۀ دیگر که تذکرش در اینجا شایسته است اینکه حضرت سلیمان از طریق هدهد با خبر شد که شهری وجود دارد که مردمش خورشید‌پرست هستند. ایشان به وسیلۀ هدهد برای پادشاه آنان- که خانمی بود- نامه‌ای نوشت که تسلیم شوید و اگر تسلیم نشوید به جنگ شما می‌آیم و شما را از بین خواهم برد. اطرافیان پادشاه گفتند باید بجنگیم ولی پادشاه که یک زن عاقل بود گفت:

قٰالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذٰا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوهٰا وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهٰا أَذِلَّةً وَ كَذٰلِكَ يَفْعَلُونَ  ﴿النمل‏، 34﴾

«گفت: همانا پادشاهان هنگامی که [با جنگ] وارد شهری می‌شوند، آن را تباه می‌کنند و عزیزانش را به ذلت و خواری می‌نشانند و [آنان] همواره چنین می‌کنند!»

طبق این حرف و جملۀ وَ كَذٰلِكَ يَفْعَلُونَ که ممکن است حرف خدا یا حرف همان زن باشد می‌فهمیم که واقعا اگر پادشاهان وارد شهری شوند حتی اگر سلیمان باشند آن را به فساد می‌کشانند چون بالاخره جنگ فساد به بار خواهد آورد.

سپس آن پادشاه چنین گفت:

وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَنٰاظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ  ﴿النمل‏، 35﴾

«من به سوی آنان هدیه‌ای [قابل توجه] می‌فرستم، پس با تأمل می‌نگرم که فرستادگان با چه پاسخی بر می‌گردند؟»

این زن عاقل بود و فهمید کسی که نامه‌رسانش هدهد است، نیرویی دارد که خودش ندارد. حال ما نیز می‌بینیم همۀ امکانات آنها بهتر از ماست. آنها علومی دارند که ما نداریم. وقتی پیجرهای اعضاء حزب الله را منفجر کرده‌اند پس حتما برای ما نیز چیزهایی دارند که ما نمی‌دانیم. حال چرا با این شرائط دائما در تلویزیون حرف‌های تحریک‌آمیز زده می‌شود و از قتل اغتشاش‌گران سخن گفته می‌شود در حالی که بنده بارها گفته‌ام حکم محارب، قتل نیست و این فهم اشتباهی است و باید تصحیح شود. به هر حال وقتی می‌توان راهی برای آشتی و دوری از جنگ و کشتار باز کرد و کشورهایی نیز واسطه شده‌اند باید از آن استفاده کرد.

کسی حق ندارد با دیدگاه‌هایش که احتمال خطا دارد یک ملت را به سمت جنگ و نابودی ببرد. یادمان نرود که امام حسین(ع) هیچ‌گاه مردم را در جنگ دخالت نداد و حتی به اطرافیان خود مجوز برگشت داد. حال چگونه ما می‌خواهیم یک ملت و یک کشور را به سمت جنگ ببریم و همۀ مردم را در این امر درگیر کنیم.

به هر حال ما باید از قصۀ آن پادشاه درس بگیریم. او تسلیم شد و کشورش سالم ماند و آبروی زیادی برای خودش و تمامی خانمها خرید. اگر او با سلیمان می‌جنگید چه اتفاقی برای خودش و کشورش می‌افتاد؟ پس حتی از جنگ وقتی یک طرفش حضرت سلیمان است باید دوری کرد تا چه رسد الآن که با جنایتکاران قوی و حرفه‌ای مواجهیم.

به یادتان بیاید امپراطوری ژاپن مثل آن پادشاه نبود و تسلیم نشد و منجر به فاجعۀ اتمی گردید و آخر کار پس از نابودی کشورش تسلیم شد، بکوشیم ما مثل این دومی نباشیم.

