نکاتی پیرامون سلام

نکاتی پیرامون سلام
چون در آیه 54 سوره انعام خداوند به پیامبرش دستور داده است که به مؤمنانی که نزد او میروند سلام کند، بحثهای گوناگونی پیرامون سلام مطرح میشود که دانستنش برای امروز جامعه مناسب است تا با افشای سلام به صلح و دوستی کمک شود و از جنگ و خشونت پرهیز شود.
به آیه توجه کنید:
وَ إِذٰا جٰاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيٰاتِنٰا فَقُلْ سَلاٰمٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهٰالَةٍ ثُمَّ تٰابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ﴿الأنعام، 54﴾
«و هرگاه کسانی که به آیات ما ایمان میآورند به نزد تو آیند، بگو: سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود مقرّر کرده كه هر کس از شما به نادانی کار زشتی مرتکب شد، سپس بعد از آن توبه کرد و [مفاسد خود را] اصلاح نمود [مشمول آمرزش و رحمت خدا شود]؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.»
چند پرسش در بارۀ سلام
با توجه به اینکه در این آیه از تعبیر سَلاٰمٌ عَلَيْكُمْ استفاده شده بد نیست به نکاتی راجع به سلام اشاره کنم:
باید بحث شود که سلام به چه معناست؟ سلام از سوی چه کسی است؟ چرا سلام در آیۀ مورد بحث، به صورت نکره آمده است ؟
در این زمینه باید گفته شود که نکره آمدن سلام در این جمله برای بیان عظمت است یعنی سلام با عظمتی بر آنها بگو. علاوه بر این در محیط عربی جنگ زیاد بوده است و حتی بچههای خودشان را میکشتند. محیط آنها خشن بوده است. کسی که بچۀ خود را میکشد مسلّما دیگران را بیشتر میکشد. حال سلام با وجود اینکه نکره باشد یک علامت بوده که گویندۀ آن اعلام میکرده که از دست من در امان هستی.
به همین جهت کسی که ابتدا وارد میشده سلام میکرده است یا کسی که ایستاده بوده و قدرت بیشتری داشته بر نشسته سلام میکرده یعنی من با شما جنگ ندارم. سلام در عرف عربها چنین نکاتی داشته است.
طبق این معنا، سلام پیامبر(ص) بر مومنین به این معنا است که از جانب من ناامنی و جنگی شما را تهدید نمیکند و اگر سلام خدا باشد يعني مؤمنان از عذاب الهي در امانند.
و اما با عبارات مختلفی میتوان بر دیگران سلام فرستاد مثل همین عبارت آیه یعنی سلام علیکم. همچنین میتوان السلام علیکم نیز گفت. در این صورت الف و لام در السلام ممکن است الف و لام جنس باشد یعنی همۀ اقسام سلام بر تو باد. ممکن هم هست الف و لام، عهد باشد یعنی از جانب من ناامنی که تو تصور میکنی وجود ندارد.
به گونۀ دیگری نیز میتوان سلام کرد مثل اینکه سلاماً گفته شود. اتفاقا در قرآن آمده است که مهمانان حضرت ابراهیم وقتی بر او وارد شدند این گونه سلام کردند:
إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقٰالُوا سَلاٰماً قٰالَ إِنّٰا مِنْكُمْ وَجِلُونَ ﴿الحجر، 52﴾
«هنگامی که بر او وارد شدند، پس سلام گفتند. [ابراهیم] گفت: ما از شما ترسانیم.»
این گونه سلام کردن هم درست است و در آن کلمهای در تقدیر است مثل سَلَّمتُ سلاما
همچنین گفتن «سلام» بدون گفتن «علیکم» نیز درست است و در این صورت مثل تعبیر فَصَبْرٌ جَمِيلٌ ﴿يوسف، 18﴾ میباشد که مبتداست و خبرش به خاطر واضح بودنش حذف شده است. یعنی صبر زیبا زیباتر است.
البته اشتباهفهمیهایی نیز در مورد سلام رخ داده است مثلا در سوره فرقان آمده است :
وَ عِبٰادُ الرَّحْمٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذٰا خٰاطَبَهُمُ الْجٰاهِلُونَ قٰالُوا سَلاٰماً ﴿الفرقان، 63﴾
«و بندگان [خدای] رحمان کسانی اند که روی زمین با آرامش و فروتنی راه میروند، و هنگامی که نادانان آنان را طرف خطاب قرار میدهند [در پاسخشان] سلام میگویند،»
این سلام به معنای سلام لفظی نیست بلکه به معنای حرفهای مصالحهجویانه است که دعوایی راه نیفتد.
پس سلام کردن در آیه 54 سوره انعام با سلام کردن در آیه 63 سوره فرقان فرق دارد. گاهی اوقات در جرّ و بحثها يكي از آنان به طرف مقابل میگوید: سلام. و با این سلام گفتن به او میفهماند که من تو را جاهل میدانم و طبق نظر قرآن به تو سلام میکنم. این سلام، انزجار را بیشتر میکند و نوعی توهین به او محسوب میشود در حالی که قرار است این سلام مصالحه ایجاد کند.
همچنین اگر حضرت موسی در پایان صحبتش با فرعون از تعبیر وَ اَلسَّلاٰمُ عَلىٰ مَنِ اِتَّبَعَ اَلْهُدىٰ ﴿طه، 47﴾ استفاده کرده است منظورش این بوده که با این جمله به نحوی برای فرعون دعا کند نه اینکه جنبۀ فرعونیت او را به رخ او بکشاند ولی امروزه در انتهای نامهها برخی افراد این جمله را مینویسند و قصدشان این است که كناية بگویند من موسای زمان هستم و تو که برایت نامه فرستادهام فرعون زمان هستی!!
این روشها در سلام دادن اشتباه است. همچنین اینکه در رسالۀ عملیه نوشتهاند وقتی به مسلمان میرسید سلام علیکم بگویید و به غیر مسلمان که میرسید سلام نکنید و اگر او سلام کرد باید نصفهکاره سلام کنید چنین فتاوایی نیز به نظرم صحیح نیست.
نکتۀ دیگر اینکه در سلام کردن گاهی اوقات جو و حتی تُن صدا میتواند کمک دهد مثلا وقتی در حالت خطابي میگوییم سلام، طبیعتا در آن (علیکم) وجود دارد. گاهی اوقات مبتدا یا خبر را میتوان حذف کرد چرا که با تُن صدا حرفهایی به دیگران فهمانده میشود که لزومی به آوردن لفظی آنها نیست. پس در تکلم و سلام دادن به یکدیگر، امورات عرفی را باید مورد توجه قرار داد.
خوب است کتابی به نام (سلامها در قرآن) نوشته شود و همۀ موارد ریشۀ (سلم) در قرآن جمع آوری شود و نکاتش مورد تحلیل قرار گیرد. مرحوم آیت الله مجلسی اصفهانی کتابی نوشته است به نام (الدرة البهیة فی مسائل التحیة) و در این کتاب از مسائل فقهی تحیت و سلام صحبت کرده است و این کتاب حدود 130 صفحه است. حال وقتی مسائل فقهی بحث سلام 130 صفحه شود مباحث دیگر مربوط به سلام حتما میتواند کتاب قطور و پر محتوایی باشد.
ارتباط سلام با تبلیغ صحیح دین
و اما در این آیه از تعبیر اَلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ استفاده شده است. این تعبیر با توجه به مضارع بودن يُؤْمِنُونَ به کسانی اشاره دارد که ایمان آوردند و روز به روز به ایمانشان میافزایند. پس بحث در مورد افرادی است که خواهان کمال هستند. تعبیر يُؤْمِنُونَ استمرار را میرساند. حال با توجه به آیات قبلی که مربوط به فقراء و بردگان مومنین بود میفهمیم آیه به پیامبر(ص) میگوید: این افراد که مبلغان آیندۀ اسلام و خواهان کمال هستند وقتی نزد تو آمدند باید به آنها سلام کنی. پس پیامبر(ص) وظیفه دارد به مبلغان راستین اسلام سلام کند.
اگر این رایحه و این معنا را در اینجا استشمام کردیم متوجه میشویم که چرا قرآن میگوید:
سَلاٰمٌ عَلىٰ نُوحٍ فِي الْعٰالَمِينَ ﴿الصافات، 79﴾
به نظر میرسد دلیلیش این است که او بیشترین تبلیغ را کرده است. او 950 سال تبلیغ کرده است. پس باید در عالَمین یعنی در تمامی جهانها به او سلام کرد. دیگران که مبلغین اسلام هستند و به اندازۀ نوح(ع) تبلیغ نکردهاند نیز مورد سلام قرار میگیرند ولی سَلاٰمٌ عَلىٰ نُوحٍ فِي الْعٰالَمِينَ تنها مربوط به حضرت نوح است.
پس سلام با مسألۀ تبلیغ دین صحیح ارتباط محکمی دارد. بنابراین اگر مبلغان واقعی اسلام باشیم سلام بر ما واقع میشود.
البته اینکه گفتم (اگر) مبلغ واقعی باشیم دلیلش این است که بسیاری از ما تبلیغ صحیح نکردهایم. در کشور که خیلی چیزها خراب شده است دلیلش این است که ما آخوندها تخصص کشورداری نداشتهایم ولی متأسفانه باید بگویم ما در بحث تربیت و دین نیز تخصص نداشتهایم و به همین خاطر نه جوانان جامعه به ما میل دارند و نه حتی جوانان خانواده؛ وقت طلاب را در حوزههای علمیه در مورد مسائل بیفایده تلف کردهاند و آنها را مشغول مباحث طهارت و نجاست یا شکیات نماز کردهاند و همین موجب شده است که در قرآن تخصص پیدا نکنند.
خاطره: در عملیات و الفجر آخوندی را برای سخنرانی آورده بودند و در جبهه خواص بول الإبل(ادرار شتر) را میگفت چون چیز دیگری بلد نبود و تنها مکاسب خوانده بوده و همان چیزی که در آنجا یاد گرفته بوده را در جبهه میگفت.
به هر حال میخواهم بگویم سلام در این آیه ممکن است با تبلیغ همراه باشد. یک مبلغ اسلامی باید از لحاظ عملی بهترین تبلیغ را انجام دهد تا سلام شامل حال او بشود. به عنوان مثال سلمان فارسی وقتی به مدائن رفته است از لحاظ عملی بهترین اخلاق را ارائه داده است. اینها الگوی عملی اسلام بودهاند و با کارشان بسیاری از افراد را به اسلام سوق دادند.
چهار استعمال از سلام در لغت
در مجمع البیان در مورد لغت سلام نقل کرده است که سلام در لغت به چهار صورت استعمال میشود:
الف) مصدر: به معنای دعا کردن برای انسان از اینکه از آفات سالم بماند.
ب) جمع سلامة
ج) اسمی از اسماء خدا: این سلام به معنای این است که خدا دارای سلام است یعنی خدا مالک سلام است و از عیوب و بدیها جداست و هیچ چیز ناپسندی در وجود خدا نیست.
د) نام یک درخت یا گیاه است. اگر اسم یک درخت یا گیاه را سلام نامیدند به خاطر این است که از آفات در سلامت است.
و اما سلام دارای مصادیق دیگر نیز هست. مثلا به سنگ محکم نیز سلام گفته شده است چرا که از سستی و پوسیدگی سالم است. همچنین به صلح نیز سلام گفته میشود چرا که صلح، سلامتي از شرّ است.
سلام و لزوم دوری از جنگ
پس معلوم است که جنگ شرّ است و هر طرف هزینههای زیادی برای آن میکنند. پس جنگ نباید اولویت هیچ انسان عاقلی باشد. آنچه که اولویت است سلام و صلح است. بله اگر طرف مقابل تن به صلح نمیدهد و چارۀ ديگري نباشد وقت جنگ میشود مثل جنگ بدر و احد که مشرکان مکه خودشان را برای جنگ با مسلمانان به پشت درهای مدینه رساندند و قصد از بین بردن مسلمانان را داشتند.
جنگ شرّ دارد و پیامبر(ص) به دنبال شر نبوده و جنگهای زمان پیامبر(ص) همگی بر او تحمیل شده است. بله اگر جنگی شروع میشد مسلمانان محکم میجنگیدند ولی شروع کننده یا خواهان جنگ نبودند.
و اما این نکته را در همینجا تذکر دهم که اگر بنده دائما در سخنرانیهایم میگویم که جنگ ابتدائی نداریم دلیلش این است که کل جهان اسلام و رادیو و تلویزیون همه میگویند جنگ ابتدایی داریم و من قصد دارم حداقل با امکانات کمی که دارم اعلام کنم که از ديد من این حرف اشتباه است.
لزوم رعایت آداب سلام
متأسفانه ما آداب سلام را رعایت نمیکنیم و مثلا در یک آسانسور که 4 نفر ایستادهاند هیچ کس به دیگری سلام نمیکند. این در حالی است که در کانادا مشاهده میکردم که آنها حتی به بچهها سلام میکردند.
دو معنا از فَقُلْ سَلاٰمٌ عَلَيْكُمْ و بیان گفتههای تفسیر کاشف
تعبیر فَقُلْ سَلاٰمٌ عَلَيْكُمْ دو گونه معنا شده است:
الف) خدا به پیامبر(ص) ادب سلام کردن را میآموزد که خود پیامبر(ص) به مومنان «سلامٌ علیکم» بگوید.
ب) پیامبر(ص) موظف است سلام خدا را به مومنان برساند.
در تفسیر کاشف از محمد جواد مغنیة در توضیح نظر اول مفصلا در مورد اخلاق و روحیات پیامبر(ص) صحبت شده است. اینها دلالت دارد که ما باید مثل پیامبر(ص) شویم. امروزه مردم در خیابان به یکدیگر سلام نمیکنند و حتی برخی از آخوندها منتظر سلام دیگران هستند. در این شرائط خراب که به پای ما آخوندها نوشته شده است حداقل این است که بشاشت وجه داشته باشیم و با روی خوش با مردم برخورد کنیم.
همچنین در تفسیر کاشف آمده است که باید همانند پیامبر(ص) باشیم و کسی را به خاطر ثروت و مال و جنس و رنگ اکرام نکنیم. متأسفانه ما در این زمینه مثل پیامبر(ص) نیستیم. مثلا اگر دیدیم شخصیتی با ماشین ضد گلوله آمد او را احترام میکنیم ولی به عوام احترام نمیگذاریم. بد نیست به مناسبت به این نکته اشاره کنم که برخی از روحانیون کاروانهای حج بجای اینکه تبلیغ کنند که باید با مسلمانان دیگر کشورها با احترام برخورد کنیم دائما به مردم تلقین میکنند که اینها سنی هستند و اعمالشان باطل است به گونهاي كه وقتي شخص سیاه پوستی در حین طواف به صف ایرانیها آمده بود، آنها با بدی با او رفتار کردند و او این آیه را خوانده بود که: سَوٰاءً الْعٰاكِفُ فِيهِ وَ الْبٰادِ ﴿الحج، 25﴾
«مسجدالحرام که آن را برای همه مردم چه مقیم و حاضر و چه مسافر، یکسان قرار دادهایم.»
این در حالی است که برخی از روحانیون میگویند ما شیعیان بالاتریم و نمازهای اهل سنت باطل است.
به هر حال ما نباید کسی را به خاطر رنگ و نژاد و کشور و فکر تحقیر کنیم بلکه دین و اخلاق خوب است که عامل احترام است.
باز در تفسیر کاشف ذیل آیۀ مورد بحث آمده است که اخلاق بشری تا قبل از پیامبر اسلام(ص) در سراشیبی بود و بعد از ایشان به بالا حرکت کرد و پس از مدتی دوباره اخلاق به سراشیبی آمده است.
در این تفسیر آمده است که مراجع تقلید متواضع هستند و صغیر و کبیر نزد آنها میروند و فقراء نزد آنها میآیند.
البته شاید مراجع تقلید در زمان نویسندۀ تفسیر کاشف اینگونه بودهاند ولی زمان ما برخی از مراجعی که در قم هستند دیدارشان به راحتی ممکن نیست. متأسفانه چنان حکومت همه را از خود بی خود کرده است که نمیدانم چه باید کرد؟ ما در زمانی زندگی میکنیم که پاپ در مسیحیت در مقابل سیاهپوستان تواضع دارد ولی علمای اسلام اینگونه نیستند.
به هر حال یک ادب اسلامی این است که سلام کنیم و تواضع داشته باشیم و اقشار مختلف نزد ما بیایند. روحانیون باید اجازه دهند که دانشجویان نزد آنها بیایند و اشکالات خود را مطرح کنند.
لزوم توجه به حقیقت سلام بجای توجه به لفظ
همانطور که گفته شد ممکن است مراد از فَقُلْ سَلاٰمٌ عَلَيْكُمْ این باشد که پیامبر(ص) سلام خدا را به مؤمنین برساند. طبق این معنا آیا مراد این است که پیامبر(ص) به مردم بگوید: «خدا سلام رساند» یا امر دیگری مدّ نظر است؟ به طور کلی آیا مراد از سلام، سلام لفظی است یا حقیقتی در وراء آن نهفته است؟
در این زمینه باید گفته شود که معمولا بسیاری از افراد به خاطر آسان بودن سلام لفظی، سلام را در لفظ خلاصه کردهاند ولی اینکه بخواهند برای طرف مقابل کاری کنند كه او سلامت يابد حاضر نیستند.
توجه به این نکته لازم است که سلام، باید عامل سلامتی و امنیت باشد. پس سلام لفظی باید به همراه تضمین سلامت جسمی و روحی جامعه باشد که جامعه اینقدر اضطراب نداشته باشد و اینقدر افراد جامعه به هم بدبین نباشند.
فراهم شدن رزق مبلّغان واقعی اسلام
وقتی خدا میگوید سلام مرا به مؤمنین برسان یعنی آنها از ناحيه من در سلامت هستند يعني نان و آب و امنيت و امور معيشتي آنها از ناحيه من در امان است و آسيبي نميبيند.
با این توضیح و توضیحات گذشته که گفتیم مراد از (الذين يؤمنون) فقيران اهل عبادتي هستند كه نزد پيامبر(ص) آموزش ميبينند تا بعدا از نظر علمی و عملی اسلام را معرفي كنند و با تنقيح مناط ميفهميم كه این آیات مربوط به مبلّغان واقعي دین است، بنابراين سلام خدا بر مبلّغان دين يعني اينكه خدا رزق و روزی و امنيت و سلامت مبلغان واقعي دین را تضمین کرده است و به آنها آسایش و آرامش میرساند تا یک زندگی در حدّ معمول داشته باشند.
پس اگر مبلّغ واقعی بودیم خدا به ما سلام داده و این به معنای این است که خدا رزق ما را تأمین کرده است.
بله طلاب به وظیفۀ خود عمل نکردهاند که وضعشان بد است. طلاب متملق این و آن شدند و دین خود را هزینۀ دیگران کردند. پس تضمین الهی مربوط به مبلغان راستین است نه هر مبلّغی. مبلّغی که دین را برای مقامات هزینه کند چنین کسی مبلّغ واقعی نیست. کسی که بگوید انبیاء به اهدافشان نرسیدند ولی ما در جمهوری اسلامی اهداف تمامي انبيا را محقَّق ساختيم چنین کسی مبلّغ راستین اسلام نیست.
سلام از ناحیۀ خدا یعنی سلامتیِ واقعی یعنی هم سلامتی در تأمین مادی و هم امنیت دینی و هم سلامتی روانی. دقت شود که «سلام» در آیۀ مورد بحث نکره است و تنوین عظمت نیز دارد و از ناحیۀ خدا نیز هست. پس خدایی که خالق آسمانها و زمین است و دارای به تمام معناست و همۀ صفات کمال را دارد سلام داده است و چنین سلامی را نباید دست کم گرفت.
بنابراین اگر میخواهیم سلام و امنیت کامل در دنیا و آخرت داشته باشیم باید مؤمن شویم.
پس اگر سلام از ناحیۀ خدا باشد یعنی همه چیز تضمین است و اگر سلام از ناحیۀ پیامبر(ص) باشد میتواند سلام لفظی باشد چرا که پیامبر(ص) لفظاً نیز سلام میکند ولی منحصر به لفظ نیست. سلام پیامبر(ص) یعنی مؤمنان از ناحیۀ من در سلامت هستند. پس نباید نگران باشند، زیرا پیامبر(ص) به هیچ نحوی اغنیاء را بر آنها ترجیح نمیدهد. مطمئن باشند که پیامبر(ص) کارهای دیگر را بر رسیدگی به امور مؤمنان ترجیح نمیدهد. توجه شود که پیامبر(ص) مشغلههای فراوانی داشته است: رسول خدا بوده است. حاکم بوده است. شوهر چندین زن بوده است. پس ایشان کارهای گوناگونی داشته است ولی هیچ یک از این کارها باعث نميشده كه مؤمنان را طرد كند يا از رسیدگی به آنان باز ايستد. حتی رسیدگی به هيأتهای قبايل مختلف باعث نشد که پیامبر(ص) مؤمنان را رها کند. پس پیامبر(ص) نیز حقیقت سلام را بر مؤمنان میفرستاده است و هیچ کار یا سخنی که موجب آزردگی مؤمنان شود نداشته است.
با این توضیحات میفهمیم که ما در همان سلام لفظی ماندهایم ولی پیامبر(ص) بهترین سلامها را بر مؤمنان میفرستاده است.
پس سلام، چه از ناحیۀ خدا باشد و چه از ناحیۀ پیامبر(ص) بالاترین سلامها است. پیامبر(ص) اشرف مخلوقات است و سلام او بالاترین سلام است.
موارد استعمال «سلام علیکم» در قرآن
بحث راجع به کلمۀ سلام بود و گفتیم سلام در آیه 54 سوره انعام بالاترین نوع سلام در قرآن است چون احتمال دارد که سلام خدا باشد و اگر سلام پیامبر(ص) هم باشد ایشان خاتم النبیین و اشرف مخلوقات است و سلامش بالاترین سلام است.
خوب است سلامهای دیگر را نیز در قرآن بررسی کنیم تا ویژگی سلام در این آیه بیشتر مشخص شود.
تعبیر (سلام علیکم) در قرآن غیر از آیه مورد بحث در 5 مورد دیگر نیز آمده است که عبارتند از:
اول: آیۀ 46 سورۀ اعراف که در آن اصحاب اعراف به بهشتیان سلام میکنند:
وَ بَيْنَهُمٰا حِجٰابٌ وَ عَلَى اَلْأَعْرٰافِ رِجٰالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيمٰاهُمْ وَ نٰادَوْا أَصْحٰابَ اَلْجَنَّةِ أَنْ سَلاٰمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهٰا وَ هُمْ يَطْمَعُونَ ﴿الأعراف، 46﴾
و میان آن دو [گروه بهشتیان و دوزخیان] حائلی است، و بر اعراف، مردانی [با مقام و منزلت اند] که هر کدام از دو گروه را به نشانه هایشان می شناسند، و بهشتیان را که وارد بهشت نشده اند، ولی ورود به آن را امید دارند، آواز می دهند که درود بر شما.
مورد دوم: وَ الَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغٰاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقٰامُوا الصَّلاٰةَ وَ أَنْفَقُوا مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ سِرًّا وَ عَلاٰنِيَةً وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولٰئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدّٰارِ ﴿الرعد، 22﴾ جَنّٰاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهٰا وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبٰائِهِمْ وَ أَزْوٰاجِهِمْ وَ ذُرِّيّٰاتِهِمْ وَ الْمَلاٰئِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بٰابٍ ﴿الرعد، 23﴾ سَلاٰمٌ عَلَيْكُمْ بِمٰا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدّٰارِ ﴿الرعد، 24﴾
«و برای به دست آوردن خشنودی پروردگارشان شکیبایی ورزیدند، و نماز را بر پا داشتند، و بخشی از آنچه را روزی آنان کردیم در نهان و آشکار انفاق نمودند، و همواره با نیکی، زشتی و پلیدی را دفع میکنند، اینانند که فرجام نیک آن سرای، ویژه آنان است.» «بهشتهای جاویدی که آنان و پدران و همسران و فرزندان شایسته و درست کارشان در آن وارد میشوند، و فرشتگان از هر دری بر آنان درآیند.» «[و به آنان گویند:] سلام بر شما به پاس استقامت و صبرتان. پس نیکوست فرجام این سرای.»
مورد سوم: اَلَّذِينَ تَتَوَفّٰاهُمُ الْمَلاٰئِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلاٰمٌ عَلَيْكُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمٰا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿النحل، 32﴾
«آنان که در حال پاک و پاکیزهگی، فرشتگانْ جانشان را میگیرند، به آنان میگویند: سلام بر شما، [اکنون] به پاداش آنچه همواره انجام میدادید، به بهشت درآیید.»
از این آیه بدست میآید مرگ برای متقیان جان کندن نیست بلکه جان دادن است و ملائکه با سلام و آرامش جان متقیان را میگیرند.
مورد چهارم: وَ إِذٰا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قٰالُوا لَنٰا أَعْمٰالُنٰا وَ لَكُمْ أَعْمٰالُكُمْ سَلاٰمٌ عَلَيْكُمْ لاٰ نَبْتَغِي الْجٰاهِلِينَ ﴿القصص، 55﴾
«و هنگامی که سخن بیهودهای بشنوند، از آن روی برمیگردانند و میگویند: اعمال ما برای ما و اعمال شما برای شما، سلام بر شما [سلام متارکه] ، ما خواستار [همنشینی و معاشرت با] نادانان نیستیم.»
مورد پنجم: وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً حَتّٰى إِذٰا جٰاؤُهٰا وَ فُتِحَتْ أَبْوٰابُهٰا وَ قٰالَ لَهُمْ خَزَنَتُهٰا سَلاٰمٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهٰا خٰالِدِينَ ﴿الزمر، 73﴾
«و کسانی که از پروردگارشان پروا کردند گروه گروه به بهشت رانده میشوند، چون به آن رسند در حالی که درهایش از پیش گشوده شده است، نگهبانانش به آنان گویند: سلام بر شما، پاکیزه و نیکو شدید، پس وارد آن شوید که [در آن] جاودانه اید.»
افشاء سلام
افشاء سلام خودش یک کار پسنیدیده است و باید کاری کرد که حتی لفظ سلام در جامعه گسترده شود. حال ممکن است کسی بپرسد وقتی افراد، بر سر کار خودشان هستند نمیتوان دائما به آنها سلام کرد و تازه در برخی موارد سلام کردن موجب میشود که طرف مقابل دید بدی نسبت به ما پیدا کند چون فکر میکند از او توقعی داریم که به او سلام میکنیم.
در جواب این سوال باید گفته شود که ما باید سلام را در جامعه نهادينه کنیم نه اینکه فقط به دنبال سلام لفظی باشیم مثل بحث نماز. در بحث نماز بارها گفتهایم که اقامۀ نماز معنای خاصی دارد نه اینکه تنها به نماز ظاهری بپردازیم. اقامۀ نماز یعنی باید در جامعه، عدالت و عقلانیت و احترام متقابل به وجود آید. اینگونه است که نماز، اقامه میشود. پس اگر در مقابل ظلم سکوت کردیم و به ظاهر نماز پرداختیم این کار، اقامۀ نماز نمیشود.
حال سلام نیز همینگونه است. سلام وقتی نهادینه میشود که افراد جامعه نسبت به یکدیگر سلامتی و ایمنی داشته باشند مثل خود پیامبر(ص) که با رفتار عاقلانهاش سلامتی را در جامعه نهادینه کرد.
ما باید مثل پیامبر(ص) عمل کنیم و برای این کار باید بجای احساسات، تعقل جمعی ایجاد کنیم. پس نباید فقط سلام را در لفظ دید.
علاوه بر این پیامبر(ص) به زیردستانی که فقیر و نادار بودند و ایمان آوردند سلام میکرد. این در حالی است که برخی از ما سعی میکنیم فقط به افراد ثروتمند سلام کنیم ولی باید یاد بگیریم که ابتدا به پابرهنهها سلام کنیم. پس اگر خواستیم (سلام علیکم) در این آیه را محقق کنیم ما نیز مثل پیامبر(ص) باید سعی کنیم به زیردستان سلام کنیم.
آیا دستور سلام به دیگران در آیات قرآن با هم ناسازگار است؟
سوال: آیا دستور به پیامبر(ص)در آیه 54 سورۀ انعام با یک بار انجام محقق میشود یا اینکه مؤمنان هر زمانی نزد پیامبر(ص) آمدند او باید به مؤمنان سلام دهد؟ در واقع به اصطلاح علم اصول، آیا انجام این امر برای پیامبر(ص) دلالت بر یک بار دارد یا دلالت بر تکرار؟
پاسخ: 1. ممکن است بگوییم امر این آیه دلالت بر یک بار دارد و پیامبر(ص) تنها در یک مورد باید بر آن واردین سلام کند؛ 2. ممکن است بگوییم این آیه یکی از ویژگیهای پیامبر(ص) را بیان میکند؛ زیرا همیشه آن کسی که وارد میشود سلام میکند، ولی در مورد پیامبر(ص) ایشان باید بر شخص وارد شده سلام کند؛ 3. ممکن هم هست کسی بگوید آن قانون کلی که شخص وارد شونده باید سلام کند اشتباه است و از فعل پیامبر(ص) ملاک یاد میگیریم و میگوییم این ما هستیم که باید بر کسی که بر ما وارد میشود سلام کنیم.
البته این احتمال آخری با آیات27 و 61 از سوره نور در تعارض است. به این آیات از سوره نور توجه کنید:
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتّٰى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلىٰ أَهْلِهٰا ذٰلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿النور، 27﴾
«ای مسلمانان! به خانههایی غیر از خانههای خودتان وارد نشوید تا آنکه اجازه بگیرید، و بر اهل آنها سلام کنید، [رعایت] این [امور اخلاقی] برای شما بهتر است، باشد که متذکّر شوید.»
… فَإِذٰا دَخَلْتُمْ بُيُوتاً فَسَلِّمُوا عَلىٰ أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُبٰارَكَةً طَيِّبَةً كَذٰلِكَ يُبَيِّنُ اللّٰهُ لَكُمُ الْآيٰاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿النور، 61﴾
«… پس هرگاه به خانههایی [که ذکر شد] وارد شدید، بر خودتان سلام کنید که درودی است از سوی خدا [درودی] پربرکت و پاکیزه، خدا این گونه آیات را برای شما بیان میکند تا بیندیشید.»
بر طبق این آیات شخص وارد شونده باید سلام کند. پس باید بین دو دسته از آیات را اینگونه جمع کنیم که آیۀ 54 سوره انعام از احکام اختصاصی پیامبر(ص) است و نمیتوان از آن تنقیح مناط کرد ولی آیات سوره نور خطاب به مسلمانان است و تکلیف آنها را روشن کرده است به این صورت که وارد شونده باید سلام کند.
به عبارت علمیتر آیات سوره نور عام است که شخص وارد شونده باید سلام کند. عقلایی و متعارف نزد مردم هم این است که شخص وارد شونده سلام میکند. حال اگر آیهای مثل آیه 54 سوره انعام به پیامبر(ص) میگوید تو به واردین سلام کن. این آیه ظاهرش اختصاص است و نمیتوان از آن تنقیح مناط کرد. پس نتیجه این میشود که پیامبر(ص) تنها یک بار باید بر واردین سلام کند و در بقیۀ مواقع باید به همان عموم عمل کرد.
انواع سلام در سورۀ نور
شایسته است در همینجا به مناسبت بحث سلام به این نکته اشاره کنم که سلامها در آیات سوره نور دو نوع هستند:
الف) یکی سلام استیذان برای اجازه گرفتن برای ورود به خانه است که جواب این سلام واجب نیست.(این سلام مربوط به آیه 27 سوره نور و قبل از استيناس است)
ب) سلام هنگام ملاقات با دیگران که جواب این سلام واجب است.(این سلام مربوط به آيه27 سوره نور پس از استيذان و استيناس و همچنين مربوط به آیه 61 سوره نور است)
مخاطب سلامهای آخر نماز
سؤالی به مناسبت آیۀ مورد بحث مطرح شده است که مخاطب سلامهای آخر نماز چه کسانی هستند؟
در این زمینه باید گفته شود که سلام بر پیامبر(ص) مشخص است. سلام دوم نیز روشن است که بر نمازگزاران و بندگان صالح خداست. در مورد سلام سوم یعنی السلام علیکم معمولا میگویند اگر نماز فرادی باشد خطاب به ملائکهای است که محافظ انسان هستند و اگر نماز جماعت باشد علاوه بر ملائکه به نمازگزاران نیز میباشد.
علامۀ حلی در کتاب تذکرة از شافعی نقل کرده است که امام جماعت وقتی سلام میدهد در السلام علیکم اول سه چیز را در نظر بگیرد: خروج از نماز، سلام بر ملائکهای که محافظ انسان هستند و سوم سلام بر نمازگزاران؛ و با السلام علیکم دوم دو چیز را در نظر بگیرد: سلام بر ملائکه و بر نمازگزاران. از آن طرف مأموم با گفتن السلام علیکم علاوه بر موارد گذشته باید امام را نیز در نظر بگیرد. و اما کسی که فرادی نماز میخواند با سلام دادن باید خروج از نماز و سلام بر ملائکه را نیت کند.
در اینباره کتابهای دیگری را نیز بررسی کردم که در این زمینه، یا چیزی نداشت و یا در همین حد بود و ما نیز به همین اندازه اکتفا میکنیم.
«سلام علیکم» روش تحیت و درود اسلامی هنگام ملاقات با یکدیگر.
امروزه بسیاری از افراد در هنگام ملاقات با یکدیگر از تعابیری مثل: زنده باشید، خسته نباشد، درود بر شما و …. استفاده میکنند، در حالی که دین استفاده از تعبیر «سلام» را پیشنهاد کرده است. البته گفتن عبارات دیگر اشکالی ندارد ولی چون در قرآن «سلام» سفارش شده و سلام معنای سلامتی و امنیت دارد بهتر است از این واژه استفاده کنیم.
خاطره: یادم هست در یکی از سفرهای حج با شخصی که انگلیسیزبان بود شروع به صحبت کردم و در ابتدای کلام از تعبیر hello استفاده کردم. پس از مقداري صحبت او از من پرسید: تو مسلمانی؟ گفتم: بله و شاهدش اینکه حج آمدهام. او گفت: اگر مسلمان هستی چرا سلام نگفتی؟ برای من جالب بود که او با اینکه انگلیسی زبان بود به من میگفت شعار مسلمانان «سلام» است و «سلام» را علامت اسلام میدانست. امروزه عدهای با آخوندها بد شدهاند و بجای سلام، از لفظ درود استفاده میکنند. اینکه آخوندها بد عمل کردهاند درست است ولی اسلام بد نيست و شعار اسلام نباید از دست برود.