پاسخ به پرسش‌هایی پیرامون داستان حضرت یوسف(ع)

پاسخ به پرسش‌هایی پیرامون داستان حضرت یوسف(ع)

پاسخ داده شد
0
0

در این پرسش و پاسخ به چندین سؤال پیرامون داستان حضرت یوسف(ع) اشاره شده است.

  • شما باید برای ارسال دیدگاه شوید
پاسخ عالی
-1
0

پاسخ به سؤالاتی پیرامون داستان حضرت یوسف(ع)
سؤال اول: چرا در میان داستان‌های قرآنی قصۀ یوسف که یک داستان عشقی است احسن القصص معرفی شده است؟
جواب: اولا «أحسن القَصَص» معنایش بهترین قصه‌ها نیست. ثانیا بر فرض بهترین قصه‌ها نامیده شود به خاطر عشق یوسف و زلیخا نیست. اصلا یوسف عشقی به زلیخا نداشت بلکه زلیخا عاشق یوسف شده بود.
ثالثا بهترین قصص بودن به خاطر این است که عفو و بزرگواری یوسف واقعا زیبا بود. دقت کنید که ما امروزه نلسون ماندلا را بهترین فرد می‌دانیم چرا که زندان‌بان خود را بخشید. این در حالی است که یوسف بهتر عمل کرده است و مثلا برادران خود را که او را در چاه نهاده‌اند و بعد از یافت شدنش او را به عنوان برده فروخته‌اند و پس از حاکم شدنش به او تهمت دزدی زدند و… بخشید. بله او برادرانش را که موجب اذیت چند دهسال‌اش شدند بخشید و از خدا نیز برای آنان آمرزش خواست. این عفو و بزرگواری بسیار بزرگ است و داستان یوسف از این باب احسن القصص شده است. پس داستان یوسف به ما درس گذشت می‌دهد. اگر ماندلا گفته است «می‌گذریم ولی فراموش نمی‌کنیم» یوسف حتی این را هم نگفت، بلکه گفت خدا آن را می‌پوشاند. «یغفر الله لکم و هو ارحم الراحمین». همچنین یوسف آن زنی را که به او ظلم کرد و او را به زندان انداخت نفرین نکرد بلکه تنها دعا کرد که با زندان رفتن خودش از دست آنان نجات یابد و گفت زندان برای من از گناه بهتر است. اما نگفت که خدایا گنهکاران را نابود کن. این را مقایسه کنید با مرگهایی که ما بر این و آن می‌فرستیم تا مقداری در حال و هوای بهترین داستانها نفس بکشید. بله یوسف حتی به کافر و مشرک و ظلم کنندة به خودش هم نفرین نکرده است.
به هر حال این قسمت از داستان یوسف واقعا زیباست و باید به نکات ظریف گفته شده در این داستان توجه داشت.
سؤال دوم: آیا عشق زن متأهل به مرد دیگر ناپسند نیست؟
جواب: بله ناپسند است و قرآن این کار را تأیید نکرده است بلکه شدیدا آن را مذمت کرده است.
سؤال سوم: چرا در قرآن حرفی از شوهر زلیخا زده نشده است؟
جواب: اتفاقا در مورد شوهر زلیخا نیز صحبت شده است و مثلا در آیات 26 و 27 و 28 مطالبی در مورد او آمده است.
سؤال چهارم: چرا وقتی یوسف و زلیخا به هم می‌رسند عیب جویی و تحقیر صورت نگرفته و بیان قرآن حظّ و عشق را در کام خواننده ایجاد می‌کند؟ چرا قرآن این داستان را اینقدر دلچسب بیان کرده است؟
جواب: در قرآن در مورد اینکه یوسف و زلیخا به هم می‌رسند اصلا صحبتی نشده است. علاوه بر این هدف قرآن این نیست که عیب دیگران را بیان کند بلکه می‌خواهد درس عفاف بیاموزد و تا جایی که ممکن است در بارۀ عیوب دیگران پرده‌پوشی می‌کند.
سؤال پنجم: چرا بجای تنبیه و سنگسار زلیخا او فرصت پیدا می‌کند که حقانیت این عشق را به دیگران ثابت کند؟
جواب: اولا مجازات سنگسار نباید به اسلام نسبت داده شود چرا که در قرآن سخنی از سنگسار کردن زناکار نیامده است. ثانیا اصلا زنایی صورت نگرفت چون یوسف فرار کرد و اجازه نداد گناهی صورت بگیرد. پس تنها قصد گناه از طرف زلیخا اتفاق افتاد که از لحاظ قوانین شرع فرد را به خاطر قصد گناه مجازات نمی‌کنند.
و اما بر فرض که زنا صورت گرفته بود باز مجازات نداشت چون در خفا بوده است و از نظر قرآن زنایی مجازات دارد که علنی باشد به‌گونه‌ای که چهار شاهد داشته باشد.
سؤال ششم: چرا متدینین و مسلمانان با خدا بر سر این داستان نمی‌جنگند؟
جواب: این اعتراض وارد است که متدینین و ادارۀ ارشاد به خدا بگویند چرا این داستان را در قرآن آورده‌ای؟ اگر این قسمت قرآن نزد ادارۀ ارشاد برود و نفهمند که قرآن است اجازۀ چاپ به آن نمی‌دهند و می‌گویند مشکلش این است که بحث زن و مرد نامحرم و عشق بین آن دو را آورده است. این مشکلِ ادارۀ ارشاد است که اگر این داستان در غیر قرآن بود از ممیزی ادارۀ ارشاد عبور نمی‌کرد.
متأسفانه در کشور ما حتی تورات و انجیل اجازۀ چاپ ندارند با اینکه قرآن، تورات و انجیل را نور نامیده است.
خود من خاطرات سفر حجم را نوشتم و ویراستاری کردم و وزارت ارشاد صد اشکال به آن گرفت که 95 مورد آن حذفی است و بنده از چاپ آن منصرف شدم.
خلاصه اینکه می‌خواهم بگویم این اشکال به متدینین امروز وارد است.
سؤال هفتم: چرا در قرآن وقتی شرح عاشقی زلیخا بیان شده است شوهرش او را به جرم ناموسی نمی‌کشد؟
جواب: از همین‌جا معلوم می‌شود که حتی در جاهلیت مصر در آن زمان اگر زنی گناه می‌کرده جانش را نمی‌گرفتند. پس اگر می‌شنویم عرب‌های خوزستان یا هر کسی زن یا دخترش را به خاطر احتمال گناه می‌کشد معلوم می‌شود که اینها بسیار جاهل‌تر از مردم کافر چند هزار سال پیش هستند.
به هر حال هر کسی ممکن است گناهی بکند ولی مجازاتش کشتن نیست به خصوص در مورد گناهان شهوانی. پس افرادی در زمان ما از عصر جاهلیت نیز عقب‌تر هستند. امید است که همه از أحسن القصص درسهای گذشت و بزرگواری فرا بگیریم و از تعصبات کور دست برداریم.

  • شما باید برای ارسال دیدگاه شوید
نمایش 1 نتیجه
پاسخ شما

لطفا جهت ثبت نام ابتدا یا ثبت نام کنید.

چون بازاندیشی روشی دائمی است سزاوار است نوشته ها و سخنرانی های این سایت نظر قطعی و نهایی قلمداد نشود.