پس باید عاقلانه عمل کرد که کشور به نابودی کشیده نشود. در بسیاری از موارد صلح و تسلیم بیشتر برای دین مفید است و برای انسان نام و آوازۀ نیک می‌آورد. پس فکر نکنیم همیشه از طریق جنگ نام و آوازه پیدا می‌کنیم. مصداقش محمد بن سلمان ولیّ عهد عربستان سعودی است که از وقتی جنگ با یمن را کنار گذاشت و شروع به آبادانی کشورش کرد و با همه دست دوستی داد نام و آوازۀ زیادی حتی در بین مردم ایران پیدا کرده است.

البته دقت کنید که من همانطور که گفتم متخصص امور سیاسی نیستم و شرائط را به درستی نمی‌دانم ولی این را می‌دانم که اسلام و شیعه این ظرفیت را دارد تا در موقع لزوم از صلح و حتی تسلیم استفاده شود.

پس باید احتمال حمله را قویّ گرفت و اثراتش را نیز مدّ نظر قرار داد. همین الآن مردم به ضروریات زندگی محتاجند. حال اگر جنگ شود چه می‌شود؟

امیدوارم گوش شنوایی باشد و در دقیقه 90 تصمیم عاقلانه بگیرد. من از شما می‌خواهم این صحبت‌ها را پخش کنید و دعا کنید تا در دقایق آخر کار عاقلانه‌ای رخ دهد و جلو ویرانی کشور و بدنام شدن اسلام گرفته شود.

بنده خبردار شدم رزمنده‌ای که از اول جنگ هشت ساله تا آخر حضور داشته پسرش در این جریانات کشته شده است. به خانۀ آنان رفتم مادر این پسر برایم گفت: پسرم بیرون رفت و اعلام کرد فقط برای تظاهرات می‌روم و تنها دستمالی برد که اگر گاز اشک‌آور زدند بتواند از خود، محافظت کند. او را تیر می‌زنند. وقتی او را عقب وانت انداخته بودند کسی که سوار وانت بوده شنیده که او گفته: من از آن کسی که به من تیر زده گذشتم خدایا تو هم از من بگذر. جوانان به این با صفایی در این مدت کشته شدند.

چنین انسان‌هایی کشته شده‌اند که نه اسلحه داشته‌اند و نه چاقویی و اینقدر بزرگ‌وار بوده‌اند که در آن لحظۀ آخر که حسّ انتقام به انسان دست می‌دهد حاضر به بخشش کشندۀ خود است.

پس بیاییم راه صلح را پیش بگیریم و این شعار قرآنی را مدّ نظر قرار دهیم که:

وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ ﴿النساء، 128﴾

«صلح و آشتی بهتر است.»

نمی‌شود گفت همۀ جهان بد هستند و فقط ما خوب هستیم. ما نیز در بیرون و درون اشتباه‌کاری‌هایی داشته‌ایم. پس سفارش می‌کنم که هم با بیرون روابط خودمان را خوب کنیم و هم با داخل. آیا آقای تاجزاده در جایی اسلحه به دست گرفته است؟ او فقط معترض بوده ولی سال‌ها برای او زندان بریده‌اند. اکبر دانش و اکبرنژاد و.. دیگران نیز همینطور. اینها باید آزاد شوند و آشتی ملی اعلام گردد تا همه با هم متحد شویم تا در مذاکرات بتوانیم بهتر چانه بزنیم.

ما باید قبول کنیم که اگر اعتراض کنندگان، ناراضیان داخلی بودند که نقطه ضعف مدیران است و اگر خارجی بوده‌اند این نیز نقطه ضعف سیستم اطلاعاتی است. پس قبول کنیم که نقطه ضعفی بوده و خوب عمل نکرده‌ایم. بنابراین در داخل به سمت عذرخواهی و صلح و آشتی و تغییر اساسیِ نگرش، برویم تا در مقابل دشمن بیرونی هم قوی‌تر ظاهر شویم. لَعَلَّ اَللّٰهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذٰلِكَ أَمْراً  ﴿الطلاق‏، 1﴾

شاید خدا پس از این کاری پدید آورد [تا وسیله صلح و سازشی ایجاد شود.]

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

احمد عابدینی – یازدهم بهمن 1404

برچسب ها:
0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام نظرات
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx